ایدههایی که دانشمندان برای ادامه حیات پس از نابودی جهان ارائه میکنند در نگاه اول بیشتر به داستانهای علمی ـ تخیلی شباهت دارد ولی واقعیت این است که دانشمندان به نارساییهای مهندسی برای عملی کردن ایدههایشان اهمیتی نمیدهند و امکان فرار از جهان در حال نابودی را از دیدگاه نظریههای علمی بررسی میکنند. اگر بتوان روشی یافت که قوانین شناخته شده فیزیک را نقض نکند، هرچند امید چندانی به عملی شدن آن در آینده نزدیک نباشد، روشی قابل قبول محسوب میشود. برای مثال، ساخت دستگاهی که بتواند واکنشهای هستهای خورشید را متوقف کند و همه هلیم تولید شده را مجدد به هیدروژن تبدیل کند تا خورشید دوباره پرتوافشانی را از سر بگیرد برخلاف قانون دوم ترمودینامیک است و جایی در میان گزینههای دانشمندان ندارد. مرز میان رویا و واقعیت برای محققان، قوانین فیزیک است.
گرمتر شدن خورشید
خورشید با نزدیک شدن به پایان عمر خود گرمتر و گرمتر میشود و 3.5 میلیارد سال بعد 40 درصد روشنتر و داغتر از میزان کنونی خواهد بود. این گرمای وحشتناک امکان ادامه حیات روی خشکیهای کره زمین را از بین میبرد و انسان برای ادامه حیات به اقیانوسها پناه خواهد برد. موضوعی که در عین تلخ بودن میتواند طنزآمیز هم باشد؛ چراکه به گفته زیستشناسان، حیات از اقیانوسها آغاز شد و موجودات آبزی طی روند تکامل به خشکی قدم نهادند. ولی اقیانوسها هم پناهگاه مناسبی برای انسان نیست چون خورشید با نزدیک شدن به پایان عمر خود تبدیل به یک غول سرخ میشود. این غول سرخ برخلاف ظاهر کنونی ملایم و مهربانش، عطارد و زهره را میبلعد و تا مدار زمین پیش میآید. در چنین شرایطی اقیانوسها هم تبخیر و کوهها ذوب میشوند. زمین میسوزد و خاکستر بجا ماندهاش در مداری 70 درصد بزرگتر از مدار امروزی به چرخش بر گرد خورشید که به کوتولهای سفید تبدیل شده، ادامه خواهد داد.
انتقال زمین به مداری بزرگتر
برای جلوگیری از سوختن زمین در این شرایط میتوانیم خرده سیارکهای فراوانی را در فضا به دام بیندازیم و آنها را در مدار زمین قرار دهیم. چرخش این اجرام اثری قلاب سنگی ایجاد میکند که میتواند زمین را از خورشید دور کند و 700 میلیون سال دیگر، یعنی تا زمانی که خورشید به یک کوتوله سفید تبدیل میشود از گرما و انرژی آن برای ادامه حیات استفاده کند. ولی این روش هم برای موجودی که از نابودی میگریزد روشی کوتاه مدت محسوب میشود و ایدههای بزرگتر هنوز در راه است.
انتقال زمین به مدار ستارهای دیگر
اگر قرار است زمین را به جایی منتقل کنیم بهترین گزینه یک کوتوله سرخ است. ستارههای کوچکی که به آرامی میسوزند و به همین دلیل هزاران میلیارد سال به نورافشانی ادامه میدهند. نزدیکترین ستاره به خورشید آلفا قنطورس است که با فاصله 4.3 سال نوری 15 درصد کوچکتر و 400 برابر کمنورتر از خورشید است. ناگفته پیداست که این روش اصلا عملی نیست چون حرکت دادن زمین در چنین مسیر طولانی، کل اکوسیستم این سیاره را دستخوش تغییراتی غیرقابل برگشت و غیرقابل پیشبینی میکند که خود میتواند به عاملی برای نابودی حیات تبدیل شود.
یافتن سیارهای دیگر
بخش عمدهای از تحقیقات اخترشناسان و سازمانهای فضایی در حال حاضر معطوف به بررسی منظومههای ستارهای دیگر برای یافتن سیارهای با شرایط شبیه به زمین برای امکان ادامه حیات در آنهاست. به جای این که با مشقت فراوان کره زمین را به نزدیکی ستارهای دیگر منتقل کنیم میتوانیم انسانها را به سیارهای با شرایط مناسب برای پذیرایی حیات روانه کنیم، اما این روش فقط تا زمانی میتواند ادامه پیدا کند که خورشید هنوز در مرکز منظومه شمسی انرژی به اطراف میپراکند، اما این ستاره و بقیه ستارهها روزی خاموش خواهند شد. آن وقت چه باید کرد؟
فرار به اطراف سیاهچالهها
پس از مرگ همه ستارگان، سیاهچالهها تنها منابع انرژی خواهند بود. باور رایج این است که هیچ گونه انرژی یا مادهای نمیتواند از جاذبه وحشتناک سیاهچالهها بگریزد ولی امروز میدانیم که مقدار اندکی انرژی از سطح سیاهچالهها گسیل میشود و همین موضوع باعث کوچکتر شدن دائمی و سرانجام نابودی آنها میشود. سیاهچالهها در زمان نابودی منفجر میشوند و بعید نیست انسانها که شاید در آن زمان دیگر از شکوه و عظمت گذشته خود چیزی به خاطر نیاورند با ناامیدی و سرخوردگی در پهنه بیکران فضا به سمت این منابع کمیاب انرژی هجوم برند تا با استفاده از گرمای پایانی آن اندکی بیشتر در مقابل نابودی نهایی مقاومت کنند. اما پس از نابودی همه سیاهچالهها ی جهان در یخبندان بزرگ فرو میرود و دما به صفر مطلق نزدیک و نزدیکتر میشود.
مهاجرت به جهانهای موازی
بلندپروازانهترین ایدهای که تا کنون برای حفظ حیات زمینی ارائه شده ایده انتقال حیات هوشمند به یکی از جهانهای موازی است. وجود جهانهای موازی هنوز به اثبات نرسیده ولی جدیدترین نظریههای فیزیک با فرض وجود آنها به موفقیتهای بزرگی در توضیح پدیدههای مختلف دست یافتهاند. این نظریه بیان میکند که جهان ما مانند حبابی در پهنه جهانی بسیار عظیمتر با ابعاد بیشتر از چهار بعد جهان ما شناور است و جهانهای بیشمار دیگری هم مانند حبابهای دیگر در همسایگی ما حضور دارند، ولی ما به دلیل محدود بودنمان به چهار بعد از مشاهده آنها ناتوانیم ولی با وجود این اثر نیروهای وارد از آن جهانها را میتوانیم حس کنیم. شاید انرژی تاریک یکی از همین اثرات باشد. محققان امیدوارند بتوانیم پیش از نابودی جهان خودمان جهانی گرم و جوان انتخاب کنیم و از طریق کرمچالهها یا ابعاد بالاتر به آن سفر کنیم. تنها مشکل این است که ابعاد بالاتر از چهار بعد شناخته شده (سه بعد مکانی و یک بعد زمانی) در جهان ما به قدری کوچک است که عبور از آنها برای موجودات بزرگی مثل انسان غیرممکن است و دقیقا به همین دلیل جهان از دید ما سه بعدی است.
راهحل ارائه شده این است که یک مدل اطلاعاتی کامل از موجودات هوشمند زمینی تهیه کنیم و آن را روی ذرات اتمی و زیراتمی ذخیره کنیم. ذخیره اطلاعات به این صورت، امروز با استفاده از فناوری رایانههای کوانتومی قابل انجام است. در گام بعدی یکی از ابعاد بالاتر را پیدا میکنیم و اطلاعات را به جهان همسایه تزریق میکنیم. مدل هوشمند ما در جهان جدید قادر به بازسازی مدل حیات زمینی خواهد بود. با این روش تمدن در حال نابودی از مرگ حتمی نجات مییابد و خود را در جهانی گرم و جوان بازتولید میکند.
هرچند این ایدههای بلند پروازانه به نظر غیرممکن میآید ولی مهم این است که از نظر علمی قابل قبول است. فراموش نکنیم که اکنون در دوران نوزادی عالم به سر میبریم و فقط 5000 سال از اختراع خط وثبت علم میگذرد.
مسعود توکلی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم