در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

این مساله از قشر کارمند، هویت خاصی را ساخته که معمولا براساس معرفههای ایجابی، شناخته نمیشود، بلکه در تعریف آن بیشتر بر مولفههای سلبی تاکید میشود: کارمند یعنی «پشتمیزنشین»، یعنی کسی که نه روی «زمین» کار میکند و نه اهل فن است و دست خود را به ابزار صنعتی نمیآلاید!
همین مساله باعث شده بخشی از طیف کارمندان، بویژه در ایران، عملا تبدیل به قشر ضعیف و محرومی شوند. کارمند اصولا به خاطر نقشی که در نظم اداری و دیوانسالار جامعه دارد، جزو طبقه ضعیف محسوب نمیشود. یکی از ویژگیهای کارمند در هر جای دنیا، این است که او بیش از سایر اعضای جامعه به نهاد قدرت و دولت نزدیک است و به تبع زمینه استفاده از رانتهای دولتی برای او، بیش از سایرین (کسبه، کارگران، کشاورزان و...) فراهم است. کارمند، سرمایهدار نیست، که اگر بود، تن به زندگی کارمندی نمیداد (سحرخیزی و تحمل ترافیک صبح و دستکم هشت ساعت در روز و بیست روز در ماه، کار مداوم و پاسخگویی به اربابرجوع و مافوق و...) اما در عین حال، کارمند جزو طبقه ضعیف جامعه نیز محسوب نمیشود. چرا که تصور عمومی این است کارمندان به واسطه نزدیکی به نهاد قدرت، از ریزشهای اصحاب قدرت و ثروت بهره بیشتری میبرند، ساعات زندگیشان بیش از سایر طبقات ضعیف درآمدزاست، راحتتر از سایرین از موهبتهایی چون گرفتن وام و مساعده و.... بهره میبرند. همین موضوع، مفهوم کارمند را با مفهوم دیگری به نام «طبقه متوسط» پیوند زده است.
طبقه متوسط، یعنی طبقهای که نه جزو اغنیا (بورژواها یا سرمایهداران) محسوب میشود و نه جزو ضعفا (کارگران یا پرولتاریا). بنابراین کارمند در میانه طیفهای جامعه قرار دارد. طبقه ضعیف و کارگر او را از آن خود نمیداند، بلکه او را جزو خادمان نسبتا مرفه اغنیا محسوب میکند و طبقه اغنیا نیز او را چندان خودی و محرم نمیشمرد، بلکه برای سلطه هر چه بیشتر خود از دانش او بهره میبرد. بنابراین، کارمند، نقش حفظ ثبات و برقراری نظم در نزاع بین اغنیا و ضعفا را بازی میکند.
همین نقش اجتماعی کارمند باعث شده توجه به مسائل معیشتی او کمتر از طبقه کارگر مورد توجه قرار گیرد. کارگران به لطف شیوع جریانهای چپ، همیشه و در هر جای دنیا، محور توجهات هستند. سندیکاهای کارگری، فعالیتهای زیادی دارند و به نفع معیشت کارگران، امتیازهای مهمی را از نهاد قدرت مطالبه میکنند. اما زندگی و معیشت کارمند کمتر دیده شده است. کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست. طیفی از طبقه کارمندان به واسطه داشتن جایگاه تثبیتشده در نهادهای دولتی، از معضل کمتری برخوردار هستند، اما طیف وسیعی از کارمندان ـ که در نهادهای غیردولتی فعال هستند ـ از پشتیبانی مکمل چندانی برخوردار نیستند. امنیت شغلی برای کارمند بسیار ضعیف است و به تبع آن، امنیت روانی او نیز کاسته میشود. کارمندهای غیردولتی، به طور متوسط، درآمد چندان بیشتری از متوسط کارگران ندارند و این در حالی است که طیف کارمندان عمدتا دارای تحصیلات بالاتری هستند و همین مساله و نیز تمرکز زندگی آنها در شهرهای بزرگ (چرا که محل کار آنها در شهر است) مخارج آنها را بیشتر از سایر طبقات میکند.
وضع فعلی طبقه کارمند باید مورد توجه جدی قرار گیرد. از آنجا که بخش تحصیلکرده جامعه عمدتا در این طیف فعالیت میکنند، به حاشیه راندن این طیف، اثر مثبتی را برای جامعه در برنخواهد داشت و جامعه را به سمت نخبهزدایی سوق خواهد داد.
ساعد عالمی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: