در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در همین مدت کوتاه آغاز کار دولت یازدهم هم شاید بتوان نتایج این نوع دیپلماسی را دستکم در حوزه میراث فرهنگی و گردشگری بخوبی دید. دو ماه از آغاز دولت یازدهم گذشته است و دیپلماسی گردشگری به عنوان یکی از تاثیرگذارترین روشهای سیاستورزی دولت امید و تدبیر مطرح است. این نکته را میتوان از همراهی محمدعلی نجفی در سفر تاریخی رئیسجمهور به نیویورک هم فهمید، سفری که جام شیردال را به ایران بازگرداند، اتفاقی که باعث امید زیادی میان دوستداران میراث فرهنگی شد تا شاید آغازی باشد در بازگرداندن الواح هخامنشی به ایران.
حتی در لابهلای پیام حسن روحانی به خادمان حوزه گردشگری این نوع دیپلماسی به چشم میآید: «دوباره بر نقش مهم گردشگری به عنوان یکی از موثرترین ابزارهای دیپلماسی عمومی در ایجاد ارتباط و تعامل بین ملتها، نزدیکی فرهنگها، شناخت اقوام گوناگون از یکدیگر، برقراری صلح و دوستی، اعتلای دانش بشری و ایجاد شور، امید و نشاط تأکید میکنم.»
طی مجموعه گفتوگوهایی که با سفرای کشورهای خارجی در ضمیمه چمدان داشتیم به یک پاسخ تکراری در برابر پرسشی مشابه روبهرو بودیم، این که نگاه غرب به ایران با آن چیزی که در ایران اتفاق میافتد، تفاوت بسیاری دارد. این برداشت نادرست علاوه بر هجوم رسانهها در اطلاعرسانی نادرست به دلیل کمکاری ما در معرفی ایران به شکل واقعیاش برمیگردد. نگاهی که حالا با همان رمز دیپلماسی گردشگری میتواند تعدیل شود. سفیران کشورهای خارجی به عنوان نمایندگان این کشورها در ایران نقش بسیار پررنگی در شکلگیری این نگاه به ایران دارند ، بنابراین میتوانند از اولین افرادی باشند که در اتفاقهای ریز و درشت این حوزه دخیل شوند تا به شکل واقعی و نزدیک در جریان اتفاقهای آن در ایران باشند. این وظیفه متقابلا در اختیار دیپلماتهای ایرانی در خارج از کشور هم هست. شاید چشم و گوش غرب از تفاخر به مشاهیر و آثار تاریخی و طبیعی ایران پر باشد، حالا نوبت ایران است که با همان راهکار دیپلماسی گردشگری بتواند چهره تازه ـ و البته واقعی ـ ایران را به جهان نشان دهد.
میثم اسماعیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: