در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قلم به دست گرفتن طبیعتا براساس یکسری دغدغهها و احساس نیاز رخ میدهد. برخی نویسندگان ممکن است مشاهدات خود را از جهان پیرامونی بسط دهند و با درآمیختنشان با تخیل آنها را به قصه تبدیل کنند. برخی دیگر از نویسندگان از رویدادی واقعی وام میگیرند و پس از تغییراتی جزئی به همان صورت آن را به رشته تحریر درمیآورند. گروهی دیگر از نویسندگان برگرفته از زندگی روزمره مردم یا حتی خودشان اتفاقات ساده یا رویههای مهم اجتماعی و مناسبات عادی مردم را رصد میکنند. اساسا همین تفاوتها در نوع نگاه به دنیای واقعی است که سبکهای متفاوتی را در نگارش سبب میشود.
اما بدون در نظر گرفتن این تفاوتها عموم نویسندگان باید در یک ویژگی مشترک سهیم باشند و آن هم اعتقاد و باور به چیزی است که بر کاغذ ثبت میکنند. ایمان به نوشتن هم خود عامل دیگری است؛ اما ایمان به چگونه نوشتن اهمیت بیشتری دارد. وقتی یک ایده بهعنوان انگیزهای برای پرداخت داستانی مورد توجه نویسنده قرار میگیرد ، زاویه دید او نسبت به آن و قضاوت منصفانه و درست یکی از نکات اساسی است.
گرچه درک و تجربه زیسته خود نویسنده میتواند به او در مسیر پرداخت اثر کمک زیادی کند، اما این به تنهایی کافی نخواهد بود، چراکه در آن صورت خروجی تلاشهای وی محصولی خواهد بود که دغدغه همگان نیست و دایره شمول وسیعی ندارد. بنابراین طرح رویدادهای خاص در فیلمها و سریالها به نظر میرسد باید با دید عامگرایانه صورت گیرد. بردن این سوژهها به بطن جامعه، نگاه کردن از دریچه چشم دیگری به آن و بررسی ایده از زوایای مختلف، گامهای مهمی پیش از شروع نوشتن یا حین نوشتن است تا بتوان میوهای را به ثمر رساند که به ذائقه فکری مخاطب نزدیک و به اصطلاح به مزاج او سازگار باشد.
به عقیده نگارنده، ایمان به نوشتن همان حرکت در مسیر کشف حقیقت تعریف میشود؛ حقیقتی که با واقعیت تفاوتهای زیادی دارد. واقعیت آن چیزی است که موجود است و ما آن را میبینیم یا در لایههای معنایی روابط و مناسبات اجتماعیمان قابل درک و دریافت است؛ حقیقت چیزی است که باید باشد و اصل محسوب میشود، ولی موجودیت فعلی آن یک اتفاق لامحال نیست.
در اینجا قصدمان طرح یک موضوع فلسفی و پیوند دادن آن با علقههای فکری نویسندهای فرضی نیست، بلکه اصل بدیهی اما گاهی فراموش شده نوشتن بر پایه ایمان را مد نظر داریم.
از اینرو توجه به دانستههای پیشین و کاربست آنها در پخته کردن سوژه تازه جان گرفته، گام برداشتن در راه کشف زاویههای دید جدید، به کارگیری چشمانداز مخاطب در نگاه به موضوع داستان، قضاوت عادلانه و بدون غرضورزی و توجه به تمام جزئیات در عین طرح کلی مساله از شاخصههای یک نویسنده موفق است.
اما نباید این مساله را هم از نظر دور داشت که نتیجه کار نویسنده (نمایشنامه، قصه، شعر، فیلمنامه یا هر چیز دیگر) با امضای خود او ثبت میشود؛ بنابراین وام گرفتن از هر آنچه منبع وامگیری است مناسب و کاربردی، اما درونی کردن و هضم آن از سوی نویسنده و ارائه برداشتهای شخصی وی از آن هم مهمتر است.
رکسانا قهقرایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: