در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

البته دستور زبان بسیار سادهای که توانسته فقط با استفاده از چهار قاعده اصلی، کتابی با شکوه و زیبا بیافریند و عامل پیدایش موجودات هوشمندی شود که صفحات این کتاب را ورق بزنند، در مورد آن نیروها بیندیشند و از عهده توصیف کمی و کیفی آن بخوبی برآیند. شواهد محکمی در دست است که نشان میدهد منشا این چهار نیرو ابتدای خلقت، یک ابرنیروی واحد بوده که با افت شدید دما در نخستین لحظات پس از انفجار بزرگ به چهار نیروی متفاوت شکسته شده و کنترل جهان هستی را بهدست گرفته است. آشناترین و ملموسترین عضو این خانواده، نیروی گرانش است.
گرانش
گرانش، نیروی جاذبهای است که میان همه ذرات دارای جرم وجود دارد. افتادن اجسام بر اثر نیروی گرانش میان تک تک ذرات کره زمین و همه ذرات جسم مورد نظر روی میدهد. متراکم شدن مواد پس از انفجار بزرگ و تشکیل کهکشانها و همینطور تجمع گازها درون کهکشانها برای تشکیل ستارگان، حاصل نیروی گرانش است. چرخش ماه به دور زمین و زمین به دور خورشید و خورشید به دور مرکز کهکشان راه شیری هم بدون وجود گرانش ممکن نیست. گرانش به حرکت اجرام آسمانی نظم و آهنگ میبخشد.
گرانش دو ویژگی منحصربهفرد دارد. نخست اینکه این نیرو همیشه جاذبه است. حتی دو ذره با بار الکتریکی یکسان هم یکدیگر را بر اثر گرانش جذب میکنند، ولی این نیرو بهقدری ضعیف است که تاب مقاومت در برابر نیروی دافعه الکتریکی آن دو را ندارد. ویژگی دیگر گرانش دوربرد بودن آن است. در فواصل کیهانی که جرم ساختارها چشمگیر است، نیروی گرانش بخوبی اثر خود را آشکار میکند. فاصله میان کهکشان راه شیری و کهکشان آندرومدا حدود 2.5 میلیون سال نوری است؛ ولی نیروی گرانش میان آنها، از این فاصله هم موثر است و این دو کهکشان با سرعت 300 کیلومتر بر ثانیه در حال نزدیک شدن به یکدیگر هستند و حدود 4.5 میلیارد سال دیگر به هم برخورد خواهند کرد.
اگرچه داستان کشف جاذبه فقط با افتادن یک سیب از درخت، افسانهای بیش نیست ولی اگر در این افسانه، نیوتن اندکی باهوشتر بود و پس از کشف جاذبه این را هم از خود میپرسید که چرا سیب به درون زمین فرو نرفت؟ احتمالا امروز او را کاشف نیروی الکترومغناطیسی هم میدانستیم.
نیروی الکترومغناطیسی
این نیرو، اجزای ماده را کنار هم مینشاند. الکترون را در اتم مقید و با پیوند اتمها به یکدیگر مولکولها و ساختارهای بزرگتر را تولید میکند. این نیرو مسئول همه تغییرات شیمیایی است و اساس کار آن یک جمله معروف است: «بارهای همنام یکدیگر را دفع و بارهای غیرهمنام همدیگر را جذب میکنند.» چرخش الکترون به دور پروتون برخلاف چرخش زمین به دور خورشید نمیتواند ناشی از نیروی جاذبه باشد، چراکه با جرم ناچیز الکترون و پروتون نیروی گرانش حاصل بسیار ناچیز و قابل چشمپوشی است. بنابراین به نیرویی با سازوکاری متفاوت نیاز داریم. نیروی الکترومغناطیسی باعث میشود الکترون با بار منفی جذب بار مثبت هسته اتم شود و با چرخش به دور هسته، اتمهای پایدار به وجود بیاورد. نیروی الکترومغناطیسی 1036 بار قویتر از گرانش است؛ یعنی اگر بزرگی گرانش را به اندازه یک نخود تشبیه کنیم، بزرگی نیروی الکترومغناطیسی از کل عالم هستی بزرگتر است. زمانی که یک برادهآهن جذب آهنربا میشود، یک مجموعه کوچک با تعداد محدودی الکترون و پروتون بر کل نیروی گرانش حاصل از برهمکنش همه ذرات برادهآهن با همه ذرات کره زمین غلبه میکند. نیروی الکترومغناطیسی با ایجاد پیوند میان اتمها و مولکولها ماده را میسازد و به آن انسجام میبخشد و باعث میشود سیب پس از افتادن از درخت به درون زمین فرو نرود.
ولی اگر نیروی الکترومغناطیسی میان بارهای همنام باعث میشود آنها یکدیگر را دفع کنند چگونه ممکن است 92 پروتون با بار مثبت همراه 143 نوترون، درون هسته یک اتم تجمع کنند و اتمی مانند اورانیوم 235 را به وجود آورند؟ پاسخ به این پرسش، دانشمندان را به کشف نیروی سوم یعنی نیروی هستهای قوی هدایت کرد.
نیروی هستهای قوی
نیرویی که باعث پایداری هسته اتم میشود نیروی هستهای قوی نام دارد. پسوند قوی، از شدت این نیرو نسبت به نیروی الکترومغناطیسی حکایت دارد. نیروی هستهای قوی به قدری کوتاهبرد است که حوزه تاثیر آن به درون هسته اتم محدود است و ما هیچگاه نمیتوانیم احساس مستقیم و درک ملموسی مانند آنچه از گرانش و الکترومغناطیس داریم از آن داشته باشیم. اگر یک متر را به ده میلیارد قسمت مساوی تقسیم کنیم، به فاصلهای میرسیم که میتوانیم نیروی الکترومغناطیسی بین دو ذره باردار را احساس کنیم ولی برای احساس نیروی هستهای قوی باید یک متر را ابتدا به یک میلیارد قسمت و سپس هر قسمت را به یک میلیون قسمت دیگر تقسیم کنیم.
پروتون و نوترون که خود از ذراتی کوچکتر به نام کوارک ساخته شده، تحت نفوذ این نیروی قوی قرار دارد. البته اگر یک نوترون پر انرژی وارد یک هسته سنگین مانند اورانیوم 235 شود نیروی الکترومغناطیسی بر نیروی هستهای قوی چیره خواهد شد و با متلاشی شدن هسته، انرژی فراوانی آزاد میشود. این پدیده شکافت هستهای نام دارد و در ساخت بمب اتم از همین قاعده ساده استفاده میشود. ولی نیروها لزوما دو ذره را به سمت یکدیگر نمیکشند. نیروی چهارم نیرویی است که نقش اصلی آن کمک به واپاشی عناصر، تبدیل آنها به عناصر دیگر و ایجاد اثر رادیواکتیویته است.
نیروی هستهای ضعیف
این نیرو باعش واپاشی نوترون و پروتون و تبدیل آنها به یکدیگر است که در نتیجه به هسته یک عنصر به عنصر دیگر تبدیل میشود. این تبدیل عناصر، عامل اصلی پرتوزایی و تولید انرژی هستهای است. نقش این نیرو در واکنشهای هستهای خورشید و تبدیل هیدروژن به هلیم بسیار حیاتی است. این نیرو 1011 مرتبه از نیروی الکترومغناطیسی ضعیفتر است و برد آن خیلی کوتاهتر از نیروی الکترومغناطیسی و با برد نیروی هستهای قوی قابل مقایسه است.
اتحاد نیروها
اواسط قرن 19 میلادی کلارک ماکسول توانست نشان دهد نیروهای الکتریکی و مغناطیسی که تا آن زمان تصور میشد دو نیروی متفاوتند در واقع دو روی یک سکه به نام نیروی الکترومغناطیسی هستند. شاید خود ماکسول هم از درک جایگاه ویژه کشف شگفتانگیزش باخبر نبود، ولی زمانی که اواخر قرن 20 عبدالسلام و واینرگ نشان دادند نیروی الکترومغناطیسی و هستهای ضعیف هم در انرژیهای بالا به یک نیرو به نام الکتروضعیف تبدیل میشوند اوضاع دگرگون شد. ظاهرا همه نیروها در انرژیهای بالا مانند آنچه بلافاصله پس از انفجار بزرگ وجود داشت با هم متحد میشوند. البته تلاشهایی که تاکنون برای اثبات اتحاد همه نیروها صورت گرفته هنوز به پاسخ قطعی منجر نشده است.
همکاری حیرتانگیز
هماهنگی نیروهای چهارگانه برای کنترل پدیدههای عالم و ایجاد جهان کنونی بویژه برای ایجاد امکان حیات، حیرتانگیز و باورنکردنی است. بهترین نمونه برای نشان دادن این هماهنگی در فرآیند ایجاد انرژی در دل خورشید مشاهده میشود. این فرآیند پیچیده چنین آغاز میشود که نیروی جاذبه میان پروتونهای خورشید، آنها را بههم نزدیک میکند. گاهی دو پروتون بهقدری به هم نزدیک میشوند که بر اثر انرژی زیاد خود برای یک لحظه بر نیروی دافعه الکتریکی غلبه و به هم برخورد میکنند. در همین لحظه نیروی ضعیف، یکی از پروتونها را به نوترون تبدیل میکند و در این هنگام نیروی قوی وارد عمل شده، پروتون و نوترون را بههم پیوند میدهد و اینجاست که هسته هلیم متولد میشود. بر اثر این پیوند، انرژی فراوانی ساطع میشود که بهلطف نیروی الکترومغناطیسی بهشکل تابش به زمین میرسد. حیات زمینی آهنگ مناسب سوختن خورشید را مدیون هماهنگی میان این نیروهاست. براستی این سازوکار باورنکردنی را باید حاصل اتفاقات و احتمالات دانست یا هنرنمایی یگانه وجودی هوشمند و مقتدر؟
مسعود توکلی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: