چه کسانی برای تصاحب جایگاه قلعه‌نویی دورخیز کرده‌اند؟

مدعیان جدید نیمکت استقلال

«یک روز می‌آیی و یک روز می‌روی» فرآیند تغییر نسل در این قانون نا نوشته نهفته است. کسانی که یک روز جای کسی را گرفته‌اند، روزی جای خود را به دیگری خواهند داد و در برابر قانون تغییر نسل تسلیم می‌شوند و گریزی هم نیست. در فوتبال ایران، اما این روند با سرعت بیشتری طی می‌شود و مربیان معمولا برای یک مدت طولانی از حاشیه امنیت قابل توجهی برخوردار نیستند. اگر حساب امیر قلعه‌نویی را از بقیه جدا کنیم، میانگین دوام آوردن مربیان در لیگ برتر ایران به زحمت به دو سال می‌رسد و جدایی یا اخراج، سرنوشت محتوم اغلب آنهاست.
کد خبر: ۶۱۳۸۱۹

سرمربی کهنه کار استقلال هم البته شرایط تازه‌ای را تجربه می‌کند و با پیدا شدن سروکله نسل جدید مدعیان نشستن روی نیمکت پرماجرای آبی‌ها قابل پیش‌بینی است که او هم در آینده نه‌چندان دور در تنگنا قرار خواهد گرفت. فرهاد مجیدی که چند روز قبل به شکل دراماتیکی با پیراهن آبی استقلال وداع کرد در نامه خداحافظی‌اش صراحتا از سرمربیگری استقلال به عنوان آخرین آرزوی فوتبالی‌اش نام برد و با همین نیت بسیار زودتر از حد تصور راهی کلاس‌های مربیگری شد. عزم و اراده مجیدی برای نشستن روی نیمکت سرمربیگری استقلال و تصاحب جایگاه بزرگان چنان راسخ است که او حتی تا پایان نیم‌فصل اول هم صبر نکرد.

منصوریان یا مجیدی؟

فرهاد مجیدی تنها مدعی تازه از راه رسیده نیست و یکی دیگر از بازیکنان خوشنام استقلال زودتر از او برای تصاحب نیمکت آبی‌ها دورخیز کرده است؛ علیرضا منصوریان، شماره 10 سابق. او هم به عنوان محبوب‌ترین بازیکن استقلال در دهه 70 از مدت‌ها قبل برای دست و پا کردن یک رزومه قابل ملاحظه تلاش می‌کند و قصد دارد با کارنامه‌ای معقول به نیمکت این تیم نزدیک شود. شماره 10 سابق ابتدا به شکل خلق الساعه‌ای از نیمکت پاس همدان سر برآورد، اما در این تیم محصولی جز ناکامی درو نکرد و به همین دلیل اکنون بیش از آن که به دنبال اثبات توانایی‌هایش در عرصه مربیگری باشد در پی چنگ زدن به یک رزومه قابل قبول است. منصوریان در این مسیر ابتدا به عنوان دستیار افشین قطبی کارش را شروع و مدتی بعد سرمربیگری تیم ملی امید را تجربه کرد. او سپس با حمایت‌های فدراسیون‌نشین‌ها به عنوان سرمربی تیم ملی زیر 22 سال کارش را ادامه داد و در ملاقات‌هایی که با کرش داشت، آرام آرام توجه او را هم جلب کرد. علیرضا منصوریان در مدت زمان نسبتا کوتاهی به مرد مورد اعتماد کرش و چشمان تیزبین او در مسابقات سرنوشت‌ساز مقدماتی جام جهانی تبدیل شد. منصوریان حتی از دیوار کمپ تیم ملی کره جنوبی در سئول بالا رفت و با کسب اطلاع از شیوه تمرین کره جنوبی و پیشکش کردن آن به کرش، جای خود را در دل سرمربی و مدیر تیم‌های ملی باز کرد. او حالا علاوه بر مربیگری یک تیم لیگ برتری (هرچند ناموفق) تجربه کار کردن در عرصه ملی و دستیاری کارلوس کرش بزرگ را هم در کارنامه دارد و با همین رزومه قابل اعتنا می‌تواند در آینده نه‌چندان دور (احتمالا پس از تغییرات مدیریتی در باشگاه استقلال) برای رسیدن به نیمکت آبی‌ها استارت بزند.

دوئل مدعیان

علیرضا منصوریان و فرهاد مجیدی محبوبیت عجیبی نزد هواداران دوآتشه استقلال دارند و سکوها برای بازگشت آنها به این تیم بی‌تابی می‌کنند. از این رو هر دو محبوبیت و مقبولیت لازم برای تصاحب جایگاه قلعه‌نویی را دارند، اما مولفه‌های رسیدن به نیمکت تیم‌های بزرگ به کسب محبوبیت محدود نمی‌شود و در دست گرفتن هدایت تیم‌های بزرگ پایتخت، شاخصه‌های به مراتب مهم‌تری را می‌طلبد. علیرضا منصوریان در مقایسه با فرهاد مجیدی راه و چاه حشر و نشر کردن با مدیران غیرورزشی را بلد و با قواعد مطرح شدن در فوتبال ایران بیگانه نیست، اما فرهاد مجیدی که بتازگی با پیراهن استقلال وداع کرده و نامش بیش از منصوریان در ذهن تماشاگران متعصب این تیم باقی مانده، بازیکن محبوب‌تری است. از سوی دیگر، اما تجربه نشان داده لازمه نشستن روی نیمکت تیم‌های بزرگ، داشتن یک رزومه قابل اعتنا در عرصه مربیگری است و اگر اساس بر این باشد، علیرضا منصوریان چند گام از آقای شماره 7 پیش است و باید دید مجیدی برای دست و پا کردن رزومه‌ای قابل قبول چه مسیری را انتخاب خواهد کرد. شاید او کارش را با دستیاری قلعه‌نویی شروع کند و اتحاد مجیدی ـ قلعه‌نویی، منصوریان را از نیمکت استقلال دور کند. فراموش نکنیم قلعه‌نویی هم مربیگری را از دستیاری ناصر حجازی شروع کرد و پرافتخارترین مربی لیگ برتر شد.

***

امیر قلعه‌نویی برای محکم کردن جای پای خود در استقلال روزهای دشواری را پشت‌سر گذاشت. او با رفتارهای سیاستمدارانه‌اش از ناصر حجازی، منصور پورحیدری و حتی حسن روشن عبور کرد و حتی به پرویز مظلومی و صمد مرفاوی هم رحم نکرد تا خودش را به عنوان تنها گزینه منطقی نیمکت استقلال به هواداران پرتعداد این تیم معرفی کند. او طی سال‌های گذشته بارها با پیشکسوتان استقلال وارد مجادلات رسانه‌ای شد و در تمام این کش و قوس‌ها به قهرمانی‌های پیاپی و موفقیت‌های خیره‌کننده‌اش اشاره کرده و منتقدانش هم پس از هر قهرمانی استقلال سکوت پیشه کردند. قلعه‌نویی هنوز هم در دایره مربیان نسبتا جوان فوتبال ایران محسوب می‌شود و اگر بخواهد می‌تواند سال‌های سال در این عرصه باقی بماند، اما باید دید مدعیان جدید نیمکت استقلال این مجال را به او خواهند داد یا نه؟ همان‌هایی که در سال‌های نه‌چندان دور شاگرد خودش بودند و در همین دوران با فوتبال خداحافظی کردند. در چنین بستری مطمئنا قلعه‌نویی سایه رقبای تازه از راه رسیده را بالای سر خودش احساس خواهد کرد، اما محبوبیت عجیب او بین سکونشینان را هم نباید نادیده گرفت.

صحبت‌های بی پرده حسن روشن شاید پایان مناسبی باشد برای این مطلب: «باشگاه استقلال، نه هیات‌مدیره محکمی دارد که مدیرعامل را تعیین کند و نه کمیته فنی که در انتخاب سرمربی نقشی داشته باشد. بنابراین هر مربی‌ای که لابی داشته باشد بواسطه برقراری رابطه با کانال‌های خاص به نیمکت این تیم می‌رسد، نه به واسطه رای کمیته فنی یا چراغ سبز مدیرعامل. تماشاگران ماهیت اصلی هر تیمی را تشکیل می‌دهند. روزی که آنها نخواهند لابی با مدیران بالادستی هم چاره‌ساز نیست و مربی ناکام باید برود. امیر قلعه‌نویی، اما فعلا دارد می‌برد.»

حمید رضا رسولی / جام​جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها