در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرحله اول؛ سیاستمداران و مجلسیها
شاید بتوان گفت نخستین کسی که حضور خود در شبکه اجتماعی فیسبوک را تکذیب کرد؛ سیدحسن خمینی بود. یک حساب کاربری به نام او باز شده بود و تعداد دوستان این حساب مرز 5000 نفر را درنوردیده بود. تا مدتی بعد از راهاندازی این صفحه و حتی درز خبرها و عکسهایی از ملاقات سیدحسن خمینی با برخی افراد، هیچ تکذیبیهای در مورد انتساب این صفحه صادر نشد، اما بعد از حوادث خرداد ۸۹ حرم حضرت امام، خبری در این صفحه منتشر شد مبنی بر اینکه عدهای شب قبل از حادثه قصد ورود به حرم را داشتند. بعد از انتشار این خبر، سیدحسن خمینی انتساب هر حساب کاربری یا صفحهای در فیسبوک را به خود تکذیب کرد. جالب است بدانید اکنون هم آن حساب کاربری با حدود 6000 دوست فعال است و هم دو صفحه با حدود 60 هزار لایک که اخبار سیدحسن خمینی را پوشش میدهند. بعد از مدتی اعضای هیات رئیسه مجلس مجبور به صدور چنین تکذیبیههایی شدند. ابتدا محمدرضا باهنر گفت حساب کاربری که به نام او در فیسبوک وجود دارد جعلی است و بعد از آن شهابالدین صدر، نایبرئیس دوم آن زمان مجلس. انتساب هردوی این صفحات به این افراد هم تکذیب شد ولی با وجود این، هر دوی این حسابهای کاربری هنوز هم در فیسبوک وجود دارد. در آن زمان پای صفحات جعلی فیسبوک به نیروی انتظامی هم باز شده بود و سردار ساجدینیا، رئیس پلیس تهران بزرگ هم مجبور شد بگوید در این شبکه اجتماعی عضویت ندارد. اما غیر از مسئولان رسمی، سیاستمداران بدون مسئولیت هم گاهی مجبور شدند صفحات جعلی منسوب به خود را تکذیب کنند. از غلامحسین کرباسچی، شهردار پیشین تهران گرفته تا سیدمحمد موسوی خوئینیها که یکی از اعضای مجمع روحانیون مبارز و چهرههای شاخص اصلاحطلبان است.
مرحله دوم؛ صفحات جعلی دولتمردان
اما اگر مرحله اول صفحات جعلی حدود سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ بود؛ مرحله دوم از سال ۹۲ آغاز شد. قبل از انتخابات، به اسم هر یک از نامزدهای تائید صلاحیت شده، نامزدهای بالفعل چندین و چند صفحه و حساب کاربری ساخته شد. با این حال در آن ایام همه میدانستند شده این صفحات چیزی جز یک هواداری ساده نیست و خود کاندیداها مسئول این صفحات نیستند. اما بعد از انتخابات ورق برگشت.
محمد جواد ظریف به عنوان اولین وزیر ایرانی که در فیسبوک حاضر است، سنت تائید نشدن حضور مسئولان در این شبکه اجتماعی را شکست و همانطور که پیش از انتخابات در آن فعال بود؛ پس از انتخابات هم گفت این صفحه به طور رسمی توسط خود و فرزندانش بهروزرسانی میشود. ورود بیژن نامدار زنگنه بعد از ظریف میرفت گام بعدی باشد که جعل صفحه دیگری به نام زنگنه صفحه اصلی او را هم تا حدی تحتالشعاع قرار داد و روابطعمومی وزارت نفت را به صرافت انتشار تکذیبیه انداخت . با این حال اطلاعیه وزارت نفت باعث نشد موج صفحات منسوب به وزرا پایان پذیرد، بلکه در اقدامی عجیب صفحهای برای اعضای کابینه ایجاد شد و در آن لینکی برای رفتن به صفحات همه وزرا و برخی معاونان داده شد. با این حال خود این صفحه و صفحه همه افراد دولتی بجز اسحاق جهانگیری و محمدجواد ظریف تکذیب شد. مدتی بعد، صفحه جعلی جدیدی به نام سخنگوی وزارت خارجه ایجاد شد. بعد از اینکه این صفحه توانست در روزهای اول، محبوبیت زیادی به دست آورد، معلوم شد تاسیس این صفحه کار یکی از نیروهای مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور بوده است. البته خانم افخم، قبل از مشخصشدن هویت این فرد، انتساب صفحه را به خویش تکذیب کرده بود. کمی بعد حمید میرزاده، رئیس جدید دانشگاه آزاد هم انتساب یک صفحه به خود در شبکه اجتماعی فیسبوک را تکذیب کرد تا معلوم شود این زنجیره محدود به دولتیها نخواهد بود. برخی از این صفحات موج دوم، همچنان فعال هستند مثل صفحه مرضیه افخم و الهام امینزاده، ولی برخی صفحات چون صفحه محمود واعظی، وزیر ارتباطات بسته شده است.
صفحات جعلی چرا ایجاد میشوند؟
به طور کلی میتوان چهار دلیل را برای ایجاد صفحات جعلی در فیسبوک برشمرد؛ اولا برخی هواداران که سواد رسانهای کافی برای حضور در شبکههای اجتماعی ندارند، با ایجاد صفحاتی در این شبکهها، در حقیقت هویتی مجازی برای فرد جعل میکنند. وقتی هواداری برای یک فرد حساب کاربری مجزا میسازد در حالی که صحیح این است که یک صفحه برای علاقهمندی به او بسازد، چنین اتفاقی میافتد. در عین حال ننوشتن هیچ توضیحی مبنی بر رسمی نبودن این صفحه در این موارد باعث گمراهی مخاطب و در عین حال تکذیب صفحه میشود. (موردی که برای محمدرضا باهنر به وجود آمد) در عین حال در برخی موارد فرد یا افرادی با هدف جلب توجه یا رسانهای شدن یا حتی کسب درآمد از صفحات پرلایک، اقدام به تاسیس این صفحات میکنند. (در ایران این موضوع بیشتر برای هنرمندان رخ داده است) دلیل دیگر دشمنی و خصومت است که در نمونه صفحه جعلی وزارت خارجه هم دیده شد. با این حال جعلی خواندن یک صفحه در مواردی هم دیده میشود که با وجود انتساب واقعی صفحه یا حساب کاربری به این سیاستمدار، وی نمیخواهد بار مسئولیت این محتوا را به دوش بکشد یا اینکه حساب کاربری او هکشده و او میخواهد خود را از مسئولیت آن محتوا مبرا کند. (در مورد صفحات منسوب به غلامحسین کرباسچی چنین مسألهای مطرح بود).
با وجود اینها بررسی عمیقتر ماجرا نشان میدهد که یک مسأله دیگر هم میتواند در مهمشدن صفحات سیاستمداران و ایجاد صفحات جعلی برای آنان تأثیرگذار باشد. بعد فاصله فیزیکی مسئولان با مردم که در قالب تیمهای حفاظتی یا دفترهای عریض و طویل به وجود میآید، باعث شده است وقتی نام مسئولی در فضای مجازی دیده شود شوق ارتباط با او، شنیدن صدای او از نزدیک و رساندن صدای خود به او تا حدی بالا رود که دیگر برای راستی آزمایی انتساب این صفحه به سیاستمدار فرصتی دیده نشود.
چه باید کرد؟
حال چه باید کرد؟ از نظر فنی در قالب فیسبوک این قابلیت وجود دارد که یک صفحه تائید (Verified) شود. در این هنگام علامت آبی کنار پروفایل یا صفحه او نقش میبندد تا این صفحات از دیگر صفحات جعلی مشخص شود. در عین حال امکان گزارش دادن (Report) صفحات جعلی به مسئولان این شبکه اجتماعی وجود دارد تا آنها مانع کار جاعلان هویت شوند. خود فیسبوک هم گاهی صفحات برخی افراد مشهور را تائید میکند و صفحات جعلی را از بین میبرد. در عین حال رسانههایی هم در وب فارسی فعال شدهاند تا این دروغهای فضای مجازی را افشا کنند. از آنسو بالارفتن سواد رسانهای کاربران و نیز مسئولان استفادهکننده از این شبکهها نکته مهمی است که باید به آن توجه کرد.
مصطفی مسجدیآرانی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: