بی بال پریدن

اتاق علی یک آموزشگاه کوچک و جمع و جور است. کنار در ورودی روی دیوار یک روزنامه دیواری نصب شده است. اینجا می توانی مهمترین تیترهای روزنامه ها و مجلات مختلف را بخوانی. مطالب این روزنامه هم مرتب تغییر می کند و به روز می شود.
کد خبر: ۶۰۵۶۴

علی شمرده و مسلط می خواند: قدرت و امنیت ، شازده کوچولو در مدرسه ، بازگشت پروانه ها... .
پسری که امروز اینقدر در خواندن و نوشتن مهارت پیدا کرده است تا 9 سالگی به خاطر انگ آموزش پذیر نبودن و مشکلات خانوادگی هیچ آموزشی ندیده است و آموزش جدی او در مرکز توانبخشی وقتی آغاز شده است که یک مربی - خانم رنجبر - تشخیص داده که علی آموزش پذیر است و همین پدر را امیدوار کرد که می تواند دست پسرش را بگیرد و او را بلند کند.
پدر امروز از همه دانش و توانایی اش برای تسریع در آموزش تنها فرزندش استفاده می کند: «فقط دو ماه طول کشید تا درست دست گرفتن مداد را یاد گرفت.»
اما امروز دیدن تابلوهای نقاشی و دفتر مشقهای علی می تواند پاسخ خوبی به همه خستگی ها باشد. اینک تفاوت زیادی میان بچه ای که تا چند سال پیش به خاطر ناتوانی های ذهنی و جسمی در قفس تصور غلط آموزش ناپذیر بودن مانده بود و نوجوانی که سهم ناتوانی هایش را به دریای پشتکار و امید خودش و خانواده اش سپرده است می بینی.
داریوش صادقی پدر علی گرافیست است. او دانش و عشقش به علی را جمع کرده و خودش برای او کارتها و کتابچه های آموزشی طراحی کرده است ؛ کارتهای آموزش الفبای فارسی و انگلیسی و اطلاعات عمومی ، چهار پنج هزار کارتی که مرتب طبقه بندی شده اند و در قفسه قرار گرفته اند.
پسرم چند تا از شاعران فارسی را نام ببر.
پسرم بگو پایتخت فرانسه کجاست؛
پسرم...
در میدان آموزش و بازی ، علی برنده است و جوابهای درست را که می دهد چشمان پدر خیس می شود. با ارزشمندترین تزیینات دیوارهای اتاق پذیرایی ، تابلوهای نقاشی علی است.
«قرار است برایش یک نمایشگاه نقاشی هم برگزار کنیم»، اشکال ساده دفتر نقاشی های ابتدایی علی اینک طرحهای خوش آب و رنگی شده اند. در مرز معصومیت کودکانه ای که همیشه با علی خواهد بود و توانمندهای نوجوانی که قد می کشد و بزرگ می شود.
«مادر علی چند سالی است که از پیشمان رفته است.» اما مادر بزرگ با همه چروک های روی صورتش با همه خستگی و بالا بودن سنش ، همچنان پشتوانه عاطفی محکمی برای علی است.
برای این که احساس کند خانه امنی دارد و همه دوستش دارند. پدر دستش را روی شانه پسرش می گذارد و می گوید: «می خواهم بگویم با کمترین امکانات هم می شود محیطی مناسب برای رشد و آموزش بچه های مشابه علی ایجاد کرد.»
بچه هایی که به جای آن که با القابی مثل عقب مانده و معلول آنها را از جامعه دور کنیم ، با جایگزین واژه هایی مثل محدود ذهنی یا محدود جسمی می شود آنها را وارد جریان زندگی کرد، اما حمایتشان هم کرد.
«مشکلات اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی همه جوره به خانواده های دارای فرزندان محدود ذهنی ، جسمی فشار می آورد. به سلامت از میانه این مشکلات گذشتن درد شیرینی است ، مثل بی بال پریدن.»

فائزه جمالی عالم
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها