پسر جوان برای تصاحب اموال پدربزرگ،دایی خودش را کشت

وسوسه خونین

«جسد را داخل این چاه انداخته‌ام.» شهاب اشاره‌ای به قنات قدیمی کرد و بازپرس که در کنار او ایستاده بود نگاهی به داخل چاه انداخت، چیزی ندید، اما باتوجه به اعترافات متهم می دانست جنازه در چاه است.
کد خبر: ۶۱۳۳۵۰

آتش‌نشانان دست به‌کار شدند و برای بیرون آوردن جسد داخل چاه رفتند، سرانجام جسد به بیرون از چاه انتقال داده شد. پسری جوان مرتکب جنایتی هولناک شده بود و راز این جنایت با گذشت حدود یک ماه با تلاش بازپرس پرونده فاش شد.

اعلام شکایت

مرد سالخورده‌ای روز سوم شهریور امسال به مجتمع شهید قدوسی مشهد رفت و از ناپدید شدن پسرش خبر داد. این مرد به قاضی شعبه 804 مجتمع شهید قدوسی گفت: چند وقت قبل یک مشتری برای ملکم پیدا شد. بار اول من و پسرم به محل قرار رفتیم و خریدار ملک را دیدیم. از آنجا که قیمت مناسب بود، بالاخره با فروش ملک موافقت کردم و مرتبه دوم خریدار زمین که کامبیز نام داشت دیروز با پسرم تماس گرفت و با او قرار گذاشت. نمی‌دانم چرا، اما کامبیز از پسرم خواسته بود تنها به شاندیز برود تا در رابطه با زمین با هم  صحبت کنند.

سیامک، پسرم روز گذشته ـ روز حادثه ـ سوار بر خودروی ماکسیمای خود شد و برای معامله زمین به شاندیز رفت، اما از آن زمان تا به حال هر چه با او تماس می‌گیرم تلفن همراهش خاموش است. سیامک محال بود بدون این‌که به من بگوید شب به خانه نیاید. به همه جا سرزدم؛ از خانه دوست و آشنا گرفته تا بیمارستان و کلانتری، اما نتواستم هیچ‌ردی از او پیدا کنم. مطمئن هستم برای سیامک اتفاقی افتاده است.

تحقیقات برای یافتن سیامک پس از اعلام شکایت مرد مسن آغاز شد. با ناپدید شدن سیامک، چند فرضیه از سوی بازپرس امام‌وردی ـ بازپرس پرونده ـ مطرح شد. نخستین فرضیه این بود که حادثه‌ای برای پسر جوان رخ داده است اما با استعلام از بیمارستان‌ها و کلانتری‌ها مشخص شد هیچ حادثه‌ای برای سیامک اتفاق نیفتاده بنابراین فرضیه اول رنگ باخت.

دومین فرضیه مطرح شده، ربوده شدن سیامک از سوی افرادی برای دریافت پول بود، اما با گذشت زمان و تماس نگرفتن گروگانگیران احتمالی با خانواده سیامک این فرضیه نیز منتفی شد. سومین فرضیه در این پرونده احتمال وقوع جنایت بود.ممکن بود سیامک قربانی ماجرایی شده باشد و عامل یا عاملان جنایت نقشه قتل او را کشیده و آن را اجرا کرده باشند، اما چه کسانی و به چه علت دست به چنین کاری زده‌اند، مشخص نبود.

نوه فریبکار

دستورات لازم برای تحقیقات از سوی بازپرس پرونده صادر شد و کارآگاهان جنایی در تجسس‌های خود دریافتند، سیامک در آخرین تماس با کامبیز صحبت کرده است. کامبیز کسی نبود جز خریدار ملک پدری سیامک. بازپرس شعبه 804 مجتمع شهید قدوسی مشهد می‌گوید:ما در تحقیقات صورت گرفته توانستیم مدارکی به‌دست بیاوریم که نشان می‌داد، سیامک در شاندیز دیده شده است. در نتیجه پسر جوان وارد شاندیز شده و به محل قرار رفته بود، اما مشخص نبود بعد از آن چه اتفاقی برای او رخ داده است. او با کامبیز قرار ملاقات داشت و کامبیز آخرین فردی بود که او را دیده بود.

دستورات برای بازداشت کامبیز صادر اما در بررسی‌ها مشخص شد کامبیز هویت واقعی فرد تحت تعقیب نیست و هیچ کسی نمی‌دانست هویت واقعی این مرد چیست و او چه کسی است؟

تحقیق مجدد از پدر سیامک انجام شد، زیرا او تنها کسی بود که کامبیز را دیده بود. مرد مسن در این مرحله از تحقیقات راز ارثیه میلیاردی و کلاهبرداری نوه‌اش را برملا کرد و گفت: نمی‌دانم موضوعی که می‌خواهم به شما بگویم مهم است یا خیر، اما نوه‌ام به نام شهاب با پسرم درگیری داشت. این درگیری به دو سال قبل برمی گردد. من آن زمان می‌خواستم کارهای ثبت و سند زمین‌ها و املاکم را انجام بدهم، اما به علت کهولت سن نمی‌توانستم خودم دنبال کارهای ادرای بروم. زمانی که شهاب از این موضوع باخبر شد پیشنهادی را مطرح کرد و چون به نظرم پیشنهاد خوبی بود آن را قبول کردم. شهاب گفت تمام کارهای اداری زمین‌هایم را انجام می‌دهد و در عوض زحمتی که می‌کشد 30 درصد از اموال را برای خودش برمی‌دارد. به نظر پیشنهاد بدی نمی‌آمد و من این موضوع را قبول کردم و حتی به صورت قولنامه آن را مکتوب کردیم که 30 درصد این زمین‌ها برای نوه‌ام باشد.

مرد سالخورده ادامه داد: نوه‌ام بعد از مدتی وقتی فهمید ارزش اموال من بالاست تصمیم گرفت به نحوی سهم بیشتری از این اموال را به خود اختصاص بدهد، البته من از این ماجرا بی‌خبر بودم. شهاب مدتی پیش به همراه دو نفر از دوستانش پیش من آمد و قولنامه‌ای را که نوشته بودیم آورد. او روی قسمت 30 درصد جوهر ریخته بود و به من گفت به‌صورت اتفاقی جوهر روی قولنامه ریخته شده است و حالا درخواست دارد تا مبلغ را بار دیگر پشت قولنامه بنویسم که بعدها مشکلی پیش نیاید. من هم از همه جا بی‌خبر قبول کردم، اما او پشت قولنامه درصد را تغییر داده و 60 درصد نوشته بود. من چون چشم‌هایم خوب نمی‌دید و سواد زیادی ندارم از دو نفری که به عنوان شاهد با خود آورده بود خواستم درصد را برایم بخوانند و آنها هم به دروغ گفتند 30درصد. درحالی‌که آنها از قبل با شهاب هماهنگ شده بودند. بعد از این ماجرا یک روز قولنامه را من به سیامک نشان دادم و زمانی که پسرم قولنامه را خواند به اصل ماجرا پی برد و شهاب را بشدت کتک زد و قولنامه را پاره کرد. شهاب هم در ازای کاری که سیامک کرده بود از او شکایت کرد، اما نمی‌دانم چرا یک دفعه از پیگیری شکایتش منصرف شد.

کینه قدیمی

با مشخص شدن این ماجرا تحقیقات از شهاب آغاز شد، اما پسر جوان مدعی بود هیچ اطلاعی از دایی‌اش ندارد و نمی‌داند چه اتفاقی برای او رخ داده است. در ادامه بررسی‌ها فاش شد شهاب با کامبیز در رابطه بوده و حتی روز حادثه نیز در شاندیز حضور داشته و همراه کامبیز  بوده است.

شهاب که ابتدا منکر ماجرا بود، زمانی که با مدارک و شواهد پلیسی مواجه شد بناچار لب به اعتراف گشود و به قاضی گفت: با کاری که سیامک کرد و پاره کردن قولنامه بدجوری کینه او را به دل گرفتم. این کینه به‌قدری بود که تصمیم به تلافی گرفتم.

مدتی قبل با پسری به نام پدرام آشنا شدم و زمانی که از کینه قدیمی و ارثیه میلیاردی گفتم، قبول کرد در این انتقامگیری با من همراه شود. پدرام خودش را کامبیز و خریدار ملک پدربزرگم معرفی کرد. با مبلغی که او گفت پدربزرگم راضی به فروش ملکش در شاندیز شد. دفعه اول پدربزرگم و سیامک به محل قرار آمدند، اما دفعه دوم طبق نقشه سیامک را به تنهایی به سر زمین کشاندیم.

متهم جوان ادامه داد: همانجا بود که با سیامک درگیر شدیم. چند ضربه به او زدیم و در نهایت او را با سیم خفه کردیم. بعد جسد سیامک را داخل چاه انداختیم، چاه که البته نه، یک قنات قدیمی و خشک بود. بعد سوار ماشین او شدیم و خودرواش را در نزدیکی چناران رها کردیم تا مسیر تحقیقات را هم تغییر بدهیم و پلیس را گمراه کنیم.

با اعتراف متهم جوان به قتل، اکیپی ویژه از کارآگاهان جنایی به همراه متخصصان تشخیص هویت و پزشکی قانونی به همراه بازپرس امام‌وردی راهی صحنه جنایت شدند. قاضی شعبه 804 مجتمع شهید قدوسی مشهد می‌گوید: در همان زمین پدری سیامک با قناتی مواجه شدیم که از بالا سایه‌ای از جسد دیده می‌شد. موضوع به آتش‌نشانی اعلام شد و ماموران آتش‌نشانی وارد عمل شدند. بر خلاف انتظار، چاه بسیار عمیق بود. در نهایت جسد بیرون آورده و به پزشکی قانونی انتقال داده شد.

به‌دنبال اعتراف متهمان و کشف جسد، شهاب و همدستش با صدور بازداشت موقت روانه زندان شدند و تحقیقات از آنها همچنان ادامه دارد.

مرجان رضایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها