در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همانطور که در عکس شماره یک میبینید، خانهای شیروانی دار در دل باغی مصفا دیده میشود که همان خانه پدری هنرمند است. در این تصویر مادر بزرگ خانواده در حال هاون کوبیدن است. هاون از جمله وسایلی است که تقریبا امروزه کارکرد خود را از دست داده و جای خود را به وسایل برقی داده است. در کنار این مادر بزرگ، مادری گهواره نوزادش را تکان میدهد. کودکی در حال بازی، به ستون خانه آویزان شده و مادر بزرگش لبخندی از سر علاقه به وی دارد. پدر بزرگ خانواده در حالی که لبخندی روی لب دارد، کار میکند و در آن سو بچههای دیگر بادباک بازی میکنند. در گوشه بالکن سماور میجوشد و از سقف بالکن میوههای مختلف برای خشک کردن آویخته شدهاند. یکی از نکات درخشان این تابلو، مردی است که در داخل یکی از اتاقها نماز میخواند. لطافت پردههای این اتاق، انعکاس نور در شیشه پنجره و همچنین نوری که پیرامون مرد نمازخوان وجود دارد، نشانگر فضای روحانی حاکم است. مرغ و خروسها و گلها در حیاط باغ نیز جلوهای دیگر به اثر بخشیدهاند.
در عکس شماره 2 چهرهای از شهر با مفهوم سنتیاش دیده میشود. دو ساختمان قدیمی شیروانی دار در انتهای تصویر که یادآور تمام خانههای شمال است. خانههایی که رو به ویرانی گذاشته اند و جای خود را به برجهای بیقواره میدهند. همین تخریب، انگیزه هنرمند برای خلق چنین تابلوهایی است. درشکهچی در وسط کادر کیسههای برنج را حمل میکند. زن و مرد و بچهای در سمت راست تصویر از شکار بازمی گردند. بچهها در سمت چپ تصویر چرخ و فلک دستی سوار شدهاند. رنگها بهصورت مخاطب انرژی میتابانند و کلیت تصویر، یک فضای شاد، در روزگاری از دست رفته را نشان میدهد که امروز نمیتواند چنین باشد.
تارا هاشمی نیا این نمایشگاه را به منظور نشان دادن روزگار شیرین، پرخاطره و آرام و شاد کودکیاش در شهری زیبا برپا کرده است. او هدفش از این نمایشگاه را اعتراض به تخریبهای بی رویه خانههای قدیمی شمال کشور و نیز احیای آیین، رسوم، لباس ها، اماکن، ابزار آلات کاری و فرهنگ مردم آن خطه معرفی میکند.
او درباره چگونگی تصویرگری این آثار میگوید: از اواخر سال 88 که متوجه شدم این ساختمانها در حال تخریب هستند، شروع به عکاسی کردم. اول از ساختمانها عکس تهیه کردم و بعد سعی کردم درباره موضوع تحقیق کنم و کار مستند انجام دهم. درست است که این ساختمانها بخشی از خاطراتم بودند اما سعی کردم مستندنگاری کنم تا کار واقعگرایانهتر شود. مثلا سعی کردم درباره معماری، آیینها و لباسهای مردمان، همینطور مردمشناسی و سبک زندگی آنها در خانه و محل کار تحقیق کنم. تابلوها از نگاه یک دختر بچه است، بنابراین قدری فضای کارها زنانه است. چون در آستارا صیادی، کشاورزی و گمرک بسیار مهم بوده و جزو مشاغل مردانه محسوب میشده است. اما چون من در خانهها و حیاطها بودم، از این دید نگاه کردم. طراحی کارها را سال 89 شروع کردم. زمان زیادی برای اجرای کارها صرف کردم. در مجموع تصویرگری کارها طول کشید و آخرین تابلو یک ماه پیش تمام شد.
هاشمینیا درباره تکنیک آثار میگوید: نمیتوانستم تکنیک کار را فدای موضوع کنم. چون این موضوع است که تکنیک این آثار را انتخاب میکند. بخاطر اینکه در کار، بافت و خطوط پرسپکتیو داشتیم، زمینه را با آبرنگ کار کردم و جزئیات را با مداد رنگی درآوردم.
یکی از بازدیدکنندگان از این نمایشگاه صادق صندوقی هنرمند پیشکسوت تصویرگری است. او درست در فردای شبی که در ششمین دوسالانه تصویرگری به عنوان یکی از چهار پیشکسوت مورد تجلیل قرار گرفت، از نمایشگاه هاشمی نیا دیدن کرد. صندوقی درباره آثار این نمایشگاه میگوید: نمایشگاه غافلگیرکننده بود. اصلا فکر نمیکردم با چنین کارهایی مواجه شوم. با توجه به صاحبنام نبودن و جوانی هنرمند، کارها از پختگی خاصی برخوردار است. در این کارها میتوان ابعاد مختلفی از بومشناسی، محیط زیست، معماری و حتی طراحی لباس و خیلی مسائل دیگر را دید. تکنیک کار کاملا با موضوع کار همخوانی دارد. کار حالتی دارد که ما را به شیوه سنتی خودمان یعنی شیوه نگارگری و نقاشی قهوه خانهای برمی گرداند. جزییات کار وابستگی هنرمند به هنرهای سنتی را نشان میدهد. همه اینها نشان از اصالت کارها دارد و جا دارد به آثار این نمایشگاه توجه ویژهای شود.
نمایشگاه تصویرسازیهای تارا هاشمی، نمایشگاهی برای همه گروههای سنی است. این نمایشگاه آنقدر رنگ، انرژی، گرما و صمیمیت دارد که هر مخاطبی را مجذوب میکند. پس حتما دیدن از این نمایشگاه را که تا بیست و ششم آبان ادامه داد، در برنامههایتان قرار دهید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: