در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قوانین کپیرایت سابقهای طولانی دارد. در دورهای که کتاب و روزنامه اصلیترین وسیله اطلاعرسانی بود، قانونی برای حفظ حقوق نویسنده و ناشر به وجود آمد تا به این ترتیب جلوی استفاده مجدد و بدون اجازه از آثار چاپ شده، گرفته شود که بعدها این قانون به دیگر آثار هنری نظیر موسیقی و فیلم نیز گسترش یافت.
اما روند دیجیتال شدن جهان و گسترش روزافزون رایانه و اینترنت، دنیای آرام رسانههای چاپی را بر هم زد. با ورود وبلاگها، نشر مطلب از انحصار موسسههای بزرگ انتشاراتی خارج میشد. همچنین کپی گرفتن از آثار مختلف صوتی و تصویری دیگر نیازمند تجهیزات مختلف نبود و فقط با چند کلیک، امکان کپیبرداری فراهم شد.
اما قوانین کپیرایت همچنان به آثار دیجیتال اعمال و هنوز هم بسیاری از آثار پدید آمده تحت پشتیبانی این قانون قرار دارد. با این حال این روزها اما و اگرهای زیادی در مورد کپیرایت به وجود آمده است. شاید اصلیترین عامل بروز این تردیدها را باید در آنچه «مدیریت محدودیتهای دیجیتال» که به صورت خلاصه DRM نامیده میشود، دانست. این محدودیتها که از سال 1998 آغاز شد به ناشران محتوای دیجیتال اجازه میداد کدهایی خاص را درون نرمافزارهای پخشکننده فایلهای صوتی یا تصویری و نیز فایلهای کتاب الکترونیکی خود قرار دهند. به این ترتیب فقط در صورت احراز هویت فرد کاربر، امکان استفاده او از فایل دیجیتال مربوط فراهم میشد و البته امکان کپی گرفتن از آن نیز از میان میرفت.
اما این محدودیت هرگز به این شدت در رسانههای چاپی وجود نداشته و ندارد. برای نمونه همیشه پس از خواندن یک کتاب میتوان آن را به دوستی امانت داد وحتی به یک فروشگاه کتابهای دست دوم فروخت، اما این امکان برای یک کتاب الکترونیکی تحت کپیرایت وجود ندارد. به این ترتیب بود که زمزمه مخالفتها با کپیرایت بیش از پیش افزایش یافت.
کپی لفت
جنبش «کپی لفت» (Copyleft) نخستین بار می1976 در پاسخ به آنچه روند ناعادلانه ایجاد شده توسط کپیرایت خوانده میشد، پدید آمد. واژه کپیلفت در واقع تداعیگر روند معکوس وضع ایجاد شده توسط کپیرایت بود. با اینکه واژه «رایت» به معنای حق است، اما معنای «راست» را هم میدهد به همین خاطر از واژه «لفت» به معنای چپ برای مخالفت با آن استفاده شد. نماد کپی لفت نیز یک حرف C انگلیسی به شکل معکوس است.
کپی لفت با یکی از اجازه نامههای معروف خود که GPL(اجازهنامه جامع گنو) نام دارد برای بسیاری از افراد آشناست. شاید شما هم به سایتهایی برخورد کرده باشید که در انتهای آن اشاره شده که تمام مطالب تحت GPL قابل باز نشر است. در واقع برخلاف کپیرایت که برای انتشار مطالب باید از صاحب آن اجازه گرفت، در سایتهای دارای کپی لفت نیازی به دریافت اجازه از پدیدآورنده اثر نیست.
البته دامنه آثار منتشر شده تحت کپیلفت فقط به محتوای نوشتاری سایتها محدود نمیشود و انواع آثار هنری صوتی و تصویری و حتی نرمافزارها را نیز شامل میشود. کپی برداری از این آثار جرم نیست و حتی کاربران میتوانند تغییراتی در آنها پدید آورده و دوباره آن را منتشر کنند، البته به این شرط که آثار جدید پدید آمده از تغییر آثار قبلی نیز همچنان آزاد بوده و از کپی لفت پیروی کند.
کپی لفت و کسب درآمد
شاید این پرسش در ذهن شما هم شکل گرفته باشد که اگر مثلا هنرمندی یک قطعه موسیقی خود را براساس کپی لفت منتشر کرده و امکان کپیبرداری را برای همه فراهم کند، از کجا میتواند کسب درآمد کند؟ پاسخ را باید در روند جدیدی که بسیاری از علاقهمندان کپی لفت آغاز کردهاند، جست.
بسیاری از سایتهای تولید محتوای آزاد (اعم از نوشتار، صدا یا تصویر) امکان کمک مستقیم مالی کاربران و لو ناچیز و در حد یک دلار را فراهم میکند. به این صورت هر کاربر در صورت تمایل میتواند مبلغی را به عنوان کمک به هنرمند یا نویسنده مورد علاقه خود پرداخت کند. خوشبختانه تجربه سالهای اخیر نشان داده که اقبال کاربران از چنین رویکردهایی بسیار خوب بوده است و برای نمونه یک آلبوم موسیقی که سال 2008 و بدون کپی رایت منتشر شد، فقط طی چند روز توانست 750 هزار دلار بفروشد. با اینکه امکان کسب چنین درآمدی برای هر اثر هنری یا نوشتاری وجود ندارد، اما ارتباط مناسب هنرمندان و نویسندگان با جامعه هدف خود میتواند زمینه کسب درآمد از آثار منتشر شده و در عین حال آزادی کاربران برای کپیبرداری و بازنشر آن را فراهم کند.
کریتیو کامنز
اما عنوان دیگری که در حوزه حقوق معنوی آثار مختلف دیجیتالی به گوش میرسد، کریتیو کامنز (Creative Commens) است. نماد کریتیو کامنز به شکل CC است. بسیاری از سایتهای اینترنتی از گواهی کریتیو کامنز برای محتوای خود استفاده میکنند.
براساس قانون کپیرایت، هر فرد برای بهرهگیری از بخشی از محتوای تحت پوشش کپیرایت باید از صاحب اثر اجازه بگیرد. برای نمونه فرض کنید که میخواهید عکس یا نوشتهای را از یک سایت کپی کرده و در وبلاگ خود استفاده کنید. برای این کار باید با صاحب وبسایت مکاتبه کرده تا اجازه مکتوب او را دریافت کنید. تا اینجای کار شاید ساده باشد، اما فرض کنید شما صاحب آن وبسایت هستید که از قضای روزگار کاربران زیادی هم دارد. در این صورت هر روز باید حجم زیادی از وقت خود را صرف پاسخگویی با درخواستهای کاربران برای بازنشر بخشی از محتوای سایتتان کنید.
اجازهنامه کریتیو کامنز دقیقا به همین منظور پدید آمده است. در واقع با نصب لوگوی کریتیو کامنز در سایت خود و تعیین بخشهایی از محتویات سایت که به اخذ مجوز از شما نیاز ندارد، به کاربران خود میگویید که میتوانند بدون مشکل آن بخشها را بازنشر کرده و برای نمونه در وبلاگ خود قرار دهند.
البته دقت داشته باشید که کریتیو کامنز به معنای نقض کپیرایت نیست. زیرا در هر صورت شما صاحب اصلی آن اثر هستید و آثار بازنشر شده تحت اجازهنامه کریتیو کامنز باز هم جزو آثار شما تلقی میشود. البته برای اجازهنامه، کریتیو کامنز معمولا کاربر را ملزم به درج نام منبع و لینک آن میکند و به این ترتیب میتوانید از حفظ نامتان در سایتهای بازنشرکننده نیز مطمئن شوید.
متن باز یا رایگان؟ مساله این است
یکی از اصلیترین حوزههای دیجیتال که بحث مالکیت در آن به طور جدی مطرح است به نرمافزارهای تولیدی مربوط میشود. با اینکه حجم زیادی از نرم افزارهای رایانهای موجود در دنیا کپیرایت دارند، اما جنبش کپی لفت سبب ایجاد دستهای جدید از نرم افزارها به نام نرمافزارهای رایگان (Free Software) گردید. پدیدآورندگان این نرمافزارها حق کپیبرداری و حتی ایجاد تغییرات در کدهای نرمافزار را به کاربران خود میدهند، البته به شرطی که محصول تغییر یافته باز هم تحت کپی لفت به صورت آزاد و رایگان عرضه شود.
همچنین ورود سیستم عامل لینوکس و بعدها اندروید زمینه خوبی برای دستهای از نرم افزارها به نام «متن باز» (Open Source) فراهم کرد. با اینکه نرمافزارهای متن باز به صورت رایگان به کاربران عرضه میشود، اما اصلیترین تفاوت این دو را باید به جامعه گسترده برنامه نویسان و کاربران متن باز مربوط دانست. درواقع انبوهی از برنامهنویسانی که براساس سیستمهای عاملی نظیر لینوکس یا اندروید کدنویسی میکنند، هر ساله حجم گستردهای از برنامههای کاربردی مورد نیاز بازار را نوشته و به فروش میرسانند.
ایران و کپیرایت
شاید بیشتر ما از اینکه آخرین نسخه از ویندوز و انبوهی از نرمافزارهای دیگر کپی شده را با حداقل قیمت روی رایانه خود نصب کردهایم و از این که اجباری هم به پیروی از کپیرایت نمیبینیم راضی باشیم! اما شاید این وضع چندان هم دوام نیاورد! با توجه به اینکه احتمال پیوستن نهایی ایران به سازمان تجارت جهانی (WTO) در چند سال دیگر افزایش یافته و یکی از الزامات کشورهای عضو این سازمان نیز پیادهسازی قوانین حقوق پدیدآورندگان آثار و اصلیترین نمونه آن یعنی کپیرایت است، باید از همین حالا به شکلی جدی به فکر راهحلی برای آن دوران باشیم. دورانی که خرید یک سیستم عامل معمولی میتواند حقوق یک ماه شما را ببلعد.
با توجه به اینکه اکثریت قریب به اتفاق کاربران در ایران از سیستم عامل ویندوز (آن هم از نوع کپی شده و غیرقانونی) استفاده میکنند و انبوهی از نرمافزارهای مرتبط نه تنها برای کاربران عادی بلکه برای ادارات و بانکها به صورت مبتنی بر ویندوز است، ضرورت برنامهریزی برای جایگزینی این برنامهها بیش از پیش هویدا میشود. با توجه به گرایش روزافزون جهانی به بهرهگیری از سیستمهای عامل متن باز (نظیر لینوکس) و نرمافزارهای مبتنی بر آن، شاید منطقیترین کار توجه هر چه بیشتر به چنین سیستمهای عاملی باشد.
البته اعمال قوانین مربوط به کپیرایت آنچنان هم که به نظر میرسد خسارتبار نیست. شکی نیست که پذیرش قوانین کپیرایت بینالمللی به منزله پیوستن به بازاری بزرگتر است که این خود به معنای هر چه بزرگتر شدن دامنه فروش و استقبال از محصولات مختلف دیجیتالی تولید شده در کشور نیز خواهد بود. همانطور که بسیاری از کشورها همچون هندوستان سالانه میلیاردها دلار از محصولات نرمافزاری خود را به سراسر دنیا عرضه و به فروش میرسانند، استعدادهای ارزشمند موجود در میهنمان نیز توانایی رقابت در گستردهای پهناورتر و بروز تواناییهای خود و صدالبته کسب درآمد بسیار بیشتر را نیز به دست خواهند آورد.
صالح سپهریفر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: