در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نماینده دادستان تهران در این باره میگوید: آنطور که گزارش پلیس و محتویات پرونده نشان میدهد یک سال قبل احسان مرد میانسالی به نام مهدی را که از دوستانش بود و با او کار میکرد، در یک تصادف ساختگی به قتل رسانده و متواری شده است. طبق اعلام نظر کارشناسان تصادف، امکان اینکه رانندهای بهصورت اتفاقی شخصی را در کوچهای که قتل اتفاق افتاده زیر بگیرد، کم است. از طرفی سرعت خودرو در زمان حادثه نشان میدهد این فرد به عمد به سمت مقتول رفته و او را زیر گرفته است. هرچند او مدعیاست زمان حادثه قصد داشت دور بزند که تصادف اتفاق افتاد؛ اما در انتهای خیابان راه خروجی وجود داشت و افرادی که میخواهند دور بزنند به انتهای کوچه میروند و بعد دور میزنند، بنابراین کار نامتعارفی که متهم کرده است، نشان میدهد او قصدی برای کوبیدن خودرو به مقتول داشت. ضمن اینکه متهم و مقتول باهم درگیریهایی هم داشتند. احسان زمانی دست به چنین کاری زد که متوجه شد مهدی قصد اخراج او را دارد، بنابراین بهعنوان نماینده دادستان درخواست دارم متهم مجازات شود.
نماینده دادستان تهران درباره سلامت روانی متهم نیز میگوید: احسان در مراحل بازجویی در برابر پرسشهای بازپرس چندبار سکوت کرده و حاضر به پاسخگویی نشده است؛ اما به نظر میرسد این رفتار متهم ناشی از فریبکاریاش باشد، چرا که پزشکی قانونی بارها سلامت روانیاش را تائید کرده است، بنابراین به نظر میرسد ادعای او درباره بیماری و فراموشیاش ناشی از این باشد که قصد فریب دادن دادگاه را دارد.
اعتراف اولیه متهم مبنی براینکه با مقتول اختلاف داشته و بهدلیل عصبانیت دست به قتل زده و اعتیادش و همچنین نظر کارشناس تصادف درباره اینکه این تصادف کاملا عمدی بوده و دیگر شواهد موجود در پرونده را به دادگاه ارائه کردهایم که قضات براساس آن تصمیمگیری میکنند.
متهم، بیمار است
وکیل متهم برخلاف آنچه وکیل اولیایدم و نماینده دادستان میگوید، مدعی است موکلش بیمار است و اگر در دادگاه دفاعی از خود نکرده بهدلیل آن است که توان صحبت کردن ندارد و تالمات روحی که دارد باعث شده بیماری روانیاش عود کند. او میگوید: اینکه رابطه بسیار نزدیکی بین مقتول و متهم وجود داشت، کاملا درست است. مقتول و متهم در یک آرایشگاه باهم کار میکردند و قرار بود کار از احسان باشد و سرمایه از مهدی، بنابراین شراکت آنها آغاز شد و آنها سالها بدون هیچ دردسری به کار خود ادامه دادند و رابطه خوبی هم بین آنها شکل گرفت. احسان هیچ سابقهای ندارد و انسان کاملا مفیدی برای جامعه بود. او حتی ازدواج کرد و بچهدار هم شد، اما بهدلیل مشکلات بسیاری که برایش به وجود آمد به سمت اعتیاد رفت و همه زندگیاش دگرگون شد.
او درباره مشکلات احسان میگوید: او در خانوادهای به دنیا آمده که پدر و مادر اختلاف داشتند و از هم جدا شدند. احسان بعد از آن دچار افسردگی شد و این افسردگی زمانی که او ازدواج کرد وجود داشت. او صاحب دختری شد، اما وجود فرزند هم نتوانست به دوام زندگی او کمک کند و احسان به دلیل مسائلی که با همسرش داشت از او جدا شد.فشارهای ناشی از این جدایی و دیگر مشکلات زندگی باعث شد با اینکه شغل خوبی داشت حال بدی پیدا کند. افسردگی شدید از دلایلی بود که احسان را برای مدتی از شغلش دور کرد.زمانی که احسان پیش اقوامش در یکی از شهرستانها رفت در آنجا معتاد شد و دوباره به تهران برگشت. مهدی قصد داشت به او کمک کند. او را در یک مرکز ترک اعتیاد نیز بستری کرد و همه تلاشش را برای کمک به احسان انجام داد، اما چون متهم نتوانست کار خود را ادامه بدهد، اختلافاتی بین آنها به وجود آمد؛ اما این اختلافات جدی نبود چون متهم در حال ترک بود و نمیتوانست مرتب سرکارش برود. مهدی نیز این موضوع را درک میکرد.
وکیل متهم در ادامه میگوید: رابطه مهدی و احسان مانند پدر و پسر بود و گفتههای وکیل اولیایدم در این باره کاملا درست است. به همین دلیل هم میگویم تعمدی در قتل نبود. آنها با هم اختلاف شدیدی که به قتل منجر شود، نداشتند. حتی شب قبل از حادثه در یک مهمانی شرکت کردند. روز حادثه نیز آنها با هم از سرکار برگشتند. از آنجا که احسان داروی ترک اعتیاد مصرف میکرد، وضع درستی نداشت حتی مهدی متوجه این وضع شده بود واز او خواست به خانه برود. حین رانندگی نیز متوجه گیجی متهم شد و به او گفت اگر حالت بد است بیا در خانه من استراحت کن.
مدارکی در پرونده وجود دارد که نشان میدهد متهم در طول تحقیقات به قتل اقرار کرده،ضمن اینکه کارشناسان نیز گفتهاند مقتول در تصادفی عمدی کشته شده است. وکیل متهم در این باره توضیح میدهد: اولا موکل من بهدلیل عذاب وجدانی که داشت چنین حرفی زد، البته ما هم منکر قتل نیستیم بلکه میگوییم قتل، عمدی نبود و یک تصادف بود. دوم اینکه کارشناسی که نظر داده و بسیار نیز بر آن تاکید میشود، گفته است سرعت متهم آنقدر زیاد بود که به چراغبرق و در خانهای هم برخورد کرده و به نظر میرسد کنترلی بر خودرو نداشته، بنابراین او با اطمینان در این باره چیزی نگفته است. هیچ انگیزهای در این پرونده وجود ندارد. موکل من بشدت دچار پریشانی است و حتی نمیتواند اطرافیانش را بدرستی به یاد بیاورد. او هیچ اغراقی در این باره ندارد، بلکه ناراحتی بیش از حد او را دچار این پریشانی کرده است، درخواست من از اولیایدم این است که کمی هم به این موضوع فکر کنند که اگر یک درصد موکل من درست ادعا کرده و یک اتفاق باعث مرگ پدر آنها شده باشد، آن وقت آنها او را قصاص کنند چه اتفاقی میافتد و دچار چه عذاب وجدانی میشوند؟
قتل، عمد است
نماینده دادستان تهران بر اتهام احسان تاکید کرده و او را عامل قتل میداند،وکیل اولیایدم نیز همین نظر را دارد و میگوید: آنچه مسلم است مهدی به عمد کشته شده و مدارک نیز در اینباره بسیار است که چند فقره از آن را نماینده دادستان حین قرائت کیفرخواست گفت.
او درباره نحوه آشنایی متهم و مقتول توضیح میدهد: آنها سالها قبل از این ماجرا با هم آشنا شدند و با هم کار میکردند. حتی مهدی کمک کرده بود مقتول ازدواج کند و برای خودش زندگی تشکیل دهد. مهدی محبت بسیار زیادی به مقتول کرد. در خانهاش را روی او باز و در شراکت نیز سهم او را بهطور کامل رعایت کرد و در این باره اختلافی باهم نداشتند. آنها در مغازهای هم کار میکردند و هم شریک بودند تا اینکه مهدی بهدلیل اعتیاد شدیدی که متهم داشت تصمیم گرفت به او فرصتی بدهد و کمکش کند تا زندگیاش را از نو بسازد؛ اما زمانی که متوجه شد این کارها فایدهای ندارد، تصمیم گرفت فرد دیگری را به جای احسان در مغازه استخدام کند. متهم برای اینکه شغل خود را از دست ندهد، درخواست کرد مقتول کمی بیشتر صبر کند. او قول داد ترک کند. احسان حتی از مهدی خواست آگهی استخدام را بردارد، اما موفق به ترک نشد و سرانجام قبل از تصادف جروبحثی میان آنها انجام شد. وقتی مقتول از ماشین پیاده شد، متهم که بشدت از دست او ناراحت بود با عصبانیت به وی کوبید و باعث مرگش شد.
وکیل اولیایدم میگوید: متهم در طول تحقیقات به قتل اعتراف و بعد از مدتی سکوت اختیار کرده است که این نشان میدهد این فرد قصد دارد همه چیز را وارونه جلوه دهد. او بهدلیل شکستهایی که در زندگی تجربه کرده، عصبانی و ناراحت بود و به همین دلیل دست به قتل مهدی زد. در حالی که مهدی به گفته خود مقتول و خانوادهاش بشدت از او حمایت میکرد، حتی او را برای ترک مواد در یک کلینیک بستری کرده بود، بنابراین میبینیم مهدی با مقتول رابطه پدرانه داشته، اما متهم تلافی ناکامیهایش را سر مقتول درآورده است.
او درباره خواسته اولیایدم میگوید: فرزندان مقتول ولیدم هستند و همگی درخواست قصاص قاتل پدرشان را دارند و به نظر نمیرسد حاضر باشند رضایت خود را اعلام کنند،چرا که هیچ صداقتی در رفتار متهم دیده نشده است.
مرجان لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: