در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محرم، ماه نمایش و نیایش است، ماه نمایش خوبیها و حماسهسازیها و عبرتگرفتن از بدیها و پلیدیها، ماهی که آیینهای نمایشی با زندگی اجتماعی و باورهای اعتقادی مردم میآمیزد. از جمله این آیینهای آشنا روضهخوانی، شبیهگردانی، علم و کتل، نخلگردانی، مراسم زنجیر و سینهزنی و تعزیهخوانی در تکایا و... است.
در چنین شرایطی باید پرسید نقش نمایش کلاسیک و حرفهای ایران در این میان چیست؟
بخصوص که در سالهای اخیر چنین رسم شده که مسئولان هنرهای نمایشی در مراکز مختلف به مناسبت ماه محرم و برای تعزیت سالار شهیدان(ع) نمایشهایی را روی صحنه بردهاند و احتمالا خواهند برد. حتی در چنین ایامی چند سالی سوگوارهای با عنوان آیینهای عاشورایی و با انتخاب دهها نمایش برگزار شد. اما در این فعالیتهای نمایشی با موضوع عاشورا نمایش پیشتر میتازد یا آیینهای نمایشی؟
برای پاسخ به این پرسش باید نگاهی دقیقتر به این نوع نمایشها داشت. نگاهی که پیش از هر موضوعی نوع جذب مخاطب توجه برانگیز است، چون عموما نتوانستهاند متکی به گیشه و خرید بلیت روی صحنه بروند و حتی در بهترین وحرفهایترین سالن تئاتر و کشورمان با اقبال مخاطبانی که برای دیدن تئاتر بلیت تهیه میکنند قرار نگرفته و متولیان این آثار ناچار شدهاند برای دیده شدن نمایشهایی که گاهی با هزینههای بالا و بالغ بر چند ده میلیون تومان تولید میشود، تدابیری اتخاذ کنند که اهدای بلیت رایگان به مراکز مختلف از جمله این روشهاست.
اما چرا این نوع نمایشها از روند طبیعی جذب مخاطب محروم میمانند و ناچار میشوند به روشهایی خاص متوسل شوند؟
نخستین مشکل در این میانه نگاه فصلی وموسمی به این مقولات است، در حالی که رویدادهای کربلا و به طور کلی وقایع تاریخ اسلام مملو از جذابیت نمایشی برای تماشاگر است، با نوعی نگاه که برای مخاطب تکراری به نظر میرسد آمیخته شده و قدرت تجزیه، تحلیل و نگاههای متفاوت را از مخاطب میگیرد.
به عبارت دیگر، صحنه تئاتر جایگاهی است که تماشاگر علاقهمند با این توقع وارد آن میشود که شاهد نگاهی ویژه، رویکردی جدید و زوایایی بیان نشده از واقعه ازلی و ابدی عاشورا باشد؛ اما چنین نمیشود و این پس زدگی و دلزدگی مخاطبان متعاقبا، اقبال نیافتن عمومی نمایشهای اینچنین را به دنبال دارد.
در مقابل این توقع عمومی، مسئولان فرهنگی و هنری قرار دارند بدون هرگونه ارزیابی واقعگرایانه از خواست مخاطب، بودجههای نحیف تئاتر را صرف سفارش امتحان پس داده و متاسفانه، اغلب بدون تماشاگر میکنند و به مرور موجب بدبینی مخاطب نسبت به نمایشهای مبتنی بر تاریخ شدهاند.
در این اوضاع، هنرمندان خود را در محدودهای مییابند که سفارشی و دستوری بیشتر مینماید تا خلاقانه و هنرمندانه و در نهایت به دور تکرار و تهیه و تولید آثاری تهی از نوآوری منجر شده و خواهد شد؛ بنابراین یا بنا به نیاز مالی از خود هنرمندانه میگذرند یا آن که قید مشارکت در خلق این نوع آثار را میزنند و کنار میکشند. اما سماجت مسئولان بر تداوم این نوع برنامهریزی و تقلا برای خالی نماندن صحنه کار را به جایی رسانده، میرساند و خواهد رساند که ناچار به اجرای کارهای تکراری رو میآورند و درحالت بدتر، امکان فعالیت به کمتجربهها و بعضا حتی بیتجربهها میدهند.
این در حالی است که برای برونرفت از چنین شرایطی، منابع و مآخذ متعدد و شگرفی وجود دارد.
به عنوان نمونه، آیینهای نمایشی ما چنان گسترده اند که گاه در دو روستای همجوار نیز دچار تغییر و تطور شدهاند؛ تطوراتی که اغلب اوقات بر جذابیت و تاثیرگذاری این آیینها و توجه مردم افزوده است. این آیینها با وجه نمایشی و گاه کارناوالی هنوز هم بر برخی رفتارهای اجتماعی، فردی و مذهبی ما تاثیر شگرف گذاشته و عمیقا در بطن زندگی تنیده شدهاند و در موارد متعددی برای باورمندانش به بخش جداییناپذیر از جریان زندگی تبدیل شده است؛ ضمن این که هرچه از دوره زمانی باورمندی و حوزه جغرافیاییاش دورتر میشویم، وجه نمایشی بیشتری نیز پیدا کرده و دستمایه قابل اتکایی برای پژوهشگران حوزههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و هنری شده و بهترین دستمایه برای هنرمندانی است که در پی خلق آثار نمایشی خلاقانه و جدید هستند.
ضمن این که آیینها و مناسک میتوانند آفریننده فرمهای متنوع وگوناگون در جریان تولید نمایش دینی باشند، همانگونه که تعزیه در طول تاریخ و در جریان اندیشگی به عنوان یک عنصر اجتماعی فعال در جریانات جامعه حضور دارد، اما بتدریج و بر اساس نیازهای جوامع مختلف و هر جغرافیای خاصی شکلهای گوناگونی یافته و همواره در ارتباط با مخاطب موفق بوده است، در نتیجه از تفکر بخش میانی جامعه برخاسته و در ارتباط مستقیم با وقایع روز قرار میگیرد و هیچگاه از تغییر و تطور برای تأثیرگذاری بر مخاطب خویش هراسی ندارد.
برخلاف این داشتههای بسیار عمیق و وسیع، گستره نمایشهای مبتنی بر آموزههای معارفی زیر سایه یک نوعی نمایش - موزهای و تکراری قرار گرفته و کوششی برای به روز کردن آن صورت نگرفته است.
در واقع به نظر میرسد یک گونه تفکرمخالف نوگرایی بر سیاستگذاری در تولیدی آثار مبتنی بر آیینها سایه افکنده است.
البته باید اذعان کرد جسته گریخته کارهایی شده است، اما به طور کلی و در نگاهی غالب، نوعی نگاه واپسگرایی این نوع آثار را دچار دور باطل کرده است و این روند معیوب برتولید نمایشهایی که مبتنی بر آیینها، مناسک یا پدیدههای دینی ومذهبی باشند، تأثیر بسزایی داشته است.
بنابراین رونق و گسترش نمایشهای دینی به اهرمهای حمایتی غیرمستقیم، برنامهریزی و سیاستگذاریهای کلان و به دور از القای موضوع و فرمهای دستوری و در فضای بازاندیشه ورزانه نیاز دارد.
البته بیشک این اتفاق باید با حمایتهای مراکزی همچون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، پژوهشگاههای مختلف و متعدد و دفاتر گوناگون این مراکز، از جمله دفتر تئاتردینی، دفتر نمایشهای آیینی و سنتی اداره کل هنرهای نمایشی و... انجام شود. ضمن این که پیش از هر اقدامی نیز باید در ساختار و کارکرد این مراکز تجدیدنظر جدی شود؛ بخصوص که دیده شده در این دفاتر عموما با نمایشهایی که دارای وجه تجربی بر پایه اصول و قواعد و فرمهای نمایشهای آیینی و سنتی یا دارای شیوههای روایت متفاوت هستند و به طور کلی تجربه دیگرگونی را عرضه کنند، برخوردی دفعی یا منفعل شده و به موثرین این نوع آثار به هیچ وجه اجازه حضور و بالندگی داده نمیشود.
مهنوش دهکردی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: