سعی می کنیم طرحهایمان را بر مبنای اقتصاد معیشت روستایی و جنگل نشین تعریف کنیم ، یعنی به صنایع روستایی بیشتر بپردازیم تا بهره برداری علمی از محصولات جنگلی صورت بگیرد.
مهندش آقا زمانی می افزاید:کنار این مساله ما با مشکل چرای کوچنده در جنگل نیز مواجه ایم که سعی می کنیم با برنامه هایی آن را در برخی مناطق حذف و به محلهای کاشت خاصی محدود کنیم.
می رسیم به کشت دیم که به طور روزافزون و در طول سالها در اراضی شیبدار جنگل منجر به نابودی خاک و تبدیل آن به سنگ شده است که راهی جز تحت کنترل درآوردن زراعت دیم در مناطقی که امید به زادآوری آن می رود، باقی نگذاشته است.
بحث تامین سوخت فسیلی نیز برای جلوگیری از تامین سوخت از درختان جنگلی نیز باید به موازات اقدامات بالا صورت گیرد. به هر حال اجرایی شدن این طرح نیاز به سرمایه گذاری و حمایت همه جانبه دولت دارد تا جایی که ما بتوانیم در مناطق قابل احیا به حداقل انبوهی 50درصد برسیم که پس از آن دیگر نیازی به نهال کاری و بذرکاری نخواهد بود.
در این مسیر بهترین و موثرترین راهکار در کوتاه مدت استفاده از مجریان محلی و مشارکت آنها در اجرای طرحهای علمی است و در درازمدت نیز باید بتدریج مشاغل جدیدی خارج از جنگل به وجود آورد تا اقتصاد معیشتی مبتنی بر بهره برداری از تولیدات جنگل به حداقل برسد.
خاکی که امکان زادآوری ندارد
واقعیت آن است که عوامل نابود کننده جنگل به 2بخش تقسیم می شوند که یکی به از میان رفتن خاک بر می گردد و دیگری به کاهش مساحت بخشهای جنگلی.
در حال حاضر 90درصد این جنگلها تحت تاخت و تاز دام و 30درصد زیر برداشت دیم هستند و متاسفانه ما هم از سیستم مدیریتی که بتواند اقتصاد پراکنده در این جنگلها را ساماندهی کند که تاکنون ، برخوردار نبوده ایم.
در چنین شرایطی راهکارهایی وجود دارد که یکی به کاشت درختان پیشاهنگ و غیربومی باز می گردد که می توانند بتدریج به احیای بخشهایی که خاکشان کاملا از بین نرفته است ، کمک کند.
دیگر آن که دولت باید تصمیم بگیرد که آیا می خواهد جنگل داشته باشد و آیا برای وجود آن ، ارزش اقتصادی و کلانی قائل است یا خیر، که در صورت حمایت و سرمایه گذاری دولت می توان طرحهایی را برای تامین نیاز چوبی کشور (چون طرح طوبی) به اجرا گذاشت تا طی برنامه ای چندساله بتوان جنگل یا عامل تامین آب ، خاک و محیطزیست نسلهای آینده را حفظ کرد.