در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اینها مسئولیت است یا روزمرگی؟
همه انسانها باید زندگی کنند، اما نحوه زندگی کردن و گذران روزهای عمر میان افراد مختلف بسیار متفاوت است. خیلیها ترجیح میدهند در طول زندگی خود، برنامه معینی داشته باشند و دقیقا مطابق آن پیش بروند. در حالی که عدهای هم هستند خودشان را با کارهای مختلف و متنوع سرگرم میکنند و دوست دارند هر روز موضوع جدیدی را تجربه کنند.
آقای شاهرخی که سالهاست همین شیوه را در پیش گرفته و برنامههای مختلفی را در زندگیاش امتحان کرده است، میگوید: زمانی که برای مدتی یک کار معین را تکرار میکنم و زندگیام نظم و روال خاصی پیدا میکند، احساس خوبی ندارم و برای همین دائم به فکر تغییر کارم هستم.
او همه این کارها را میکند تا از زندگیاش بیشتر لذت ببرد، ولی اطرافیانش چنین شیوهای را نمیپسندند و این کارها را مانع موفقیت او میدانند. این مرد سی و هشت ساله هم متوجه این موضوع شده است، اما نمیتواند کارهای منظم و همیشگی را بپذیرد و آنها را موجب یکنواخت شدن زندگیاش میداند.
البته کسانی که مانند آقای شاهرخی فکر میکنند، کم نیستند. همان افرادی که کار کردن یا رفتن به محل کار و برگشتن به خانه را اتفاقی تکراری و خستهکننده میدانند و به همین بهانه چنین وظایفی را نادیده میگیرند.
دکتر بهروز بیرشک نیز ضمن بیان اینکه افراد زیادی از این مساله شکایت دارند و احساس یکنواختی در زندگی اذیتشان میکند، در گفتوگو با جامجم توضیح میدهد: یکنواخت شدن زندگی و احساس ملالت و کسالت در نتیجه آن، یکی از مشکلات شایعی است که انسانهای زیادی با آن مواجه هستند. در حقیقت، برنامه یکنواخت زندگی عامل مهمی است که میتواند جذابیت مورد نیاز در زندگی را از بین ببرد.
با این حال، تمام انسانها برنامه مشخصی دارند که هر روز باید براساس نظم و قانون خاصی اجرا شود و بهطور روزمره ادامه یابد. بهعنوان نمونه، فردی که کارمند است، هر روز باید به محل کارش برود و وظایفش را انجام دهد. بنابراین برنامههای معمول زندگی را نمیتوان و نباید نادیده گرفت.
این روانشناس میافزاید: از طرفی هم داشتن برنامهای یکنواخت در زندگی که به احساس کسالت منجر میشود با افسردگی و کسل بودن در طول یک روز تفاوت دارد.
تغییرات کوچک برای تغییری بزرگ
«به این زندگیها زندگی نمیگویند»؛ این نظر خانم آشتیانی است که فکر میکند زندگی او و افرادی مانند او با مفهوم واقعی زندگی تفاوت دارد. این خانم بیست و نه ساله که از برنامههای یکنواخت و خستهکننده زندگیاش خسته شده است، میگوید: تقریبا تمام روزهای سال مانند یکدیگر میگذرد؛ بدون هیچ هیجان و اشتیاقی برای ادامه دادن. انگار چون مجبوریم، زندگی میکنیم؛ نه اینکه از زندگی کردن و زنده بودن لذت ببریم.
به عقیده او، کارهای متعدد و وظایف سنگینی که انسان در این دوران با آن روبهروست چنین شرایطی را فراهم کرده و البته از نظر خانم آشتیانی چنین وضعی هم اجتنابناپذیر و غیرقابل تغییر است.
در مقابل، خانم علمی چنین نگرشی را صحیح نمیداند و میگوید: در سختترین شرایط هم میتوان زندگی را طوری ساخت که جذاب و دوستداشتنی باشد.
این مادر چهل و سه ساله که پذیرفتن وظایف مختلف و کارهای متفاوت را دلیل بیحوصلگی و یکنواختی در زندگی نمیداند، بر این باور است اگر انسان خودش بخواهد، میان همه این کارها هم تنوع و جذابیتی ایجاد میکند.
دکتر بهروز بیرشک نیز با این موضوع موافق است و میگوید: در این زمینه رفتارها و برنامههای ویژهای هم وجود دارد که میتواند کمک کند هرچه زودتر و بهتر از این احساس روزمرگی رها شویم و زندگی متفاوتی داشته باشیم. به عبارت دیگر، این موضوع بسیار مهم است که با ایجاد تغییراتی ـ هر چند کوچک و مختصر ـ سعی کنیم حالت یکنواختی و کسل بودن در زندگی را برطرف کنیم.
توجه به علایق و موضوعات جالب توجه به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه، یکی از شیوههایی است که میتواند در این راه به فرد کمک کند. البته دکتر بیرشک تاکید میکند در این زمینه نباید خیلی آرمانی فکر کرد. به این معنی که باید علایق و موضوعاتی را در نظر داشته باشیم که از نظر مالی، زمانی، توانایی و... قابل دسترسی است و براحتی هم عملی میشود. آنها که به این موضوع توجهی ندارند و فقط میخواهند براساس علایقشان پیش بروند، آنطور که این روانشناس میگوید ممکن است پس از مدتی دلسرد شوند و تصور کنند در طول زندگی به هیچ یک از خواستههایشان نخواهند رسید. در صورتی که اگر به اهداف و آرزوهایی بیندیشیم که قابل دستیابی است، شرایط و موقعیت بهتری را تجربه خواهیم کرد.
علاوه بر این، به گفته دکتر بیرشک تغییراتی که در برنامه عادی زندگی ایجاد میکنیم هم میتواند در بهبود روحیه تاثیرگذار باشد. به عنوان نمونه، تغییر مسیری که هر روز از خانه تا محل کار طی میشود، تغییر در رفتار یا حتی تغییراتی در ظاهر و نحوه لباس پوشیدن و... با اینکه بسیار جزئی و ناچیز است اما میتواند کمککننده باشد.
وی ادامه میدهد: سپری کردن ساعاتی از روز همراه با دوستان یا اعضای خانواده و پرداختن به چنین کارهایی در طول هفته میتواند روحیه فرد را تا حد زیادی بهبود بخشد و این احساس کسالت و یکنواختی را برطرف کند.
این روانشناس تاکید میکند تمام خواستهها و اهداف باید قابل اجرا باشد و اهدافی که فقط در خیال و رویای فرد باقی میماند، تاثیری در بهبود شرایط نخواهد داشت.
کدامیک موثر است؛ شرایط اجتماعی یا ویژگیهای فردی؟
خیلیها تصور میکنند کار و حرفه هر یک از افراد است که میتواند موجب احساس کسالت و یکنواختی در زندگی شود. از نظر چنین گروهی فقط کسانی میتوانند از زندگی لذت ببرند و جذابیتهای آن را ببینند که زندگی اجتماعی متفاوت و خاصی دارند. در حالیکه دکتر بیرشک میگوید: آنچه بیش از هر موضوع دیگری میتواند زمینهساز بروز این مساله باشد، ویژگیهای شخصیتی افراد است.
به گفته این روانشناس، کسانی که اعتماد به نفس کمتری دارند یا افرادی که خیلی منفینگر هستند و در مورد موضوعات مختلف تفکرشان منفی است، میتوانند بیشتر از دیگران در معرض این مشکل قرار بگیرند. علاوه بر اینها، افرادی که خیلی ایراد میگیرند، کسانی که توقع و انتظارات خاصی دارند و انسانهایی که در دنیای خارج به دنبال عامل اتفاقات زندگیشان هستند، به جای اینکه خودشان را عامل آن بدانند بیشتر با این مساله روبهرو خواهند شد.
در صورتیکه احساس یکنواختی در زندگی برطرف نشود و آن را موضوعی مهم به حساب نیاورید نیز به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه ممکن است کسلتر و منزویتر شوید. علاوه بر این، در این شرایط احساس نارضایتی از زندگی نیز نمایان میشود و میتواند به بروز افسردگی منجر شود. بنابراین میتوان گفت چنین احساسی از نظر خلق و خو تاثیراتی منفی بر فرد خواهد گذاشت و زندگی اجتماعی او را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد.
یکنواختی بهتر است یا تنوعطلبی؟
افراد زیادی از ترس یکنواختشدن زندگی، برنامههای مختلفی را اجرا میکنند و هر روز بهدنبال موضوعی جدید هستند. آنها تصور میکنند این بهترین روش برای ایجاد جذابیت در زندگی و مقابله با افسردگی و کسالت است. دکتر بیرشک اما میگوید همه چیز در حد تعادل خوب است و همانقدر که یکنواخت بودن برنامههای زندگی میتواند کسلکننده و خستهکننده باشد، تنوعطلبی بیش از حد هم میتواند موجب نارضایتی فرد و بیثباتی در زندگیاش شود.
به گفته وی، این حس تنوعطلبی افراطی هم آزاردهنده است و بخصوص زمانی که افراد دیگری هم در زندگی حضور داشته باشند، میتواند موجب ناراحتی اطرافیان شود.
نیلوفر اسعدیبیگی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: