در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نکته جالب درباره همکاری این دو، این است که اسلامی تنها جایزه سینمایی خود را برای بازی در همین فیلم (اتوبوس) در چهارمین جشنواره فیلم فجر به دست آورد. صمدی خاطرات زیادی از همکاری با هادی اسلامی دارد.
اولین بار کی و کجا با هادی اسلامی آشنا شدید؟
سر صحنه فیلم «دست شیطان» به کارگردانی حسین زندباف بود که برای اولین بار با هادی اسلامی آشنا شدم. بعد از آن نشستیم و با هم شطرنج بازی کردیم.
پس قبل از همکاری او در اتوبوس به شناختی نسبی از او رسیده بودید؟
همینطور است. او ویژگیهایی داشت که ذهن مرا مشغول خود کرده بود. وقتی ساخت فیلم سینمایی اتوبوس به من پیشنهاد شد، برای نقش اصلی ناخودآگاه بهیادش افتادم. ابتدا با خود فکر کردم با توجه به اینکه قصه فیلم، در دشت میگذرد، آن را برای مردم آذربایجان بنویسم. البته در آن زمان اصراری بر اینکه لهجههای فیلم آذری باشد نداشتم در ضمن آن زمان، فیلمها دوبله میشد. اینجا بود که به هادی اسلامی که بیانش تهرانی بود و به اصطلاح خیلی داشمشتی حرف میزد، پیشنهاد بازی در این فیلم را دادم.
پاسخ او چه بود؟
او در جواب به من گفت« اگر واقعا این نقش برای من است من بیایم، در غیر این صورت وقتم را تلف نکنم!» و من هم در پاسخ به او گفتم: میخواهم نقش اصلی را تو بازی کنی، زیرا بازی تو را در فیلم دست شیطان دیدهام و میدانم از عهده این نقش بخوبی برمیآیی!
او نسبت به اینکه یک تهرانی قرار است نقش یک آذری را بازی کند، مشکلی نداشت؟
هادی به من گفت آخر این فیلم مربوط به آذربایجان است و من بچه تهران هستم، اما از آنجا که میدانستم پشتکار خوبی دارد، به او گفتم یاد میگیری! به او میگفتم لحنش چگونه باشد، چطور راه برود و چگونه ادا درآورد. او هم بسیار تمرین میکرد و در نهایت دیدید بخوبی از عهده نقش برآمد. اسلامی آنقدر نقش خود را دوست داشت که واقعا برای درآمدنش مایه میگذاشت. از لباسی که برای این نقش به او داده بودیم تا بپوشد، بسیار خوشش آمده بود. جلوی من راه میرفت دستش را به کمر میزد و میخندید و دائم میپرسید خوب است؟
یکی از ویژگیهایی که همه از مرحوم اسلامی نقل میکنند، اخلاق حرفهای اوست. او را در این زمینه چگونه دیدید؟
به یاد ندارم هادی اسلامی هیچگاه سر کار اعتراضی کرده باشد. یادم میآید هادی صبح گریم میشد و ممکن بود حتی چهار ساعت جلوی دوربین نرود، اما هیچ وقت گلایه نمیکرد. گوشهای مینشست و مواظب بود گریمش خراب نشود. اسلامی روی دیالوگهایش بسیار حساس بود تا آنجا که اگر دیالوگی را اشتباه میگفت، خودش کات می داد و دوباره آن را تکرار میکرد و هرقدر هم که میگفتم کار دوبله میشود، گوش نمیکرد. گذشته از ویژگیهای تکنیکی و حرفهایش، او یک آدم اخلاقی و خانوادهدوست بود. اسلامی عاشق همسر و بچههایش بود. سر همین فیلم کارمان طول کشید و چند روز مانده بود تا فیلمبرداری تمام شود. او نزد من آمد و گفت دلم برای همسر و بچههایم تنگ شده است و میخواهم بروم آنها را ببینم.
از موفقیت او در اتوبوس چه خاطرهای دارید؟
فیلم سینمایی اتوبوس در جشنواره فیلم فجر، برنده لوح زرین بهترین فیلم و بهترین بازیگر مرد شد. البته میدانستم چنین اتفاقی میافتد. زمانی که مراسم تمام شد، هادی از پشت سر من آمد و مرا بغل کرد و گفت حالا دلیل آن همه اصرار تو را برای اینکه این نقش را به من بدهی، میفهمم. اجازه بده دستت را ببوسم... او آن شب، همه ما را برای شام به منزلش دعوت کرد.
جای او را خالی نمیبینید؟
چرا، همیشه فکر میکنم جای او امروز خالی است. اسلامی در کارش بسیار متعهد بود. بعد از فوت او، همه فهمیدند قلبش ناراحت بوده است. ازجمله مشخصههای اصلی این بازیگر، این بود که به هیچ عنوان دروغ نمیگفت و این چیزی بود که باعث شد من عاشق او شوم. دلم میخواست در کارهای بعدیام هم از او استفاده کنم که متاسفانه اجل مهلتش نداد.
سپیده حیدرآبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: