در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جزئیات اعمال مجرمانه بابک در صفحه پرونده شماره قبل تپش منتشر شده بود. این مرد که در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد، در دادگاه گفته بود: بعد از اینکه به دلیل بدهی یک میلیون تومانی به زندان افتادم، در آنجا شگردی را برای دزدی یاد گرفتم. بعد از آزادی، با موتور در خیابانها پرسه میزدم و مسافر سوار میکردم. در طول مسیر باب دوستی را باز میکردم و به آنها آبمیوه مسموم میدادم. من از پنج نفر به این شیوه سرقت کردم، ولی اتفاقی برایشان نیفتاد تا اینکه نفر ششم فوت شد.
مردی که با ریختن اسید روی صورت دختر مورد علاقهاش قصد داشت از او انتقام بگیرد، به قصاص و دیه محکوم شد.
داستان زندگی دختر حادثهدیده را که شیرین نام دارد و بینایی یک چشمش را از دست داده و صورت و اندام دیگرش نیز بشدت دچار جراحت شده، در شماره دهم مهر ماه تپش خوانده بودید.
این دختر در جلسه محاکمهای که در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، گفت خواستار قصاص متهم است. جمشید ـ جوان اسیدپاش ـ نیز در دادگاه گفت: من شیرین را خیلی دوست داشتم و عاشقش بودم. ما با هم دو سال رابطه داشتیم، اما روزی که خواست رابطهاش را با من تمام کند چندقرص خورده بودم و اصلا در حال خودم نبودم. اصلا نمیخواستم او را به این وضع بیندازم، خیلی از کارم پشیمان هستم. هیات قضات بعد از جلسه محاکمه، متهم را به قصاص یک چشم و لاله گوش و پرداخت دیه بابت دیگر جراحات محکوم کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: