در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چنین مواردی از گذشتههای دور وجود داشته و هرگاه خیانت مطرح شده، احتمال قتل هم به وجود آمده است، نوع دیگری از قتلهای خانوادگی ناشی از روابط والد و فرزند است. در پارهای موارد شاهد آن هستیم که بین اولیا و فرزندان رابطه بیمارگونهای وجود دارد. معمولا بچهها در این رابطه بیشتر آسیب میبینند البته در اکثر موارد اینچنینی والدین بیمار و به اختلالات شخصیتی مبتلا هستند و شرایطی را رقم میزنند که در آن امکان دارد یکی از طرفین مرتکب بزه شود. نوع دیگری از قتلهای خانوادگی، ناشی از مسائل خارج از خانواده است و به طور ناخواسته به خانواده تحمیل میشود؛ در این شرایط هم ممکن است شاهد این باشیم که یکی از افراد خانواده مورد اغفال فرد دیگری قرار بگیرد که در اینجا هم باید زمینههای عاطفی، روانی و هوشی افراد را در نظر بگیریم، زیرا ممکن است در این قتلها پیشزمینهای از مسائل و اختلالات عاطفی و روانی وجود داشته باشد. به عنوان مثال کودک آسیب دیدهای که اکنون جوان یا نوجوان شده است، در اثر بحرانهای نوجوانی یکسری مشکلات مانند مسائل مالی را مانع خود میبیند و نقشه قتل پدر یا مادر را میکشد تا به واسطه پول آنها بتواند امکاناتی را برای خود فراهم کند.یا در مواقعی که جوان عاشق میشود، برای رسیدن به تمکن مالی و یافتن امکان ازدواج دست به چنین جنایتی میزند.
در برخی مواقع نیز موضوع اصلی مخالفت والدین است. در مجموع میتوان گفت چنین قتلهایی با این هدف انجام میشود که فرد موانع را از سر راه خود بردارد.
با توجه به آنچه گفته شد باید توجه داشت مباحث فرهنگی در پدیده قتلهای خانوادگی تاثیر بسیاری دارد زیرا باورهای فرهنگی عرفی که در سطح جامعه وجود دارد، میتواند سطح توقعات مردم را از روابط فامیلی و خانوادگی متفاوت کند. در برخی نقاط کشور نوع خاصی از مسائل فرهنگی و قومیتی وجود دارد که مجوز ارتکاب بعضی از این قتلها را میدهد. در واقع خرده باورهای فرهنگی میتواند باعث شود فرد اجازه چنین برخورد خشنی را به خود بدهد و به عبارتی باتوجه به باور غلطی که دارد، انجام قتل را حق خود بداند.
در مجموع میتوان گفت برای جلوگیری از قتلهای خانوادگی باید اصلاح فرهنگی صورت گیرد که تا به حال آنطور که باید و شاید در این زمینه کار نشده است. ما در شرایط کنونی با تغییر و تحول فرهنگی روبهرو شدهایم و در عصری زندگی میکنیم که با فناوری اطلاعات مواجه هستیم. در چنین شرایطی طبیعتا بسیاری از باورهای فرهنگی باید بتدریج مورد بازبینی قرار بگیرد. ما باید با ابزار روز زندگی کنیم؛ البته نباید اخلاقیات و انسانیت را از دست بدهیم، بلکه باید بررسی کنیم آیا آن اخلاقیت و باورهایی که از زمانهای خیلی دور یدک میکشیم همخوانی لازم را با دنیای امروز دارد، آیا اصلا کارکردهای درست خودش را حتی در آن زمان داشته است و آیا اکنون نیز همان کارکرد را دارد؟ برخی اوقات دیده میشود تاریخ مصرف خیلی از خردهباورهای فرهنگی گذشته است و حتی در دوره خودشان هم به غلط بنا نهاده شده بود، بنابراین به نظر میآید امروزه باید تغییراتی در فرهنگ زیستی که در روان مردم تاثیر دارد ایجاد و آنها را نهادینه کنیم که این کار باید در قالب آموزشهای فرهنگی و اجتماعی و رفتارهای آکادمیکی صورت بگیرد.
ناصر قاسمزاد/ روانشناس و مدرس دانشگاه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: