در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

از او همواره به عنوان «استاد داستان کوتاه» یاد میشود و به او لقب «چخوف زمانه ما» دادهاند. در داستانهای مونرو مانند داستانهای چخوف، پیرنگ نقش ثانویه دارد و اتفاق چندانی در آنها رخ نمیدهد.
داستانهای مونرو همیشه پیش از انتشار در قالب کتاب، در مجلات معتبر نظیر نیویورکر و هارپرز و پاریس ریویو منتشر میشده که البته سهم نیویورکر بیش از دیگر مجلات است.سال 2006 فیلم مطرحی به نام «دور از او» بر اساس داستان کوتاهی از این نویسنده به نام «خرس از کوه آمد» که موضوع آن بیماری آلزایمر است، به کارگردانی سارا پولی ساخته شد. مونرو سال 2009 دچار سرطان سینه و ناراحتی قلبی شد که این دو بیماری در بازنشستگی خودخواسته او بیتأثیر نبوده است.
آلیس مونرو سالهاست در ایران شناخته شده و بسیاری ازداستانهای او به همت مترجمان مختلف در قالب مجموعه داستان کوتاه یا در نشریات منتشر شده است.
نخستین گفتوگوی این نویسنده را پس از دریافت جایزه ادبی نوبل برای شما ترجمه کردهایم، جایزهای که به گفته مونرو او را وسوسه کرده است تا دوباره بنویسد و از خیر بازنشسته شدن بگذرد.
خبر برنده شدنتان را چطوری شنیدید؟
بگذارید ببینم! امروز صبح زود داشتم همین طوری برای خودم چرخ میخوردم. [از دخترش جنی که به همراه او در اتاق بود پرسید:] اولین بار این خبر را چطوری شنیدم؟...آها! از مطبوعات به من زنگ زدند.
اولین واکنشتان چه بود؟ یادتان میآید؟
باورم نمیشد! [خنده] واقعا باورم نمیشد، خیلی خوشحال بودم و هنوز هم همان حس خوشحالی در من هست.
شما در چهار دهه، در حجم بسیار بالایی، آثار داستانی خلق کردهاید؟
خب، بله، همینطور است، ولی میدانید، چون من به طور کلی در فرم «داستان کوتاه» کار میکنم، به نظرم این که برنده جایزه نوبل شدهام، واقعا اتفاق خاصی است.
دقیقا همینطور است، آیا شما از زمان شروع نویسندگیتان تا پایان به یک شکل باقی ماندهاید و به نظر خودتان تغییر کردهاید؟
تا آنجا که خودم می دانم، تغییر چندانی نکردهام. ولی به نظرم کس دیگری به غیر از خودم بهتر میتواند به این پرسش ،پاسخ بدهد.
جایزه نوبل باعث میشود خوانندگان جدید فراوانی پیدا کنید.
خب، امیدوارم اینگونه بشود و امیدوارم این اتفاق نه فقط برای من، بلکه به طور کلی برای داستان کوتاه رخ بدهد. نویسندهها معمولا قبل از آن که اولین رمان شان را بنویسند، آن را در قالب داستان کوتاه مینویسند، ولی بعد آن را پاک میکنند! من دوست دارم داستان کوتاه، بدون هیچگونه شرط و شروطی، در درجه اول اهمیت باشد و به رمان تبدیل نشود.
به کسانی که با کارهای شما آشنایی ندارند، توصیه میکنید برای شروع کدام آثارتان را بخوانند؟
نمیدانم! نمیتوانم... آدم همیشه فکر میکند جدیدترین کارش بهترین کارش است، یعنی حداقل من که اینطور فکر میکنم! بنابراین از کسانی که با آثار من آشنایی ندارند، میخواهم با جدیدترین کتابم شروع کنند.
پس باید با کتاب «زندگی عزیز» شروع کنند، بله؟
خب، از یک جهاتی، بله، ولی امیدوارم بعد از خواندن این کتاب، کتابهای دیگر مرا نیز بخوانند.
الان همه دارند درباره این موضوع صحبت میکنند که شما اوایل امسال اعلام کردید قصد دارید نویسندگی را کنار بگذارید و میگویند شاید این جایزه باعث شود آلیس مونرو تشویق شود که نویسندگی را دوباره از سر بگیرد.
خب، شما میدانید که من سالهاست که به این کار مشغولم. فکر کنم از حدود بیست سالگی مشغول نوشتن و منتشرکردن آثارم هستم. هر از گاهی یک چیزی منتشر میکردم. ولی این همه سال برای کارکردن خیلی زیاد است، به همین دلیل با خودم گفتم شاید دیگر وقتش شده که کارم را سبک کنم. ولی این جایزه شاید باعث شود که تصمیمم عوض شود. [خنده]
چه خبر هیجانانگیزی! الان شایعهاش همه جا میپیچد! خیلی خب، میدانم که با خیلیها مصاحبه کرده و الان خستهاید؛ ما خیلی دوست داریم که در یک فرصت دیگر با شما صحبت کنیم .
این خیلی خوب است، چون من الان کمی خسته و گیجام و خدا میداند چه حرفهایی ممکن است بزنم!
بنیاد ادبی نوبل / مترجم: فرشید عطایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: