کشمکش میان ایده مثبت از یکسو و ایده منفی آن از سوی دیگر در سکانسها و صحنههای متوالی باعث خلق نوعی مباحثه دیالکتیکی نمایشی میشود. در نقطه اوج هم یکی از این دو قطب پیروز شده و به ایده ناظر داستان تبدیل میشود، بنابراین جنبههای مثبت و منفی ایدههایی واحد در سراسر فیلم با یکدیگر به کشمکش میپردازند و بتدریج شدت میگیرند تا این که در لحظه بحران برای آخرین بار و با تمام قوا در برابر هم صفآرایی میکنند. در نتیجه این برخورد، نقطه اوج داستان شکل میگیرد که در آن یکی از طرفین به پیروزی میرسد. حال برنده میتواند یک ایده مثبت باشد یا منفی، فرقی نمیکند زیرا پیروز این نبرد به ایده ناظر بر داستان تبدیل میشود. ایدهای که در واقع خالصترین بیان برای معنای نهایی و قطعی داستان است. چنین ریتمی از ایده در برابر ضد ایده در هنر داستانگویی از اهمیت اساسی و بنیادی برخوردار است. این ریتم در نهاد هر داستان خوبی وجود دارد. حتی اگر کنش آن بینهایت درونی باشد. از این گذشته این عنصر ساده ممکن است بسیار پیچیده، ظریف و کنایی باشد.
از اینرو، رفت و برگشت بین ایدههای مختلف داستان و شدت و ضعف آنها در مقاطع حساس و بحرانی یک فیلم است که به جذابیت دامن میزند یا برعکس، آن را به اثری خستهکننده تبدیل میکند. نحوه چیدن ایدهها کنار هم، منجر شدن یکی به دیگری، تضادها و برخوردهای آنها با هم و نوع پیوند خوردنشان به جریان اصلی داستان همگی از نکاتی است که باید در فیلمنامهنویسی مورد توجه قرار بگیرد. پرداختن به المانها و عناصری که میتوانند ایدهها را در تقابل با یکدیگر قرار دهند و مخاطب را با چالش درباره رویکرد کاراکترها روبهرو کنند هم در کشش داستانی کار تاثیرگذار است. اما باید یک نکته مهم را هم در نظر داشت. این که اوج و فرودها به یکدستی و انسجام کلی اثر آسیبی وارد نکند و ما در پایان با یک نمودار بیفرجام روبهرو نباشیم، نموداری که سعی دارد بدون توجه به برآیند نهایی کار، صرفا در قالبی پر افت و خیز گرههای داستانی را عرضه کند. حال آن که این پیچیدگی در مواردی به سردرگمی مخاطب خواهد انجامید و او را نسبت به ادامه داستان دلسرد میکند.
بنابراین باز شدن تدریجی گرهها همراه با گرهافکنیهای جدید در قصه و در کنار آن پی بردن به هویت شخصیتها و دنبال شدن به داستانهای شخصیشان در کار اهمیت زیادی دارد. در ضمن داشتن یک ایده واحد و ناظر بر موقعیتهای قصه خواه مثبت و خواه منفی از ضرورتهای قصهپردازی است تا خط داستانی گم نشود و در عین حال مخاطب بتواند همگام با پیشبرد فیلم به نتیجه رهنمون شده یا نتیجه ارائه شده از سوی اثر را درک کند.
رکسانا قهقرایی
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
دروازه بان اسبق تیم ملی در گفت و گو با جام جم آنلاین ؛
بازیکن تیم 98 در گفت و گو با جام جم آنلاین ؛