در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر بخواهیم رابطه اندیشه و اندیشمندان را با رسانه بخوبی تحلیل نماییم، باید این دو را بازتعریف کنیم. اگر تصوراتمان از این دو مانند سابق باشد و از قوت و کارآمدی رسانه آگاه نباشیم، به رابطه عمیق این دو پی نخواهیم برد. من با بازتعریف این دو میخواهم به این نتیجه برسم که خیلی از اندیشهها از سوی رسانه کنترل و هدایت میشود و دیگر روزگاری نیست که اندیشمندی بگوید، من میخواهم اندیشه را کاملا به صورت ناب به کار بگیرم و به نتایجی صرفا نظری برسم.
اندیشه مجموعه فرآیندهای ذهنی اعم از تببین، انتزاع، استنتاج و استقراست و در معنایی عام حتی فعالیت قوه تخیل و توهم را نیز در بر میگیرد.
اندیشه صرفا استدلال و استنتاج منطقی نیست. از سوی دیگر رسانه لفظ عامی است برای رساندن پیام و امروزه میدانیم که تکنولوژی سبب شده است، افراد خیلی سریع اندیشه، توهم و تخیلات خود را چه به صورت مکتوب، چه نمایشی یا هر صورتی که امکان دارد، منتقل کنند.
رسانهها امروز صرفا رساننده پیام و خنثی نیستند. برخی اندیشهها را بهتر منتقل میکنند و برخی را کم یا اصلا منتقل نمیکنند. این طور نیست که بگوییم رسانه خنثی است و هر اندیشه را میتوان در رسانه قرار داد و آن را منتقل کرد. به عنوان مثال با شناخت تلویزیون و نظر به ساختار و ماهیت و تاثیر پیامش خواهیم دانست که تلویزیون چیزی مانند بلندگو نیست که تاثیری در صدا نداشته باشد و تنها آن را بلند میکند. ماهیت تلویزیون متفاوت از ماهیت یک منتقلکننده صرف است.
از سوی دیگر، پیام امروز دیگر پیامی نیست که مانند گذشته به صورت شفاهی به عنوان پیامی اخلاقی، سیاسی و فرهنگی منتقل شود. پیامها امروز بسیار پیچیدهتر از آن شده که ما تصور میکنیم. امروزه اندیشه را رسانهها تولید میکنند و رسانهها امروز تاثیر زیادی در عمومی شدن یک باور به عنوان حقیقت دارند. ما تا به خود بیاییم، میبینیم که یک باور خیلی سریع به حقیقت بلامنازع در میان بسیاری تبدیل شده است. این به خاطر نقش فیلم و دیگر الگوهای تصویری در رسانهای مانند تلویزیون است. غیر از تلویزیون دیگر رسانهها نیز فرصت گستردهتری را برای تبدیل یک باور به حقیقت ایجاد میکنند.
از این رو رسانه دیگر بستری خنثی برای انتقال حقیقت نیست و به باورها رنگ، شکل و اعتبار میبخشد و حقیقتی را تولید میکند. امروزه دیگر حقیقت به این سادگیها، خارج از رسانه به صورت برهنه وجود ندارد. میبینید که رسانهها سبب میشوند فلان موضوع به یک امر کاملا پذیرفته شده تبدیل شود، فارغ از اینکه آن موضوع اصلا حقیقت خارجی نداشته باشد.
رابطه اندیشه با رسانه دیگر تعریف سابق را ندارد و امروز رسانهها موضوع اندیشه و حتی خود آن را شکل میدهند. اندیشهها از سوی رسانهها توجیه و از سوی اندیشمندان جهت داده میشوند و بدون این که بخواهند درباره یک موضوع بیشتر فکر میکنند و مخالفت یا موافقت میکنند. از این رو نمیتوان باور داشت که اندیشهها بسادگی فقط از سوی رسانهها انتقال یابند و موضوع ابعاد بسیار پیچیدهای دارد.
دکتر غلامرضا ذکیانی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: