چه شرایطی ایجاد شده بعد از 35 سال در دولت جدید باب مذاکره با آمریکا باز شده است؟
مطلع هستید به دنبال حادثه تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران و اقدام دانشجویان، آمریکاییها از همان زمان قطع رابطه کردند؛ یعنی قطع رابطه با جمهوری اسلامی ایران از سوی آمریکا صورت گرفت و با توجه به سیاستهای خصمانهای که آمریکاییها در طول سه دهه گذشته علیه انقلاب اسلامی و ملت ما اعمال کردند، این وضع همچنان استمرار داشت. البته همیشه بحث رابطه با آمریکا در محافل سیاسی و مطبوعاتی مطرح بوده، اما با توجه به این که سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران سیاست خصمانهای بوده و است، هیچگونه زمینهای برای تحقق این امر وجود نداشت.
امروز هم اتفاق فوقالعادهای نیفتاده است. با توجه به رویکرد سیاست تنشزدایی دولت جدید و فضای ایجاد شده بعد از خلق حماسه سیاسی از سوی ملت بزرگ ایران ـ که هدف اعلام شده از سوی رهبر معظم انقلاب بود ـ فضایی در غرب و آمریکا ایجاد شد و ادبیات رئیسجمهور و وزیر امور خارجه در سفر به نیویورک هم این فضا را تقویت کرد که امکان نوعی تفاهم با جمهوری اسلامی ایران وجود دارد. ما اولا هیچ گاه مخالف ملت آمریکا نبودهایم، دشمنی ما هیچگاه با ملت آمریکا نبوده و این مخالفت و تقابل با دولت آمریکا هم به دلیل سیاستهای خصمانه آمریکا علیه ملت ما و انقلاب اسلامی بوده و به این معناست که تصحیح رفتار و سیاستهای آنها به پاسخ متناسب با این تغییرات منجر میشود، اما در تحولات جدید تاکنون اتفاق خاصی واقع نشده بلکه اظهارات آقای اوباما بعد از ملاقات با نخست وزیر رژیم صهیونیستی که مغایر با اظهارات اولیه ایشان بود، تداعیکننده پنجه چدنی در زیر آن دستکش مخملین بود و نشان داد که آمریکاییها همچنان از موضع استکباری و تفرعن با جمهوری اسلامی ایران برخورد میکنند. تا موقعی که این موضع، موضعی برابر نباشد و احترام متقابل و تغییرات سیاست از جانب آمریکا وجود نداشته باشد، فکر نمیکنم اتفاق خاصی در زمینه روابط دوجانبه واقع شود. البته تنشزدایی و مذاکره در برخی مسائلی که تضمینکننده منافع جمهوری اسلامی ایران است، مسائلی است که در زمان خود قابل تصمیمگیری بوده و فصلالخطاب این تصمیمگیری نیز با رهبر معظم انقلاب است.
همانطور که خودتان نیز اشاره کردید، مواضع اوباما پس از دیدار با نتانیاهو تغییر کرد. به طور مثال اوباما در این دیدار اعلام کرد گزینه نظامی همچنان روی میز است. آیا به نظر شما دولت آمریکا در رابطه با ایران به جمعبندی کلی رسیده یا همانطور که دکتر روحانی نیز گفتند در آمریکا همچنان چند صدایی وجود دارد؟
اختلاف نظر دولتمردان و کنگره آمریکا بسیار جدی است. در این زمینه نظر واحدی وجود ندارد و به همین دلیل ملاحظه میکنید اعلام نظرها بعضا متناقض و متضاد است. این به دلیل اختلاف نظرهای جدی در هیات حاکمه آمریکاست و در موضعگیریها خودش را نشان میدهد. بنابراین من هم فکر میکنم با توجه به فشارهای رژیم صهیونیستی، آمریکاییها به نظر واحدی نرسیدهاند.
اگر مواضع اوباما را به قبل و بعد از دیدار با نتانیاهو تقسیم کنیم، به نظر میرسد قبل از این دیدار ادبیات اوباما بخصوص در سخنرانی او در سازمان ملل با نرمش و تعدیل همراه بود. با این حال برای ایجاد فضای اعتمادساز میان دو طرف و تعاملات سازنده، آمریکا چه گامهای دیگری باید بردارد؟
سیاستهای آمریکاییها در قبال جمهوری اسلامی ایران همانگونه که بارها اعلام شده، سیاستهای خصمانهای است. آنها ما را تحریم کردند و این تحریمها را همچنان با جدیت دنبال میکنند. این غیرقابلقبول است و علیه ایران در کنگره مصوبه میگذرانند و با منافع ملت ما دشمنی میکنند. مجموعه اینها کاملا مغایر با مواضعی است که آنها در تبلیغات عنوان میکنند. آنها باید تغییر سیاستهای خصمانه علیه ایران را در گامهای عملی نشان دهند.
یعنی شما معتقدید مهمترین گام آمریکاییها باید برداشتن تحریم باشد؟
لغو تحریمها، تغییر سیاست در قبال مساله هستهای، به رسمیت شناختن حق غنیسازی و انتقال موضوع هستهای ایران از شورای امنیت به آژانس؛ تمام اینها مسائلی است که حتما باید از سوی آمریکا مورد نظر قرار گیرد.
اوباما با وجود مخالفت نتانیاهو و همپیمانان داخلیاش در آمریکا و با وجود این که میداند مذاکره با ایران کار آسانی نیست، گامهای لرزانی در این زمینه برداشته و این در حالی است که برخی معتقدند دولت آمریکا مذاکرات مستقیم با مقامات ایران را تنها با هدف حل سریع مساله هستهای ایران انجام نمیدهد. به نظر شما اهداف آمریکا برای تعامل با ایران چیست؟
آنها در طول ده سال گذشته که با ما چالش هستهای داشتهاند و به عنوان یک ابر قدرت اصرار داشتند ما این توانمندی را پیدا نکنیم، در این سیاست شکست خوردند و به نتیجه نرسیدند و جمهوری اسلامی ایران توانست سیاست خود را پیش ببرد و بر این دانش مسلط شود. آمریکا در بحرانهای منطقهای همچون افغانستان، عراق و خاورمیانه نتوانست، اهداف اولیهاش را دنبال کند و جمهوری اسلامی ایران موفق شد در چارچوب صلحآمیز اهداف خود را محقق کند. همه این مسائل این درس را به آمریکا داده که ادامه سیاست خصمانه علیه ملت ایران، متضمن حفظ منافع آنها نخواهد بود و آنها باید سیاستهای خود را تغییر دهند چرا که به تنهایی نمیتوانند بحرانهای منطقه را مدیریت کنند.
درباره بحرانهای منطقهای صحبت کردید. برخی بر این باورند که برگ برنده ایران در این مذاکرات سوریه است و غرب نیز متوجه شده نقش ایران در حل بحران سوریه بیبدیل است. به نظر شما تحولات سوریه و نتیجه آن چقدر میتواند بر آینده مذاکرات تاثیر بگذارد؟
در هر صورت آمریکاییها با اطلاعات غلطی که همپیمانان منطقهایشان به آنها داده بودند، از روز اول فکر میکردند بحران سوریه از طریق نظامی قابل حل است، اما این بحران با این رویکرد به نتیجه نرسید و بلکه به نمادی برای تغییر سیاستهای آمریکا در منطقه تبدیل شد. جمهوری اسلامی از ابتدا اعلام کرد این بحران راه حل نظامی ندارد و امروز همه به این جمعبندی رسیدهاند و این ادبیات را تکرار میکنند. بنابراین عملا سوریه برگ برنده جمهوری اسلامی در ارتباط با آمریکا است و طبیعتا آمریکاییها باید در این مسیر برای حل مشکل حرکت کنند.
اکنون که برخی معتقدند تابوی مذاکره با آمریکا تاحدودی شکسته شده، مکانیسم اجرای تعاملات سازنده با آمریکا چیست؟
من معتقد نیستم تابوی مذاکره با آمریکا شکسته شده است. اتفاقی که در حاشیه اجلاس 1+5 افتاد، پدیده جدیدی نبود و نام آن هم مذاکرات رسمی نبوده و گفتوگوی حاشیهای است؛ بنابراین همچنان گفتوگو با آمریکا در شرایط فعلی به نظر من خط قرمز نظام است.
اما به نظر میرسد حضور وزیر امور خارجه آمریکا در مذاکرات 1+5 و همچنین گفتوگوی تلفنی روسای جمهور دو کشور در 35 سال گذشته اتفاق نوظهوری است.
بله، نوظهور و بدخیم. اگر این اقدامات مورد تائید قرار میگرفت، میتوانست استمرار پیدا کند و مفهوم تغییر سیاست را داشته باشد، اما وقتی این اقدامات مورد تائید قرار نگرفت طبیعتا ما نمیتوانیم بگوییم تغییر سیاست در قبال آمریکاست. این اقدامات به عنوان سیاستگذاری مورد تائید قرار نگرفت.
منظورتان فرمایشات رهبر معظم انقلاب در این زمینه است؟
نکتهای که ایشان فرمودند، بسیار دقیق است. نسبت به دولت حتما خوشبینی وجود دارد و تلاش دولت با هدف حل مشکلات کشور است، ولی اینها به این معنی نیست که سیاستهای ما در مقابل آمریکا تغییر کند. این تغییر نکردن، منافاتی با خوشبینبودن به دولت و اقدامات دولت با هدف حل مشکلات ندارد، اما لزوما این اقدامات راه حل مشکلات موجود در عرصه اقتصادی نیست.
برخی مقامات کشورمان، لغو تحریمها را به عنوان اولین گام اعتمادساز آمریکا برای حل پرونده هستهای اعلام میکنند و در آن سو نیز برخی مقامات آمریکایی و بخصوص لابی صهیونیستی در آمریکا بر ضرورت توقف غنیسازی در ایران تاکید میکنند. در چنین فضایی آینده مذاکرات هستهای را چگونه میبینید؟
توقف غنیسازی، مشمول همان جمله وزیر امورخارجه است که به تاریخ پیوسته است. یعنی ما چیزی به نام توقف غنیسازی در مذاکرات قطعا نخواهیم داشت و در واقع از این مرحله عبور کردیم و این حق ملی ماست که به هیچوجه قابل مذاکره نیست.
با این حساب شما فکر میکنید اگر آمریکا بخواهد بر چنین مسالهای تاکید کند، مذاکرات شکست خواهد خورد؟
فکر میکنم آمریکا نیز میداند این مباحث مورد تائید قرار نمیگیرد و به همین دلیل فکر نمیکنم آنها دست به چنین اشتباهی بزنند.
بنابراین به نظر شما مهمترین خواسته و مطالبه آمریکا از ایران در مذاکرات آینده چیست؟
آمریکاییها به دنبال این هستند که در ارتباط با مسائل منطقه به نوعی تفاهم با جمهوری اسلامی ایران برسند. در مورد بحرانهای منطقه بخصوص در مورد مساله سوریه تمام تلاشهای آمریکا به شکست منجر میشود. این شکستها برای آمریکا یک ضربه حیثیتی است و میدانند اگر با ایران به توافق برسند این توافق میتواند برای آمریکا در منطقه، خروجی مثبتی داشته باشد.
یعنی فکر میکنید مهمترین بحث، مساله هستهای نیست بلکه مسائل منطقهای است؟ در مذاکرات 1+5 که قطعا مهمترین موضوع مورد بحث، مساله هستهای است. اینطور نیست؟
در مورد بحث هستهای عرض کردم آنها به نتیجهای نرسیدند و عملا جمهوری اسلامی ایران بر این دانش مسلط است. اگر آنها آنطور که ادعا میکنند در صلحآمیزبودن فعالیتهای هستهای ایران تردید دارند، جمهوری اسلامی ایران یک بار صداقت خود را نشان داد. بنابراین آمریکا باید از سیاستهای غیرصادقانه در ارتباط با فعالیتهای صلحآمیز هستهای جمهوری اسلامی ایران دست بکشد و اگر صداقت را پیش گیرد، میتواند به تفاهمی با جمهوری اسلامی ایران در این رابطه منجر شود.
برخی گزارشها حاکی از نگرانی رژیم صهیونیستی و بعضی کشورهای عرب منطقه از دیدارهای مقامات ایرانی و آمریکایی است، دلیل این نگرانیها چیست و آیا این نگرانی میتواند به چالشی جدی پیش روی این مذاکرات بدل شود؟
فکر میکنم آنها حیات سیاسی و قدرت خود را در ادامه تنش میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا میبینند و فکر میکنند رفع این تنشها به ضرر آنها خواهد بود. به هر حال این واقعیتی است که وجود دارد.
به نظر شما آیا بهبود روابط ایران و آمریکا بر جایگاه ایران در منطقه تاثیری خواهد داشت؟
در هر صورت جایگاه ما در منطقه منهای رابطه با آمریکا نیز تعریف شده است. این جایگاه شکل گرفته است و اقتدار جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نظام مستقل قدرتمند بر پایه حمایت گسترده ملت ایران، زیر سایه عنایت الهی و رهبریهای رهبر معظم انقلاب صورت گرفته و هیچ گونه ارتباطی با رابطه آمریکا ندارد. ولی رابطه با آمریکا و کاهش تنشها با این کشور از موضع حفظ اصول و اقتدار جمهوری اسلامی ایران قطعا نشان دیگری از قدرت نظام جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان است.
رویا رخشنده / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم