در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سلام به شما دوستان و همراهان همیشگی کلیک. این هفته هر چه جستجو کردم، عنوانی برای معرفی پیدا نکردم یا تاریخ عرضهاش نامشخص بود. بله این شروع بازه قحطی بازی است که دامن ما را گرفته اما نه به آن معنا که اصلا بازی جدیدی وجود ندارد. در عوض حالا که بازیهای بزرگ و چند میلیون دلاری، چون خرس به خواب زمستانی رفتهاند، فرصت برای موجودات کوچک و نحیف این جنگل یعنی عناوین مستقل مهیا شده تا خود را نشان دهند. لذا تصمیم گرفتیم تا زمانی که وضع به این منوال است، این ستون را با بازیهای مستقل پر کنیم.
این هفته قصد معرفی اندوه را دارم؛ عنوانی مستقل و کم حجم که بیشتر از 20 دقیقه برای تمام شدن از شما وقت نمیگیرد. از طرفی کنترل دودکمهای بازی نیز تجربه آن را برای عموم افراد ساده و ممکن ساخته است. تمام کاری که باید انجام دهید حرکت کردن و پریدن است. در پس این بازی کوچک، داستانی عمیق نهفته که البته شاید بخوبی روایت نمیشود. شما در نقش پسری کوچک قرار دارید که پدرش بر اثر عادت طولانی مدت به کشیدن سیگار، مبتلا به سرطان شده و پسرک بتازگی او را از دست داده است. مراحل پنجگانه بازی هر کدام بخشی از اندوه کاراکتر برای قبول این حقیقت تلخ است. این مراحل «انکار»، «خشم»، «جنگیدن»، «ناامیدی» و «پذیرش» نام دارد که همانطور که میبینید ترتیب آنها چقدر خوب چیده شده است. موضوع وقتی جالب میشود که رنگبندی و ساختار هر کدام از این مراحل نیز در جهت همین اسامی است؛ حتی دشمن اصلی کاراکتر دودی مشکی رنگ است که به مرور محیط و دنیای پسرک را احاطه میکند یا موانع محیطی او سیگار و گلهایی هستند که به جای طراوت، تعفن بیرون میدهند. این اسامی در دل مکانیکهای گیمپلی نیز نفوذ کردهاند و منجر به خلق تجربهای شدهاند که مثلا در مرحله ناامیدی، شما نیز چنین احساسی را تجربه کنید. البته سازندهها برای خلق این مساله مجبور به پرداخت بهایی نسبتا سنگین شدهاند و آن هم طراحی مراحل است. متاسفانه ریتم خوبی در مراحل حاکم نیست، بعضا مسیرهایی طولانی را باید همین طور فقط راه بروید و سپس چالش پشت چالش از راه میرسد که اغلب چکپوینتهای خوبی هم ندارند. در کنار این مساله سختی بازی اوج و فرودهای ناگهانی دارد. اوج نمودار سختی به این خاطر است که مردنهای پیاپی برایتان اتفاق میافتد و متاسفانه بخش عمدهای از این مرگها مسخره و خارج از کنترل بازیکن است. منظورم این است که وقتی سکوهای بازی از نظر ظاهری هیچ تفاوتی با هم ندارند، بازیکن چگونه باید متوجه شود که کدام سکو خراب یا معیوب و کدام یک ثابت است. جا دارد از موسیقی و صداگذاری خوب نیز یادی کنیم زیرا در کنار سایر المانهای خوب بازی، تجربه کوتاه و چند دقیقهای بازی را ارزشمند کردهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: