در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این وصف متاسفانه جای تولیدات کودک و نوجوان در تلویزیون طی این سالها بسیار خالی بود. چرا دیگر شاهد ساخت سریالهایی مانند دنیای شیرین دریا نیستیم؟ چرا دیگر قصههای مجید ساخته نمیشود؟ براستی علت این فراموشی چیست؟
شاید پاسخ در ظاهر کمی پیچیده باشد، اما اگر ژرفاندیشانه به آن بپردازیم، در مییابیم رسیدن به آن خیلی هم سخت نیست. اجازه بدهید تعارفات را کنار بگذارم. بیشک سهم بالای تلویزیون در معتبرترین جشنواره فیلم کودک کشور، از دغدغهمند بودن این سازمان نسبت به مقوله فیلم کودک حکایت دارد. باید پذیرفت در تلویزیون هم با وجود تمام نگرانیها و دغدغهها برای آثار کودک، مدتهاست مثل سالهای قبل خبری از یک اثر ماندگار همانند مواردی که عنوان شد، نیست. برای گام نخست باید به این موضوع دقت داشت که ساخت و تمرکز روی تولید برنامههای کودک در تلویزیون به شکل قابل ملاحظهای کم شده است و چند سیاست و نگاه و سلیقه متفاوت در شبکههای مختلف و نهادهای وابستهای مانند صبا، باعث چنددستگی و خطوط موازی شده است که نتیجه مطلوبی در بر نخواهد داشت.
اما این تمام ماجرا نیست. موضوع کمی بحرانیتر و فراگیرتر است. بحث بر سر کلمهای است که گویی دیگر به ورطه فراموشی سپرده شده و کسی حواسش به آن نیست.
ما همواره میگوییم سینمای کودک و نوجوان، برنامه کودک و نوجوان، سریال کودک و نوجوان، اما توجه زیادی به آن نکردهایم. قطعا هر کارشناس و باتجربهای در عرصه رسانه خوب میداند برنامهسازی در عرصه کودک و نوجوان خود به چند بخش تقسیم میشود که عمده این تقسیمات به تفکیک سنین بازمیگردد؛ برنامه خردسال یک شیوه تولید دارد و برنامه کودک یک روانشناسی و برنامه نوجوان هم یک جامعهشناسی خاص خود.
اما انصافا چند درصد از کل برنامههای مختص کودکان و نوجوانان برای آنهاست؟
اگر زمانی میدیدیم دنیای شیرین دریا یا قصههای مجید پرمخاطب میشد و در یادها میماند و ماندگار میشد، برای این بود که این برنامهها به طور دقیق مخاطبشناسی شده بود و گروه سنی آنها از همان ابتدا معین بود.
صحبت درباره جامعهشناسی و روانشناسی دنیای نوجوان نیاز به مطلبی مفصل و جداگانه دارد که در این ستون جای نمیگیرد، اما بد نیست به این نکته اشاره داشته باشیم که ذهن نوجوان بشدت قصهپرداز و سرکش است و به همین دلیل اتفاقا به پرداختهای دقیق و شخصیتمحور نیاز دارد. از همینرو، سریالهای واقعگرا که منطبق با دنیای نوجوان ساخته شده باشد بهترین تاثیر را این قشر دارد.
اما ظاهرا مدتهاست نه در گروه نوجوان و نه حتی در گروه کودک، دیگر خبر و تمایلی از ساخت یک سریال رئال ماندگار و قوی نیست و هر چه هست یا انیمیشن است یا برنامههای استودیویی، در صورتی که همواره یکی از جذابیتها برای کودک و نوجوان سریالهای داستانی و واقعی با محوریت کودک یا نوجوان بوده است.
محمدرضا لطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: