این نهاد هرگاه نیاز به همیاری مردمی بود، متحد میشد و در همان نقطهای که نیاز بود، حضور مییافت. این حضور مردمی باعث شد وزارتخانهای به نام وزارت جهادسازندگی شکل بگیرد تا مردم را به صورت تشکیلاتی برای اقدامات مردمی ـ از دروی گندم گرفته تا راهسازی ـ بسیج کند.
پس از مدتی مسئولان به این نتیجه رسیدند دولت باید کوچک شود و ادغام وزارتخانهها کلید خورد که یکی از این موارد، ادغام وزارت کشاورزی با جهادسازندگی بود و در قالب این ادغام، تفکرات جهادی و حرکتهای مردمی به فراموشی سپرده شد تا آنکه حضرت آیتالله خامنهای، رهبر معظم انقلاب دستور دادند بخشی از بسیج به نام بسیج سازندگی، مسئولیت جهاد در بخش اقتصادی را به عهده بگیرد. به محض صدور فرمان رهبر معظم انقلاب، تشکیلات بسیج سازندگی تعریف و ساماندهی شد و به شناسایی مشکلات و چالشهایی پرداخت که هرچند در وظایف یکی از وزارتخانهها تعریف شده بود، اما به دلایل گوناگون از جمله مشکلات اعتباری، هیچ وزارتخانهای حاضر به انجام آن نبود. ساختن راه روستایی، احداث مسجد، مدرسه، کانال آب و کمک به کشاورزان در نقاط محروم از جمله کارهایی است که بسیج سازندگی به عهده دارد. البته بسیج سازندگی هنگام زلزله نیز فعال میشود، هنوز یادمان نرفته که در زلزله اهر و هریس چگونه در سرمای زمستان به ساخت خانه برای زلزلهزدگان میپرداختند.
نکته دیگری که درباره بسیج سازندگی وجود دارد، کار بیمنت است. تاکنون هیچکدام از بسیجیان سازندگی را ندیدهام بابت کاری که کرده، منتی بر سر روستاییان یا محرومان بگذارد. حتی برخی از آنان با کم لطفی نیز رو به رو شده اند که تاکید دارند وقتی کاری برای رضای خدا باشد، برخی رفتارها نباید انسان را آزرده کند.
از سوی دیگر، اکنون بسیج سازندگی در زمینه اشتغالزایی از جمله برای افرادی که تمایل به دامداری دارند، برنامههای خوبی دارد. در زمینه زنبورداری، پرورش قارچ، کشاورزی، مشاغل خانگی و بسیاری موارد دیگر برنامهریزی دارد.
زنان سرپرست خانواری هستند که با کمک بسیج سازندگی از کمکهای کمیته امداد یا کمکهای مردمی بینیاز میشوند. یکی از روستاییانی که توانسته بود با کمک بسیج سازندگی به پرورش مرغ و دام بپردازد، وقتی نظرش را درباره بسیج سازندگی جویا شدیم، میگفت: خدا خیرشان بدهد، اول خدا و بعد هم کمکهای بسیج سازندگی باعث شده آقای خودمان باشیم و نوکر خودمان. بسیج سازندگی به ما یاد داده که بتوانیم درآمد داشته باشیم و چشممان به دست این و آن نباشد.
به خاطر دارم در یکی از مناطق کشورمان رودخانهای بود که مردم برای عبور از آن یک نقاله درست کرده بودند و کودکی هنگام استفاده از این نقاله، انگشتان دستش قطع شده بود که البته همین یک مورد نبود. همه این اتفاقات به دلیل نبود پل در این منطقه بود، اما بسیج سازندگی آن پل را ساخت. در یکی از بازدیدهایی که به همراه بسیج سازندگی به یکی از مناطق محروم رفته بودیم، یکی از مسئولان بسیج سازندگی میگفت: به طور متوسط هر ماه 15 روز در بیابانها و مناطق محروم هستم و گاهی دلم برای خانوادهام تنگ میشود، اما وقتی میبینم با ساختن یک مسجد، یک درمانگاه، یک کانال آب، یک راه روستایی و مواردی از این دست جامعهای از محرومان کشورم خوشحال میشوند، دلتنگیهایم پایان میگیرد. وی میگفت: قبل از آنکه کاری برای این محرومان انجام بدهیم، باید چهره آنان را ببینیم و بعد از آنکه کاری برایشان انجام دادیم نیز چهرهشان را ببینیم.
این مقام مسئول در بسیج سازندگی میگفت از اینکه جهت رفاه مردم گام برمیداریم برای من لذتبخش است و کسی از ما قدردانی میکند یا نمیکند فقط به این دلخوش هستیم که زحماتمان نزد خداوند میماند و اجرمان را از او میگیریم.
کورش شرفشاهی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم