در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دلم میخواست در روز غدیر، در روز ولایت و امامت، روز حماسه جاوید و روز اخوت، رشادت و شجاعت، روز شهامت، روز شکرگزاری و پیامرسانی، روز سرور و شادی بینالحرمین باشم و همراه با زائران بیتالله الحرام با ترنم و زمزمههای دعای کمیل با مولای متقیان علی علیهالسلام عهد و پیمان و تجدید میثاق داشته باشم. حاجیان فوج فوج به مدینه آمدهاند و هنوز هم جمعی از آنان در راهند، میآیند تا فردا و در کنار حرم نبوی، نامه اعمال و کردار و کارنامه حج، سعی صفا و مروه، رمیجمره و حلق و تقصیر خویش را به محضر رسول گرامی اسلام عرضه کنند تا مزین به مهر قبولی حضرتش شود تا در روز تکمیل دین و بیان حق، روز معرفی راه و رهبر، در آزمون زندگی سرافراز باشند و سرافراز بمانند، دلم آرزوی یک زیارت دارد، زیارت بقیع، قطعه زمینی از بهشت در قلب شهر مدینهالرسول، قطعهای خاموش، تاریک، در سایه مأذنههای بلند شهر، دلم آرزوی زمزمههای یک دعا دارد، آن هم در بینالحرمین، در میان مسافران خسته و از راه رسیده، با بغضهای مانده در گلوی حاجیان با زمزمههای الهی و ربی من لی غیرک... دلم آرزوی زیارت دارد، زیارت آل رسول(ص)، زیارت ائمه بقیع، زیارت حضرت امالبنین، هر چند از پشت در و دیوار و پنجره بقیع باشد. دلم میخواست سوره کوثر را در بینالحرمین میخواندم و در عظمت آن اشک میریختم. دلم میخواست کنار مزار بینام و نشان حضرت فاطمه میماندم و لحظه لحظه غدیر را به همسر ولایت تبریک میگفتم.
کاش فردا کنار مضجع پیامبر بودیم و فریاد اللهاکبر بر کامل شدن دین سر میدادیم و به کامل شدن نعمت و رضایت پروردگار به رسالت پیامبر و ولایت علی علیهالسلام شهادت میدادیم.کاش روز غدیر، زمزمههای عارفانه دعا را کنار بقیع و بینالحرمین با همه وجود و هستی سر میدادیم و در عیدترین روز سال، تبریک و تهنیت خویش را به پسر ابیطالب(ع) در آن سرزمین مقدس نثار میکردیم.
کاش فردا مهمان میشدیم، مهمان مدینه و حرم نبوی، مهمان کوچههای بنیهاشمی، مهمان اشک و دعا و توبه و انابه آن هم در کنار بقیع.
محمد خامهیار / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: