دختر 24 ساله ای است که به گفته خودش بیشتر ایران را گشته است. او می گوید: سفر اگر با برنامه ریزی باشد خرج آن بیشتر از در خانه ماندن نیست ، حتما نباید در هتل زندگی کرد، بعضی اوقات چادر بهترین مسکن است.
محمد 40 ساله می گوید: ما ماشین داریم ، اما راهها مطمئن نیستند، بعضی هاشان حتی خط وسط ندارند و امکانات رفاهی هم که تعریفی ندارد. تازه برخورد ماموران پلیس راه هم دیدنی است.
نامش بهار است از خانواده های مرفه ایرانی که به سختی بلیت هواپیمای دبی را گرفته. او هم می گوید: سفر نوروزی را خیلی دوست دارم ، ولی به شرط آن که محاسنش از معایبش بیشتر باشد. اگر پولش باشد، تقریبا تمامی مشکلاتش حل است.
این هم یک مسافر نوروزی که از دفتر خدماتی مسافرتی و جهانگردی خارج می شود، لبخند می زند و می گوید: هزینه اجاره یک اتاق دو تخته در یک هتل خوب در مقایسه با درآمد حقوق بگیرها بالاست و مسافرت خارجی هم که از توان ما خارج است ، درباره بلیت ها هم که نگویم بهتر است.
شاید بهتر است خانه ماند، امیر 30 ساله با 3 فرزند این را می گوید و ادامه می دهد: چند سال است برنامه ریزی می کنیم جایی برویم ، اما نمی توان مطمئن بود که جایی برای ماندن داریم و سرگردان نمی شویم.
روی وسیله نقلیه شخصی هم نمی شود حساب کرد. بلیت قطار هم که نیست ، پارتی بازی هم که دارد. هواپیما هم که اگر پولش باشد بلیتش نایاب می شود.
نکته آخر
نتیجه می گیریم اگر وسیله نقلیه شخصی داشته باشی ، شرایط بهتری داری چون می توانی با خودت چادر مسافری ببری ، گاز و پیک نیکی و مواد اولیه غذایی برداری و اگر پا داد در هتل پیاده رو بخوابی، اما اگر وسیله نقلیه شخصی نداشته باشی و از عهده پرداخت قیمت خدمات گوناگون سفر برنیایی باید همچنان در خانه بمانی و مدام این جمله را تکرار کنی که «تعطیلات خوش بگذره!»