نام سابق این خیابان، خیابان شاه بوده است. در همان زمانی که این نام روی خیابان بود فردی به نام حبیب القانیان ساختمانی مدرن در آن ساخت؛ ساختمان آلومینیوم. میگویند این ساختمان سومین ساختمان بلندمرتبه و دارای آسانسور در ایران بوده است. 12 طبقه دارد و از بالای شبیه حرف I انگلیسی است. حبیب القانیان یک سرمایهدار یهودی پیش از انقلاب اسلامی بود. اصل کار او در صنعت پلاستیک و آلومینیوم بود و ساختمان مشهور پلاسکو در همین خیابان جمهوری را هم او ساخته است. کار ساخت ساختمان پلاسکو در سال 1343 به اتمام رسید، اما 14 سال بعد، واقعه عظیم انقلاب اسلامی همه چیز را تغییر داد. پس از انقلاب بود که القانیان به جرم فساد، تماس با اسرائیل و نیز محاربه به اعدام محکوم شد و حکم او در سال 1358 اجرا شد. ساختمان هم چون اموال دیگر سرمایهداران پیش از انقلاب به مالکیت بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی درآمد. اما ساختمان آلومینیوم چه ارتباطی با ساعت دارد؟
بورس خرید و فروش و تعمیر ساعت در ایران در این ساختمان و به طور مشخص در حیاط و طبقه سوم ساختمان وجود دارد. به غیر از این ساختمان در طول خیابان جمهوری هم چند مغازه دیگر برای خرید و فروش و تعمیر ساعت وجود دارد.
در خیابان جمهوری و مخصوصا تقاطع آن با خیابان ولیعصر مرکز خرید لوازم عروسی و دامادی هم هست. البته بازار تهران، پاساژهای معروفی چون میلاد نور و گلستان و مغازههای متفرقه در سطح شهر را هم نباید از یاد برد و البته مراکز طلا و جواهرفروشی چون پل کریمخان در تهران هم بورس این کالا است.
اما در این بورسها چه خبر است؟ برای این که از این موضوع مطلع شویم با یک ساعتفروش و ساعتساز در خیابان جمهوری همکلام میشویم. او تائید میکند خیابان جمهوری یک بورس کامل برای ساعت در تهران است، اما میگوید در سالهای قبل رونق این بورس بیشتر از اینها بوده است. او میگوید در فاصله تقاطع ولی عصر تا ساختمان آلومینیوم در نزدیکی پل حافظ بیش از 20 مغازه ساعتفروشی وجود داشته که حالا همه تغییر کاربری داده است. وقتی دلیل این کمرونقی را میپرسیم او ابتدا به دستفروشهای کنار خیابان اشاره میکند؟ دستفروشهایی که در نزدیکی مغازه او هم بساطی دارند. او میگوید این افراد با فروش کالای ارزان و البته بیکیفیت نقش چشمگیری در کاهش خرید و فروش ساعت دارند. دوست ساعتساز او هم که در مغازه حضور دارد این مساله را تائید میکند. ساعتساز قدیمی خیابان جمهوری البته معتقد است تلفن همراه هم در این زمینه یک متهم است.
از او در مورد کار ساعتسازی هم میپرسم. او میگوید ادوات و تجهیزات مورد استفاده ما چراغ قوه و مطالعه، ذرهبین، آچار جاکس برای باز کردن در ساعت و پیچ گوشتی است. او البته به نکته جالبی اشاره میکند و میگوید عبارت ساعتسازی برای دورهای مناسب بود که قطعات ساعت به صورت مستقیم توسط فرد ساخته یا تعمیر میشد، اما این روزها با وفور قطعات یدکی در بازار، دیگر این عنوان برای این شغل بامسما نیست. از او در مورد این مساله هم میپرسم که چرا بیشتر ساعتسازیها در مغازه کوچک و زیرپله است. او با خنده میگوید کوچکبودن مغازه اقتضایی است که از کوچکبودن ساعتها و نیاز ساعتساز به فضای کم برای کار خود نشات میگیرد.
این روزها اگر کسی بخواهد سراغ ساختمان آلومینیوم در تهران را بگیرد او را به قبل از تقاطع حافظ ارجاع میدهند. جایی که ساختمان علاءالدین، مرکز تجارت گوشی تلفن همراه در ایران واقع شده است؛ تلفن همراهی که متهم اصلی کم شدن رونق ساعت در ایران است. این روزها سایه علاءالدین بدجور روی ساختمان آلومینیوم افتاده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم