در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

نماینده دادستان تهران درباره کیفرخواست میگوید: حیدر یک سال قبل در جریان کاری غیرقانونی مرتکب قتل شده و مدارک پرونده نیز این موضوع را تائید میکند.
او درباره حادثه توضیح میدهد: یک سال پیش، اهالی محلهای در تهران به شهرداری خبر دادند، مردی با کامیون در حال تخلیه زباله ساختمانی به داخل فاضلاب است و به اعتراض اهالی نیز توجهی نمیکند. ماموران شهرداری به محل رفتند و قصد توقیف خودرو را داشتند که او تلاش کرد، از محل متواری شود. محمود (مقتول) و همکارش سعی در متوقف کردن او داشتند. در خیابان سربالایی یکبار همکار محمود، خود را به خودرو رساند و از حیدر خواست توقف کند. حیدر با تهدید او را از رکاب کامیون پیاده کرد و بار دوم محمود روی رکاب ایستاد و از او خواست توقف کند. حیدر با حمله به محمود تلاش کرد او را بزند و در نهایت با وارد آوردن ضرباتی بر بدنش او را از کامیون به پایین پرت کرد. محمود را اهالی محل به بیمارستان رساندند. او به کما رفته بود و بعد از چند روز دچارمرگ مغزی شد و جانش را از دست داد.
نماینده دادستان ادامه میدهد: متهم بعد از بازداشت در تحقیقات به قتل اعتراف نکرد و در همه مراحل نیز مدعی شد، محمود بر اثر اتفاق از خودرو به پایین پرت شد، اما چند نکته در این خصوص وجود دارد. اول اینکه متهم یکبار پیش از مرگ محمود، دوست او را تهدید کرده و گفته بود وی را میکشد. دوم اینکه شاهدان گفتهاند حیدر را دیدهاند که با وسیلهای مقتول را میزد. گزارش پزشکی قانونی هم نشان میدهد، ضربات وارد شده بر سر محمود به دلیل برخورد با زمین نبوده است. البته مدارک دیگری نیز در پرونده موجود است که به دادگاه ارائه شده است. اتهامات دیگری هم علیه حیدر وجود دارد، ازجمله اینکه حین رانندگی به چند خودرو که پارک شده بودند، کوبیده و آنها را تخریب کرده است. همچنین بدون گواهینامه معتبر رانندگی کرده است که در این خصوص هم درخواست مجازات کردهایم.
او درباره انکارهای متهم میگوید: اعتراف تنها راه اثبات جرم نیست و باید مقرون به واقع هم باشد و اگر نباشد معتبر نیست یعنی شواهد و مدارک دیگر پرونده بسیار مهم است و از نظر دادستانی، این مدارک که از جمله شهود و نظریه پزشکی قانونی است، در پرونده موجود است و من درخواست صدور حکم قانونی کردهام.
متهم را قصاص کنید
پدر مقتول میگوید، قصاص قاتل فرزندش را میخواهد: پسرم همسر و فرزند داشت و دخترش در زمان فوت پدرش دو ساله بود. این دختر چه گناهی کرده که به خاطر تخلف یک نفر باید پدرش را از دست بدهد؟ پسرم مرد شرافتمندی بود. او خیلی برای خانوادهاش زحمت میکشید و برای اینکه زن و بچهاش در رفاه باشند شبانهروز کار میکرد و لقمه حرام به بچهاش نمیداد. حالا من از طرف خودم و بهعنوان قیم نوهام برای قاتل او درخواست قصاص دارم.
پدر محمود درباره اینکه از کجا مطمئن است پسرش به قتل رسیده و مرگ او یک تصادف نبوده است، میگوید: پسرم کشته شده و من از این بابت اطمینان دارم، برای اینکه وقتی به محل قتل فرزندم رفتم، یکی از مغازهداران گفت، دیده است متهم پسرم را با چیزی میزند و قصد دارد او را از ماشین به پایین پرت کند، اما خانواده متهم او را تهدید کرده و گفتهاند حق ندارد شهادت بدهد.
وکیل مدافع اولیایدم هم میگوید مدارک برای اثبات جرم کافی است و از قضات درخواست دارد، حیدر را محکوم کنند.
او میگوید: مطابق اوراق پرونده بعد از اینکه حیدر و همدستش برای تخلیه زباله به محل رفتند، اهالی به او معترض شدند و در نهایت ماموران را خبر کردند. حیدر و همدستش به محض دیدن ماموران محل را ترک کردند و قصد فرار داشتند که محمود و همکارش آنها را تعقیب کردند. آنطور که دوست محمود شهادت داده، بعد از اینکه حیدر متوجه شد او سوار رکاب کامیون است، وی را تهدید کرد و با بیرون کشیدن چاقویی مدعی شد، وی را خواهد زد و عین این عبارت را به کار برده «من دیوانهام. میزنمت» همکار محمود پیاده و در این لحظه محمود روی رکاب سوار شد و از حیدر خواست توقف کند. شاهدان گفتهاند حیدر را دیدهاند که با جسم سنگینی مثل آینه بغل ماشین به سر و صورت محمود میزد و همین کار هم عامل پرت شدن او به زمین است. وی ادامه میدهد: پزشکی قانونی اعلام کرده است، شکستگی جمجمه مقتول اریب بوده. این نوع شکستگی وقتی به وجود میآید که جسمی به سر اصابت کند.
وکیل مدافع پدر مقتول جزئیات بیشتری را از زندگی حیدر توضیح میدهد و آن را دلیلی بر مجرم بودن مقتول میداند. او میگوید: حیدر جرایم متعددی مرتکب شده و محکومیت کیفری در این خصوص دارد. این محکومیتها به خاطر ضرب و جرح و درگیری بوده. بنابراین او سابقه پرخاشگری دارد و در این خصوص هم درگیر شدن آنها طبیعی است.
نکته مهم دیگر اینکه حیدر سوار ماشینی بوده که صاحب آن یک سال پیش از این حادثه کشته شده و قاتل آن پیدا نشده است. هرچند حیدر مدعی است از قتل خبر ندارد، اما به نظر میرسد از او در اینباره هم میبایست بازجویی میشد.
قاتل نیستم
حیدر همه این اتهامات را رد میکند و میگوید، تنها اشتباهش این بود که زباله را در فاضلاب خالی کرده است. او میگوید: محمود و دوستش قصد داشتند مرا متوقف کنند، اما من میخواستم فرار کنم چون گواهینامه نداشتم و ماشین هم مال خودم نبود. اصلا درست نیست که مرا به خاطر گناه ناکرده قصاص کنند. محمود خودش به زمین افتاد چون تعادلش را از دست داد. من اصلا در بیرون انداختن او نقشی نداشتم. البته قبول دارم باید میایستادم، اما در آن زمان ترسیده بودم.
حیدر درباره فردی که روز حادثه همراه او بود، میگوید: ما همان لحظه از هم جدا شدیم. آنقدر هول کرده بودم که با ماشینهای دیگر برخورد کردم چون نمیتوانستم کنترلی بر کامیون داشته باشم. دوستم همان موقع رفت و دیگر خبری از او ندارم.او درباره خانوادهاش میگوید: من اگر کار خلاف قانون انجام میدادم، به خاطر یک لقمه نان برای بچههایم بود. من بچه داشتم و باید هزینههای آنها را تامین میکردم، اما به هیچ وجه آدم نکشتم و این اتهام را قبول ندارم. باید بگویم این حرفها درست نیست. متاسفم که محمود فوت کرده اما مرگ او یک حادثه بود. درک میکنم نبود پدر برای بچه چقدر سخت است، اما من هم بچه دارم و به خاطر بچههایم کار میکردم. شاید سابقهدار باشم، اما این دلیلی نیست برای اینکه مرتکب قتل شده باشم.
حیدر میگوید: آنها میخواستند مرا متوقف کنند. با اینکه مساله خاصی نبود، اما خیلی اصرار داشتند. من هم ترسیده بودم. اینکه میگویند من شاهدان را ترساندهام، اصلا درست نیست چون خودم در زندان هستم و کسی را هم ندارم که دوره بیفتد و بخواهد کسی را بترساند. خانواده من بسیار ضغیف هستند.
مرجان لقایی
نگاه
سوءظن، دلایل و راهکارها
مسعود غفاری / روانشناس و مشاور خانواده
1 ـ برخی قتلها به سبب وجود سوءظن به وقوع میپیوندد. دلایل سوءظن را اول باید در داشتن ریشههای آن مانند داشتن پدر یا مادری مبتلا به سوءظن جستجو کرد. دلیل دوم، تجربههای منفی است که افراد داشتهاند. برخی افراد نگاه منفی و نازیبا دارند که این نگاه میتواند از دلایل سوءظن باشد. وقتی اشخاص با چنین فردی روبهرو میشوند، باید توجه داشته باشند زندگی و معاشرت کردن با آنها بسیار دشوار و غمانگیز است چون این افراد به هیچ وجه قابل پیشبینی نیستند. ما برای زندگی کردن به نگاه مثبت و ذهنیت زیبا نیاز داریم و کسی که عاری از این دو است، نهتنها به دیگری زندگی نمیدهد بلکه زندگی انسان را میگیرد. اگر اشخاص در آغاز آشنایی با فردی که دچار سوءظن است به بیماریاش پی ببرند، کار آسانتر است و میتوان جلوی تعمیق رابطه را گرفت. بنابراین لازم است قبل از عمیق شدن یک رابطه به اندازه کافی از یکدیگر شناخت پیدا کنند یا زوجین به مشاوره ازدواج بروند و تضمین سلامت روانی را به طور نسبی به مشاورشان واگذار کنند.
2 ـ باید بدانیم، اصلاح چنین افرادی به هیچ وجه کار اشخاص عادی نیست و البته برای متخصصان هم بسیار سخت است زیرا برای هر کدام از این افراد باید رواندرمانی ژرفی صوت گیرد. از همه مهمتر چنین افرادی یک باور دارند و آن این است که همه بیمار هستند غیر از خودشان، حال آن که کسانی به درمانهای روانی پاسخ میدهند که اول بپذیرند مشکل دارند و دوم این که بپذیرند آماده تغییر و درمان هستند و همکاری کنند. فقط در این صورت ممکن است اتفاقات مثبتی بیفتد. اگر فرد بپذیرد نیاز به درمان دارد، بخش بزرگی از کار صورت گرفته است. در چنین شرایطی نزدیکان باید به فرد تذکر بدهند ذهنیت او، ذهنیت سالمی نیست و این ذهنیت ناسالم، آینده و سرنوشت خود فرد و همه کسانی را که در اطرافش هستند، به مخاطره میاندازد. پس بسیار بجاست که دگرگونی ژرف در ذهنیت او ایجاد شود.
3 ـ افرادی وجود دارند که در آغاز رابطه اشتباه کرده، بدون شناخت کافی و کمک مشاور شریک زندگی خود را انتخاب کردهاند. این گروه لازم است بدانند زندگی با چنین بیمارانی عذابآور است بنابراین باید آنها را وادار به درمان کنند یا از آنان فاصله بگیرند چون «سلامت روان» خودشان به خطر میافتد. البته وادار کردن، کاری ناممکن است. در واقع باید فرد را متوجه کنند تا خودش به سمت درمان برود. درخصوص شیوه درمان نیز باید تذکر داد در موارد خاصی مانند جنون، فرد را به بیمارستان میبرند و دارودرمانی انجام میشود ولی در بخشهایی که مشکلات روانی، کارکردی است نه ارگانیک، فرد باید هوشیارانه همکاری کند و انگیزه و علاقه داشته باشد تا پاسخ مثبت دریافت کند. اگر اطرافیان با راهنمایی متخصص بتوانند فرد را متقاعد به درمان کنند، بخش اعظم کار انجام شده است. باید بهیادداشت این افراد در برابر هر گونه تغییری مقاومت دارند. بنابراین بهتر است رسانهها درباره این موضوع اطلاعرسانی کنند تا پدر و مادران آموزش ببینند. نگاه باید علتزدایانه باشد و نه نشانهزدایانه.
4 ـ در ذهنیت همه ما بخشهای مسالهداری وجود دارد و در همین حال، برنامهای به نام دگرگونسازی مثبت ذهن پیش روی ماست و چه خوب است که همهمان برای آن اقدام کنیم تا ذهنیت ما از ذهنیت نازیبا به ذهنیت زیبا تغییر جهت پیدا کند./ ضمیمه تپش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: