حاشیه خبر

شأن شغلی یا انسانی؟

شأن انسان‌ها را چه چیزی مشخص می‌کند؟ پرسش پیچیده‌ای است، انسان‌هایی پیدا می‌شوند که تنها به واسطه کمال و فطرتشان صاحب شأن می‌شوند، نه ثروتی دارند، نه صاحب پستی هستند و نه قدرتی. این آدم‌ها که اتفاقا تعدادشان معمولا کم است، صرفا به‌واسطه انسانیت خود صاحب شأن می‌شوند، مثل کارگر ساده‌ای که برای اهالی محلش مورد احترام است، گره مشکلات محل به دست او باز می‌شود، در امور خیر او را پیشقدم می‌کنند و حرفش برای همه اعتبار دارد.
کد خبر: ۶۰۵۵۸۹

کسانی هستند که به‌واسطه جایگاه شغلی یا توانایی که دارند، ظرف زمان یا مکان خاصی، دارای شأن می‌شوند؛ مثال ساده‌اش معلم یک روستای کوچک است که به خاطر زحمتی که برای سوادآموزی کودکان آن روستا می‌کشد، شأن ویژه‌ای پیدا می‌کند.

اما در این میان تعریف‌های کلیشه‌ای و مشخصی هم از شأن و جایگاه افراد وجود دارد؛ مثلا در بیشتر کشورهای دنیا، پزشکان، قضات، وکلا و نمایندگان مردم در پست‌های سیاسی، دارای شأن و جایگاه ویژه‌ای هستند که کمال و شخصیت مثبت آنها می‌تواند شأن آنها را حتی به کاریزما تبدیل کند.

در کشور ما هم در این سطح از مشاغل شأن و جایگاه ویژه‌ای برای افراد تعریف می‌شود که شامل حال قضات قوه قضاییه است تا جایی که نه‌تنها براساس این شأن در انتخاب قضات، شاخص‌ها و فیلترهای سختگیرانه‌ای وجود دارد و در روند جذب این افراد نکات مهمی مورد توجه است؛ بلکه بعد از انتصاب در این جایگاه رفتار، منش و عملکرد آنها زیر ذره‌بین است.

برهمین اساس روز گذشته رئیس دادگاه‌های انتظامی قضات، جزئیات اخراج شش قاضی را اعلام کرد.

حجت‌الاسلام نیری به مهر گفت: مساله قضا از حساسیت زیادی برخوردار است. قاضی نمی‌تواند خودش بتنهایی در صف نان بایستد و نان بگیرد. این موضوع کسر شأن است یا این‌که قاضی نمی‌تواند بدون کت و شلوار در دادگاه حاضر شده یا در هر مجلس و عروسی شرکت کند. این کارها تخلف است، اما تخلفی نیست که باعث شود از دستگاه قضا بیرون رود. او همچنین درباره اخراج شش قاضی از قوه قضاییه اعلام کرده است: یک نفر از این قضات از نظر علمی ضعیف بود که تبدیل به کادر اداری شد. پنج قاضی دیگر نیز به خاطر تخلفاتی که نمی‌توانم به دلیل حیثیت افراد به آن اشاره کنم، از دستگاه قضا خارج شدند.

نیری به علت در نظر گرفتن حیثیت آنها اشاره‌ای به دلایل اخراج این افراد نکرده است، در حالی که اسمی از این افراد هم برده نشده، یعنی شأن آنها تا جایی در نظر گرفته شده است که نه اسمی از آنها برده شده و نه حتی اشاره‌ای به تخلف آنها شود.

این اتفاق کمی نادر است، یعنی در برابر تخلفات دیگر مشاغل و حتی جایگاه خاص آنها، این نوع اغماض دیده نمی‌شود، در حالی که به نظر می‌رسد با توجه به همین اهمیت جایگاه قضات و اتفاقا مشکلاتی که حکمی ناروا می‌تواند برای مراجعه‌کنندگان به دادگاه‌های کشور پیش آورد تا این اندازه چشم‌پوشی از بیان نوع تخلف، فقط به شأن و آبروی آنها تعبیر نمی‌شود؛ بلکه این مساله را هم تداعی می‌کند که قاضی متخلف در برابر این‌گونه برخوردها، در اصرار به اشتباه دست و دلش نلرزد.

آوید طالبیان / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها