نگاهی به ظرفیت‌های کتاب برای عرضه در قالبی تصویری

متن‌هایی​که تصویر می‌شوند

شاید در نگاه اول، میان کتاب به‌عنوان یک رسانه مکتوب و سینما و تلویزیون به‌عنوان یک رسانه تصویری، فاصله زیادی وجود داشته باشد یا حتی در نگاهی آسیب‌شناختی به وضع کتابخوانی و مطالعه در جامعه ما، بر این نکته تأکید شود که فرهنگ ما بیشتر، فرهنگ شفاهی و شنیداری است و به همین دلیل، شنیدن یک سخنرانی یا تماشای فیلم و سریال برای ایرانیان بیش از خواندن کتاب جذابیت دارد و آسان‌تر است.
کد خبر: ۶۰۵۷۷۶

یا فراتر از این، برخی سینما و تلویزیون را به واسطه هژمونی تصویر، مانعی مهم در بسط فرهنگ کتابخوانی می‌دانند، مثلا از منظر مکتب فرانکفورتی، سینما و تلویزیون را ابزاری موثر در گسترش عوام‌زدگی می‌دانند که ذاتا با کتاب و مناسبات آن در تعارض است؛ اما قطعا میان این دو مدیوم فرهنگی و فرهنگساز، دیالکتیک روشمند و نمادینی تصور می‌شود که متاسفانه کمتر در سینما و تلویزیون ما مورد استفاده قرار گرفته است.

در این تعامل رسانه‌ای شاید بهترین خدمت را همین رسانه‌های بصری به بسط فرهنگ کتابخوانی می‌کنند. این تمهید دست‌کم به دو صورت قابل بررسی و تحقیق است؛ یکی حضور کتاب در شمایل مختلف بصری و بازنمایی به شکل نشانه‌شناسی و بازتولید المان‌های مرتبط با آن و دیگری به واسطه اقتباس ادبی و استفاده از ادبیات داستانی در تولید آثار نمایشی. در شیوه اول، کتاب و کتابخانه به‌عنوان یک عنصر و شیء تصویری می‌تواند در لوکیشن و میزانسن‌های فیلم و سریال مورد استفاده قرار بگیرد تا حضور در پس‌زمینه بصری فیلم و سریال، کتاب و مطالعه در ذهن مخاطب نیز تثبیت شود و چه بسا در ضمیر ناخودآگاه او در یک فرآیند زمانی به رفتار و عادت فرهنگی بدل گردد.

متأسفانه کمتر شاهدیم از کتابخانه و کتاب در پس‌زمینه آثار نمایشی و طراحی دکور و صحنه استفاده شود؛ درحالی‌که همین تمهید ساده، واجد ظرفیت تاثیر‌گذاری بالایی است. همچنان‌که حضور پررنگ تجملات و اشیای لوکس در فیلم و سریال‌های ایرانی در دو دهه اخیر در ایجاد تغییر و تحولاتی فزاینده در سبک زندگی ایرانی‌ها تاثیر زیادی داشته است.

در ضمن بخشی از فرهنگ مطالعه به توجه بر زیبایی‌شناختی این رفتار و جوانب آن برمی‌گردد؛ مثل شوق کشیدن نقاشی در کودکی که مدادرنگی تازه‌ای خریده است. امروزه حتی برای جذابیت بیشتر کتاب و افزایش میل به خرید آن، خلاقیت و نوآوری‌های جالبی در طراحی کتاب و به اصطلاح کتاب‌سازی‌ انجام شده است، به گونه‌ای که فرم کتاب نیز واجد زیبایی و جذابیت‌های بصری باشد. در ضمن قهرمانان سینمایی و تلویزیونی به‌دلیل تأثیر بر مخاطبان و ظرفیت‌های الگوپذیری می‌توانند در ترغیب دوستداران خود به کتاب موثر باشند، در حالی‌که ما کمتر شاهد فیلم و سریالی هستیم که قهرمان آن کتاب بخواند یا به مطالعه علاقه‌مند باشد. حتی سریال‌های شخصیت‌محور ما که زندگی یک دانشمند را هم به تصویر می‌کشند، کمتر به این وجه از شخصیت آن می‌پردازند. البته استثناءهایی نیز در این میان وجود دارد. مثلا سریال «روشن‌تر از خاموشی» که به زندگی ملاصدرا می‌پرداخت به این بعد از شخصیت او اهمیت داده و تماشای این سریال میل به کتابخوانی و علم‌اندوزی را در مخاطب افزایش می‌داد. تبدیل رمان و داستان به فیلم و تله‌فیلم یا سریال تلویزیونی مصداقی از پیوند مبارک ادبیات و سینماست که کتاب را با تصویر گره زده و در نهایت به رشد و باروری فرهنگ و تمدن کمک می‌کند. از سوی دیگر، بسیاری از فیلمنامه‌های خوب و فیلم‌های ماندگار نیز می‌توانند با تبدیل شدن به کتاب، در ساحتی مکتوب بازتولید شوند و به حیات خود ادامه دهند.

البته هدف از این تعامل به معنای انکار هویت مستقل کتاب یا سینما نیست. این دو به‌عنوان موضوعات مستقل فرهنگی، واجد کارکردهای ویژه خود هستند که هیچ‌کدام نمی‌توانند جایگزین یکدیگر شوند، اما می‌توانند با قرار گرفتن کنار هم فرصت و بستر فراخ‌تری برای تعالی یک انسان و جامعه فراهم کنند.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها