در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

تغییر ناگهانی رفتار اگر بهنجار باشد، نشانه نداشتن سلامت روانی فرد نیست، اما ممکن است به سمت تغییر نابهنجار پیش برود؛ فردی که همیشه خوشاخلاق است، ناگهان بداخلاق میشود؛ همیشه فرد زودآشنایی است، اما یکباره قهر میکند و جمع را ترک میکند.
به گفته مهدی دوایی، عضو هیات علمی پژوهشکده علوم شناختی ایران، این تغییرات ناگهانی رفتار همیشه نشاندهنده بیماری نیست و در بیشتر مواقع، بحث اختلالات رفتاری پیشمیآید، اما چگونه میتوان این تغییرات ناگهانی را تبیین و توجیه کرد یا چطور میشود از بروز آن جلوگیری کرد؟
این روانشناس معتقد است، ریشههای تغییر ناگهانی رفتار را باید در بحث ناکامیها جستجو کرد؛ مثلا فردی به این دلیل که به آنچه خواسته، دست نیافته، یکباره کنترلگر میشود و برخلاف گذشته، تمام رفتار همسرش را زیر ذرهبین میگیرد.
او میگوید؛ ناکامی ممکن است کاملا بیربط با واکنش فرد باشد و او به چیزی حساسیت نشان دهد که تا پیش از آن برایش فاقد اهمیت بوده و سابقهای در واکنش به این مساله خاص نداشته است.
دکتر دوایی برای تغییر رفتار آدمها داستان فیلمی به نام «انتقال خشم»، را مثال میزند که بوضوح نشاندهنده این موضوع است؛ زمانیکه یک ناکامی، میتواند تغییر رفتارهای ناگهانی در پی داشته باشد؛ مهندس سازهای که در محل کارش به دلیل خطایی که انجام داده، مورد شماتت مدیرعامل قرار میگیرد، او خشم درون خود را اول با لگد زدن به لاستیک اتومبیلش خالی میکند و بعد که وارد حیاط خانهاش میشود، همسرش را به دلیل ریخت و پاش اسباببازیهای بچهاش که همیشه در حیاط پخش بودند، مواخذه میکند. وقتی مرد بر سر همسرش داد و بیداد میکند، زن هم بچه را با لگد از خانه بیرون میاندازد، بچه هم یک لگد به سگ خانه میزند که همیشه دنبال او به راه میافتاد و سگ هم دنبال گربه میدود ...
از نظر این روانشناس، گاهی ناکامیها شکل سازوکار دفاعی به خود میگیرند و نه کنترلگری؛ فردی در یک جمع نشسته، یکباره بلند میشود و جمع را ترک میکند.
او میگوید؛ سطح زندگی این افراد مثل رانندهای است که یک زمان یک جا هستند و زمان دیگر در جایی دیگر. این یک سازوکار دفاعی ناکامی است که در فرد، فریاد میزند که من چرا باید اینجا باشم؟ اینجا کاری ندارم! این افراد معمولا زیاد شغل عوض میکنند یا کارهای نیمهتمام زیادی انجام میدهند برای نمونه کتابهای نیمهتمام در دست خواندن دارند.
به اعتقاد دکتر دوایی، در این موارد باید ریشه روانی این ناکامیها را پیدا کرد؛ فردی که در یک رابطه خاص احساس ناکامی کرده، نه توانسته عامل ناکامی را ببخشد، نه از او انتقام بگیرد، نه دوره سوگواری برای آن گذرانده و زمانی که هیچ کدام از این کارها را انجام نداده، میان زمین و آسمان معلق میماند و تمام انرژیاش را از طریق این سبک از زندگی از دست میدهد.
این روانشناس، سازوکار دفاعی دیگری را که فرد علاوه بر کنترلگری و به اصطلاح درایور (راننده) بودن، میتواند در پیش بگیرد، قربانی بودن میداند؛ اینکه فرد بگوید تا بوده همین بوده، من پلی بودم که دیگران از من عبور کردهاند، از من سوءاستفاده شده، من تسهیلگر رشد دیگران بودهام و قربانی شدم؛ چیزی که برخی مادرها میگویند یا گاهی از زبان آموزگاران یا استادان دانشگاه میشنویم که ما موهایمان سفید شد و دانشآموزان یا دانشجوها آمدند و رفتند.
دکتر دوایی معتقد است، این تصوری اشتباه است؛ تو باید کار خودت را انجام بدهی و اگر میخواهی رشد کنی، شرایط رشد را برای خودت فراهم کنی. از نظر او تغییر رفتارهایی که بر اثر احساس قربانی بودن به فرد دست میدهد، واکنشهایی نظیر انتقام را میتواند در پی داشته باشد. در این موارد فرد ممکن است بگوید من پیش از این پرخاشگر نبودم و یکباره احساس قربانی شدن به من دست داد؛ در واقع او اضطرابی پیدا کرده که درست مدیریت نشده و در پی ناکامی، به طور ناگهانی تغییر رفتار داده است.
این روانشناس میگوید: باید منطقی بود، بخشید، با قضیه کنار آمد و از آن بهعنوان فرصت در آینده بهره برد. باید باورها را عوض کنیم.
دکتر دوایی واکنش به برخی ناکامیها را برگشت میداند؛ برگشت به دورهای از زندگی که ناکامی وجود نداشته و هیچ ارتباطی هم با از بین بردن یا تقلیل ناکامی ندارد مثل بازگشت به عادات یا رفتارهای گذشته یا رفتن به جاهایی که به فرد حس نوستالژیک میدهد.
او میگوید؛ گاه، فرد به تغییر ناگهانی رفتار، واکنش وارونه نشان میدهد؛ فرزند اول، از به دنیا آمدن فرزند دوم ناراحت است، حتی ممکن است حس تنفر به خواهر یا برادر خود هم داشته باشد به این دلیل که رفتار والدین نسبت به او تغییر کرده است، اما به شکل افراطی فرزندی را که تازه متولد شده، دوست دارد و اجازه نمیدهد هیچکس به سمت او برود در حالیکه دلیلی برای این علاقه افراطی وجود ندارد.
اما ناکامی همواره باعث تغییرات منفی رفتار نمیشود. دکتر دوایی معتقد است، در برخی افراد ناکامی باعث تغییر رفتار در جهت مثبت میشود؛ گاه خلاقیت فرد شکوفا میشود، نقاشی میکشد، شعر میگوید، مینویسد و...
اختلال شخصیت مرزی و دوقطبی بودن
افرادی که ثبات شخصیت ندارند دارای اختلال شخصیت مرزی هستند که این میتواند ریشه در تربیت فرد در دوران کودکی داشته باشد.
علی مهدوی، روانپزشک میگوید؛ در اعمال شخصیتهای مرزی، افراط و تفریط، زیاد دیده میشود؛ فردی که ترس از طرد شدن دارد، زمانیکه احساس میکند از سوی دوستش مورد کمتوجهی قرار گرفته یا او دوست صمیمی دیگری پیدا کرده، رابطهاش را با او به شکل کامل قطع میکند. در کنار ترس از طرد شدن، این افراد دچار پرخاشگری هم می شوند و با افراد دیگری طرح دوستی میریزند.
این روانپزشک معتقد است؛ این افراد همواره دوست دارند، اطرافیانشان مال خودشان باشند. در دوران کودکی از اینکه پدر یا مادر آنها را ترک کنند، همیشه در عذاب هستند. زود اعتماد میکنند و زود هم اعتمادشان را از دست میدهند. ثبات ندارند؛ امروز زبان میخوانند، فردا رایانه و روز بعد، یک چیز دیگر. در طول عمرشان چند شغل عوض میکنند و همیشه کارهای خود را توجیه میکنند. دلیلتراشی از ویژگیهای این افراد است. دلیل میآورند تا دچار عذاب وجدان نشوند و همواره در درونشان از دیگران طلبکار هستند.
به عقیده این متخصص اعصاب و روان، اختلال شخصیت مرزی بویژه در آقایان ممکن است به خودزنی منجر شود؛ افرادی که روی بدنشان خالکوبی میکنند یا برای آرام کردن خود از مواد مخدر استفاده میکنند.
دکتر مهدوی معتقد است، این افرد روش حل مساله را نمیدانند و به دلیل سوءبرداشتی که خود از رفتار دیگران دارند، شخصیتشان دچار نوسان میشود، مثلا فردی که احساس طرد شدن دارد سعی میکند با اعمالی مثل اقدام به خودکشی یا غذا نخوردن و... توجه دیگران را به خود جلب کند که البته خود فرد هم تا حدودی میداند تغییر ناگهانی رفتارش منطقی نیست، اما ناخودآگاه پرخاشگر میشود یا یکسری اعمال دیگر انجام میدهد.
این روانپزشک میگوید: این افراد معمولا با کسانی دوست میشوند که تضمین صد درصد به آنها بدهند که در کنارشان بمانند، ولی خیلی زود هم از دوستان خود خسته میشوند. ممکن است یک بیمار دوقطبی یا اسکیزوفرنی هم این ویژگیها را داشته باشد، اما این اختلالات رفتاری به شکل عمومیتر در افرادی دیده میشود که دچار اختلال شخصیت مرزی هستند. او به این نکته اشاره میکند که ممکن است دو یا چند سال با فردی دوست باشید و متوجه دوقطبی بودن شخصیت او نشوید؛ این افراد یا حالت افسردگی دارند یا مانیک؛ قطب مخالف افسردگی که همان شادی و سرخوشی زیاد، خوشمشربی و بزرگمنشی است.
دکتر مهدوی میگوید؛ بیماری دوقطبی، حملهای توفانی است؛ فرد به حدی افسرده میشود که ممکن است کارش به بستری هم بکشد. کارهای خلاف عرف، یا خطر کردن هم از ویژگیهای بیماران دوقطبی است. البته بیماری دوقطبی به لحاظ زمان تغییر رفتار و علائم هم به بخشهای متفاوت تقسیم میشود.
رفتارهایی تحت تاثیر شرایط جامعه و زندگی
اما سنتهای اجتماعی تا چه حد در ثبات و عدم ثبات شخصیت موثر هستند؟ آنچه ارزش و ضد ارزش به لحاظ اخلاقی مطرح می شود تا چه میزان تحت تاثیر تغییرات خلقی و رفتاری افراد قرار میگیرد؟
محمد زاهدی اصل از منظر جامعهشناسی به این موضوع نگاهی میاندازد به این دلیل که جامعهشناسی بویژه مددکاری اجتماعی رشتهای است میان جامعهشناسی و روانشناسی و یکی از مباحث بنیادین جامعهشناسی بحث اجتماعی شدن است.
استاد مددکاری اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی آغاز فرآیند اجتماعی شدن را از بدو تولد میداند که تا سنین نوجوانی با سرعت به رشد خود ادامه میدهد و بتدریج سرعت آن کاهش مییابد و بعضا تا پایان عمر انسان هم ادامه پیدا میکند.
این جامعهشناس یک بخش در اجتماعی شدن را تاثیر سنتها، شیوههای زندگی، اعتقادها و باورها میداند که فرد در مراحل رشد خود از کودکی، همه این باورها را میبیند و بتدریج در ذهنش نهادینه میشود.
دکتر زاهدی اصل میگوید؛ رفتار که موضوع اصلی این بحث است، یادگرفتنی است. بنابراین آنچه یادگرفتنی است از والدین، جامعه، فرهنگ و سنتهای حاکم بر جامعه به فرد منتقل میشود و فرد رفتار و سبک زندگی خود را از این مجموعه کسب میکند و تحت تاثیر آنچه کسب کرده، رفتارش ممکن است مناسب یا نامناسب ـ بنا به تعریف مناسب بودن رفتار در جامعه ـ باشد؛ ممکن است رفتار فرد در مقطعی طبیعی باشد و در مقطع دیگر جنبه مرضی داشته باشد.
این جامعهشناس متذکر میشود که باید توجه داشت آدمها جزیرههای جدا از هم نیستند و همواره ممکن است تحت تاثیر شرایط جامعه و یکدیگر قرار بگیرند. در بررسی رفتار افراد باید به ابعاد و جهات مختلف توجه داشت که چرا فرد ناگهان تغییر رفتار میدهد. البته این تغییر رفتار میتواند علت روانی و تجربی هم داشته باشد؛ فرض کنید عملی یا رفتاری، خاطره بدی را در ذهن فرد بازسازی کند و رفتار او ناگهان تغییر کند.
او معتقد است، تغییر رفتار آدمها در روابط اجتماعی، عاطفی، کاری و همه شئونات زندگی میتواند رخ دهد و این روابط را تحت تاثیر خود قرار داده و در بسیاری از موارد آنها را آسیبپذیر کند.
دکتر زاهدیاصل میگوید: اگر بسیاری از جرایم و بزههای اجتماعی یا درگیریها و خشونتهای عاطفی، جنایتها و رفتارهای خلاف شئونات اخلاقی و عرف را ریشهیابی کنیم، خواهیم دید که این اتفاقها در لحظه، به دلیل شرایط خاص و دگرگون شدن ناگهانی فرد رخ داده است.
به اعتقاد او، حتی شرایط جسمانی فرد هم میتواند در تغییر ناگهانی رفتار او موثر باشد؛ فردی را در نظر بگیرید که قندخونش اُفت کرده یا فشار خونش بالا رفته، بیشک رفتارش هم با تغییر شرایط جسمانیاش تغییر خواهد کرد.
انسان موجود پیچیدهای است؛ مجموعهای از تاریخ، جامعه، شرایط زندگی، محیط، جسم، حوادث ناگهانی و...
روانشناسها میگویند به حدی که انسان از پختگی و تعادل به دور است، ناهنجاری در روابط او بیشتر دیده میشود.
« او تنها میخواست بداند چرا؟ هیچ وقت نفهمید چرا آدمهای زندگیاش را که آمده و رفته بودند گاه نمیشناخت؟ تنها دردی مانده بود برایش از تجاوز به مرزهای روانیاش...»
تاثیر سابقه زندگی افراد در تغییر ناگهانی رفتار
روانشناسان معتقدند ریشههای تغییر ناگهانی رفتار را باید در بحث ناکامیها جستجو کرد. فردی که ناکام شده، یا ممکن است کنترلگر شود، در حالی که پیش از آن نبوده، یا از سازوکار دفاعی جابهجایی یا به اصطلاح درایور بودن استفاده کند؛ فردی که یکباره جمع را ترک میکند یا در طول عمر خود مشاغل زیادی را امتحان میکند و در حالت سوم، احساس قربانی شدن پیدا کرده و به دنبال آن حس انتقام پیدا میکند. معمولا کودکانی که پرستارهای متعددی داشتهاند، ثبات شخصیت ندارند به این دلیل که الگوی شخصیتی ثابتی نداشتهاند. ثبات شخصیت نداشتن میتواند تا پایان عمر با آنها بماند اما با رواندرمانی و شاید در مراحلی دارودرمانی بتوانند تغییرات ناگهانی رفتار خود را کنترل کنند. افرادی که دارای اختلال رفتاری شخصیت مرزی هستند همواره در حالت تغییرهای ناگهانی رفتار به سرمیبرند که علائم آن متفاوت است. اما بیماری دوقطبی حملهای است ناگهانی که یک مدت وجود دارد و مدتی پنهان است. یک فرد دوقطبی ممکن است مدتی زندگی عادی خود را داشته باشد و مدتی دچار حمله شود.
روانشناسان تغییر ناگهانی رفتار را در رابطه با مجموعه اطرافیان، شرایط زندگی، تاریخچه زندگی فرد، چگونگی شخصیت، هوش و دیگر عوامل زندگی او قرار میدهند. از نظر آنها بسیاری از افرادی که در زندان و بازداشت به سر میبرند یا مرتکب جرایمی مثل قتل شدهاند؛ فقط در یک لحظه خاص تغییر ناگهانی رفتار ندادهاند، بنابراین باید تاریخچه زندگی فرد مورد بررسی قرار بگیرد.
آساره کیانی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: