در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

از تهران که بگذریم بسیار اهل سفر کردن هستم. بیشتر نقاط ایران را دیدهام و در این میان بیشازهمه، روستاهای مختلف برایم جذابیت داشتهاند. معمولا مناطق کوهستانی و جنگلی را به بیابان ترجیح میدهم. شاید به این دلیل باشد که برای سریال امام حسین (علیه السلام) حدود 40 روز در زمستان بیابان و در چادر زندگی کردم و سختی زندگی در بیابان خاطره خوشی برایم نگذاشته است. ترجیح میدهم کویر را بیشتر در عکسها و تصاویر زیبای آن ببینم تا تجربه فیزیکی در محیط.
اما روستاهای زیبایی در ایران دیدهام. مخاطبان زیادی دارم که از روستاها برایم نامه مینویسند و حتی مرا به محل زندگیشان دعوت میکنند. به همین دلیل روستاهای زیبا و عجیبی را در ایران دیدهام. مثل روستای حداده، روستای کیاسر، روستای لارما (که به قول مخاطبم، در چنان ارتفاع بلندی قرار دارد که اگر یک قدم آن طرفتر بگذاریم از بالای کوه به زمین میافتیم)، روستاهای منطقه بشاگرد (که در مجموع حدود 44 روستاست)، روستای خرچنگ (روستای کوچکی در مازندران که شکل کلی آن شبیه خرچنگ است و به همین نام مشهور شده) و...
روستای نیارک را نیز بسیار دوست دارم که در منطقه ییلاقی استان گیلان پشت سد منجیل و رودبار قرار دارد. این روستای خوش آب و هوا حتی در مرداد نیز مهآلود است. چشمههای درمانی زیادی دارد و مردمانش مهماننواز هستند اما چون کمتر کسی این روستا را میشناسد معمولا غریبهای در این روستا دیده نمیشود.
در استان فارس، نزدیکی لار، شهرستان عجیبی دیدهام به نام گراش. مردم، این شهرستان را با هزینه خودشان ساختهاند. جایی تمیز است که مساجد فاخر و بسیار زیبایی دارد. در اینجا یک نفر مسجد میسازد، نفر بعد با هزینه شخصی مسجدی بهتر از او میسازد به طوری که روی دست او بلند شود و بعد نفر دیگری با هزینه شخصیاش، مسجدی بهتر از او میسازد و این ماجرا ادامه پیدا میکند. حتی مردم گراش، یک بیمارستان هزار تختخوابی دارند که امیران حوزه خلیجفارس برای مداوا خود را به اینجا میرسانند. درصد قابل توجهی از بیزینس دبی در اختیار مردمان این روستاست. هنگام ورود با خرما و دوغ محلی از شما پذیرایی میکنند. این طعم شیرین و شور برای من اولین بار کمی جای تعجب داشت ولی وقتی دیدم که همه با اشتها آن را میخورند من هم خوردم و الان به نظرم خیلی خوشمزه است. پسته خرما هم دارند که به نظرشان برای زخم معده بسیار مفید است.
روستای خسروخو در مهاباد نیز در نظرم جذابیت زیادی داشت. برای مثال، مردم این روستا چالهای را در زمین حفر و در آن آتش درست میکنند. بعد سر مرغ را جدا میکنند و مرغ را با تمام پرهایش درون این چاله میاندازند و روی آن را میپوشانند. حدود 3 یا 4 ساعت بعد، مرغ را در میآورند و پوست و پرش را جدا میکنند و میخورند. غذای بسیار خوشمزهای است. کته را هم داخل دیگ میگذارند. اجاقی از سقف آویزان میکنند که در اصل خودش مشعل است. باد که میوزد این آتش شعلهور میشود و برنج با همان وزش باد و شعله آتش پخته میشود. به همین خاطر دیگ برنجشان کاملا سیاه است. این کته هم طعم بسیار خوبی دارد.
روستای زیبای دیگری که دیده ام واریان است. البته این روستا را باید با هماهنگی قبلی ببینید. یعنی از قبل با کسی در روستا هماهنگ کنید تا قایقی را برای شما بفرستند و شما را به روستا ببرند.
زندگی 15روزه من در بشاگرد نیز برایم خاطره جالبی است که چیزهای زیادی از آن آموختم. بشاگردیها در کپر زندگی میکنند و برخلاف ظاهر محقرانه کپرها وقتی داخل آن میشوید با سیستم به روز صوتی و دیجیتال مواجه میشوید. من این 15 روز را از طرف کمیته امداد به بشاگرد رفته بودم و دیدم که در اینجا مردان در کپرها میمانند و زنان کار میکنند. معمولا فارسی هم بلد نیستند. مهریه عروسهایشان بز است. اگرچه محرومیت در این منطقه وجود دارد ولی با رسیدگیهای کمیته امداد در اینجا مدارس شبانهروزی تاسیس شده و اتفاقا نتایج بسیار خوبی داشته زیرا آمار قبولی فرزندانشان در کنکور بسیار بالا بوده است.
شاید بتوانم بگویم که 50 درصد سفرهایم شخصی بوده و 50 درصد دیگر کاری. در سفرهای کاریام همیشه فقط روی کارم متمرکز هستم و با خودم میگویم یک بار دیگر برای دیدن و تفریح به این جا سفر میکنم. مثلا هر بار که برای کار به مشهد میروم حتما تا فاصله یک هفته بعد از آن یک بار دیگر به مشهد میروم و فقط زیارت میکنم. جنگلهای 2000 و رشت در گیلان را سالی یکبار میبینم. ابیانه هم از آن سفرهای کاری بود که جذابیتش آنقدر برایم زیاد بود که یک بار دیگر برای دل خودم به آنجا سفر کردم. در کل دیدن مناطق بکر را بسیار دوست دارم تا حدی که حدود هفتسال به لواسان رفتم و آنجا زندگی کردم. / ضمیمه چمدان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت:
منصف باشید.
به هر حال شما به عنوان چاپ كننده مطلب میتونید به خانم صادقی اطلاع دهید موضوع رو و همچنین بهشون یادآوری كنین كه شهرستان رو خیلی راحت میشه از ده تشخیص داد حتی با همان مسجدها و بیمارستان بزرگ و مجللی كه خودتون گفتید...
در پیرو این مطلب :
خانم صادقی ، شهرستان زیبای گراش را روستا خوانده و با واكنش های از سوی مردم خون گرم این منطقه واقع شده است. از آنجایی كه شما تمامی نوشته های ایشان را بدون دخل و تصرف بر روی سایت قرار داده اید، از شما خواهشمندم در جواب ایشان این مطلب را درج نمایید. با تشكر . حمید بهرامی
"گِراش شهری در جنوب استان فارس و در فاصله ۳۵۵ كیلومتری جنوب شیراز و ۱۵ كیلومتری لار قرار دارد. این شهر مركز شهرستان گراش است، جمعیت شهرستان گراش طی سرشماری نفوس و مسكن در سال ۱۳۹۰ برابر ۴۷۰۰۰ نفرمی باشد كه ازاین تعداد ۳۰۰۰۰نفر جمعیت شهری و۱۷۰۰۰نفر جمعیت روستایی رادربرمی گیرد.
گراش از نظر تاریخی یكی از شهرهای مهم در جنوب استان فارس میباشد. اولین كتابی كه از گراش ذكری به میان آوردهاست «بستان السیاحه»از حاج زین العابدین شیروانی است. در این كتاب گراش را اینگونه توصیف میكند: (گراش بر وزن فراش، قلعهای است خدا آفرین در یك منزلی خطه لار واقع و آن یك قطعه كوه به شكل مخروطی و اطرافش واسعهاست و آن مانند تل بزرگی است از تحت الی فوق عمارتست و قریب هفتصد باب خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست. آبش بسیار كم و اكثر اوقات آب باران در بركهها ذخیره نموده و به مصرف رسانند، هوایش به غایت گرم و نخلستان فراوان دارد و مردمش شیعه مذهب هستند.)
كتاب دیگری كه از گراش در دو قسمت ذكری كرده است«فارس نامه ناصری» تالیف حاج میرزا حسن فسایی میباشد. آنجایی كه قلعههای معروف فارس را معرفی مینماید قلعه گراش را:(كوه كوچكی است كه به قریه گراش به ناحیه مضافات شهر لار، پیوسته آبش از آب انبار بارانی است. به ده نفر تفنگچی پنج هزار نفر دشمن را دفع كند.)
در كتاب «فردوس المرشدیه فی اسرار الصمدیه» از محمود بن عثمان كه به كوشش آقای ایرج افشار چاپ شده، قدمت گراش را به قرن ششم هجری میرساند. موقعیت استراتژیك قلعه گراش و لزوم استحكامات در برابر دفاع از متجاوزان و اشرار و همچنین گرایش حكام و خوانین بخود مختاری، قلعه گراش محل مناسبی بودهاست. حاكمان و خوانین با قدرت تمام در قلعهای كه بوسیله حدود هفتصد باب خانه محاصره شده حاكمیت داشتهاند.
حاكمانی كه در ادوار مختلف تاریخ، علم خود مختاری و مقابله و رویارویی با حكومتهای مركزی وقت برافراشتهاند و با تكیه به این قلعه و جمعیت انسانی كه در آن خانهها سكونت داشتهاند، سالها اقتدار و عظمت و را تجربه نمودهاند. قلعه و استحكامات آن در زمان حكومت رضا خان به علت مبارزه خان گراش (زادان خان) با حكومت مركزی وقت كه لار نیز زیر نفوذ داشته، تخریب گردید و سكنه آن در دامنه این كوه به ادامه زندگی پرداختهاند.
دژ تاریخی گراش كه كلات هم نامیده میشود مربوط به عصر شاه زندو و پیش از آن است امیر محیالدین از طرف سید عفیف الدین شاه زندو مامور فتح این قلعه شده با دلاوری بر آن چیرگی مییابد این دژ تاریخی در ادوار مختلف مركز حكومت بود و در این اواخر در درگیری نیروهای رضاشاه پهلوی با زادان خان گراشی بناهای آن به وسیله هواپیما بمباران شده آثارش از بین میرود.
اماكن مذهبی این شهرستان:
مسجد: در گراش مسجدهای زیادی وجود دارد كه اسامی برخی از آنها بصورت زیر میباشد:مسجد مهدیه
مسجد جامع - مسجد امامزینالعابدین - مسجد آخوند - مسجد صاحب الزمان - مسجد سیدالشهدا - مسجد امام حسن - مسجد الزهرا
حسینیه: از مهمترین حسینیههای گراش از این حسینیهها میتوان نام برد:
حسینیه اعظم - حسینیه سنگ آوی - حسینیه ولیعصر (برق روز) - حسینیه حضرت اباالفضل عباس - حسینیه فاطمیه - حسینیه تاریخی سنگآوی
امامزاده:
بقعه شیخ عبدالله - امامزاده چاهگلابی - امامزاده سبزپوش كنار زیارت
عكس شهرستان:
http://gerash.ir/wp-content/themes/shahrdari/images/4.jpg
با تشكر از شما."
متاسفم واسه خانم ژیلا صادقی كه با این همه رفتن به روستا، اما چرا تفاوتی میان روستا و شهرستان قائل نیستند؟
شهرستان گراش و با بیش از 45000 نفر جمعیت است.
لطفا آن را تصحیح نمایید
یكی از مثالهای آن گسترش مسجد جمكران در قم است كه توسط یك گراشی ساخته میشود، نمونه آن مسجد فاطمه الزهرا شیراز است، نمونه آن دبیرستان نمونه شیراز است. نمونه آن ساخت درب مطهر حرم حضرت علی(ع) است. نمونه آن تجهیز سیستم صوتی حرم حضرت علی در كربلاست.و...
آن بیمارستانی هم كه فرمودند، مركز آموزشی درمانی امیرالمومنین نام دارد كه زیر نظر دانشكده علوم پزشكی گراش اداره می شود. در این بیمارستان اولین اول قلب باز در استان فارس با موفقیت انجام شد و اینكه گفته اند امیران كشورهای حوزه خلیج فارس برای مداوا به این بیمارستان میروند نیز كذب است. اگر می آمدند كه خوب بود آنوقت می شد مركز توریسم درمانی كشور...اما اینگونه نیست! ضمنا این بیمارستان 110 تختخوابی است نه هزار تختخوابی..
احتمالا یك نفر كه با شهر گراش خصومت داشته، این اطلاعات را به خانم صادقی داده باشد.
از جام جم آنلاین خواهشمندیم به منظور شفاف سازی در پست و خبر دیگری این اعتراض ها را منتشر كند.
شاید سركارخانم ژیلا زمانی كه در این شهرستان حضور یافته ، گراش روستا بوده است نه شهرستان