در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حضرت فاطمه زهرا(س) [فاطمه به معنی بریده شده از دوزخ «فُطِمت فاطمه من الشر»] نیز که بزرگترین بانوی معنوی عالم اسلام است در مکتب معنوی نبوی(ص) تربیت یافته و مهر رسولالله(ص) همواره شامل حال این بانوی مکرم شده است و این امر به گونهای بود که ختمیمآب(ص) ایشان را امابیها (مادر پدر) خطاب فرموده و هرگاه فاطمه(س) بر پدر وارد میگشت به احترام دختر کوچک خویش به پا میایستاد و وی را اکرام میکرد. از این رو سیره فاطمه زهرا(س) نیز بر عموم مسلمین نمونه و الگوی یک بانوی معنوی و شایسته است که پیروی از آن تعالی و تکامل را برای نوع انسان به ارمغان خواهد آورد.
حال که رشحهای از مقامات امام علی(ع) و حضرت زهرا(س) بیان شد، به شمهای از زندگی مشترک ایشان نیز اشاره میشود که این زندگانی مشترک را توان گفت نمونه متعالی یک خانواده اسلامی است که تعالی روحی و معنوی را مناط اعتبار قرار داده و حب و بغض دنیا در تعاملات اعضای آن نقشی نداشته است و این زندگانی نورالنور بود، چه نور وجودی علی(ع) با نور معنوی فاطمه زهرا(س) در آن پرتوافشانی میکرد.
به گواه تاریخ پس از جنگ بدر که اندک غنیمتی به دست مسلمانان افتاده و شادی پیروزی بر فضای جامعه یثرب حاکم بود علی(ع) که جوانی برومند شده بود، تصمیم به خواستگاری از دخت پیغمبر(ص) گرفت، در صورتی که از مال دنیا بهرهای نداشت و قبل از وی نیز بسیاری از بزرگان ازجمله ابوبکر و عمر نیز فاطمه(س) را از پیغمبر اکرم(ص) خواستگاری کرده بودند که حضرت محترمانه رد کرده بود، به هر حال خواستگاری انجام گرفت و پیغمبر با شنیدن خواسته علی(ع) خشنود شد و به فرزند خویش فرمود که من در حق تو کوتاهی نکردم تا بهترین فرد از خاندانم را برای تو برگزیدم.
پس از آن پیامبر(ص) دستور فرمود، غنیمت جنگی که به علی(ع) رسیده بود (سهم غنیمت حضرت از جنگ یک زره بود که گویی به 400 درهم به فروش رسید) فروختند و با آن اندکی عطر برای فاطمه زهرا(س) تدارک دیدند و با باقیمانده آن وسایل ضروری زندگی ایشان را فراهم آوردند. سیدجعفر شهیدی به نقل از شیخ طوسی جهاز حضرت زهرا(س) را به قرار زیر ضبط کرده است: «پیراهنی به بهای هفت درهم، چارقدی به بهای چهار درهم، قطیفه مشکی بافته خیبر، تختخوابی بافته از برگ خرما، دو گستردنی(تشک) که رویهای آن کتان ستبر بود یکی را از لیف خرما و دیگری را از پشم گوسفند پر کرده بودند، چهار بالش از چرم طائف که از اِذخِر (= کاه مکی) پر شده بود، پردهای از پشم، یک تخته بوریای بافت هَجَر، آسیای دستی، لگنی از مس، مشکی از چرم، قدحی چوبین، کاسهای گود برای دوشیدن شیر در آن، مشکی برای آب، ...، سبویی سبز و چند کوزه گلی»1.
به هر حال بانوی دو عالم با این اثاث مختصر به خانه علی(ع) رفت و زندگانی مشترک خویش را به اندک مایه دنیوی شروع کردند، در حالی که سادگی زندگی هیچگاه کرامت طبع و وقار قدسی ایشان را بازنستاند و زحمت متحمل شده بر اثر کمبودها در زندگی که در آن روزگار نهتنها بر ایشان بلکه بر جامعه مسلمین در مدینه مستولی بود نتوانست خلق الهی این خانواده شریف و متعالی را تنگ و رفتارشان را تحت تأثیر قرار دهد.
مورخ مسیحی جرجی زیدان در تاریخ تمدن اسلام در باره سادگی زندگانی امام علی(ع) مینویسد: «داستان زهد و پرهیزکاری علی(ع) محتاج به ذکر نیست و هر کس آن را میداند. علی(ع) مرد آزادهای بود، در قول و فکر و عمل جز آزادگی و مردانگی چیزی نمیدانست، از حیله و مکر و تزویر بویی نبرده بود... برای نمونه میگوییم این مرد بزرگ همین که با دختر پیغمبر(ص) ازدواج کرد، بسترش پوست گوسفندی بود که شبها روی آن میخوابیدند و روزها شتر آبکش خود را بر آن پوست علف میدادند و کسی جز خودشان خدمت خانه را انجام نمیداد»2.
البته باید ذکر کرد که قسمتی از این سادگی و قناعت ناشی از فشار روزگار نبود، بلکه امری اختیاری بود که زهد و تقوی صاحبان آن را متجلی میساخت چه اگر هر کدام از ایشان میخواستند به اندک مدتی خانه کوچک خویش را همردیف کسری و قیصر میساختند، چنان که در ادوار بعدی خلفای اموی و عباسی چنان کردند.
عبدالفتاح عبدالمقصود، نویسنده کتاب هشت جلدی با نام «امام علی بن ابیطالب» است که در مجلد اول آن درباره شرایط زندگی حضرت مینویسد: «خانهاش[ فاطمه زهرا(س)] اثاث و اسبابی را که در خانههای آن روز معمول بود نداشت. وضع آن خانه تهیدستی علی و همسرش را نشان میداد، در آن خانه پوست گوسفندی دیده میشد که بستر شب و محل علف شتر در روز بود. با این وضع، آن خانه در چشم این دو همسر، کاخ بلندپایهای بود که ستونهای آن در اعماق فضا سرکشیده است. آری عظمت خانه وابسته به ساکن است نه اثاث و اسباب تجمل آن. آنچه از نمونه عالی و کامل مردان جهان آفاق فکر فاطمه را پر کرده بود، در شخصیت علی جمع میدید، نمونه عالی و کامل مردان در چشم فاطمه همان محمد(ص) بود که علی از هر جهت به او نزدیکتر و در اندیشه و کردار و گفتار به او شبیهتر بود»3.
این سادگی و قناعت بهرهای بود که ایشان از سهم دنیا برای خود اختیار کرده بودند [این امر را فقر محمدی نامند که زندگی به ریاضت و تهذیب نفس ارادی است نه به اجبار] و مناعت طبع ایشان نیز به قدری بود که با وجود این شرایط سخت معیشتی باز ایثار میکردند و طعام خویش را در صورتی که خود گرسنه بودند به فقیر میبخشیدند و این است اسلام اصیل و معنویت حقیقی که در محفل کوچک خانه علوی(ع) ساری و جاری بود و در آن نگاه اخروی به میل دنیوی چیره و عقل الهی بر نفس زمینی تسلط داشت.
اما زندگانی ایشان نهتنها از بعد زهد و معنویت تامه حاکم بر آن الگو و سرمشق مسلمین، بلکه از جهت رفتار و سلوک با اهل خانه، روانشناسی تربیتی، درک متقابل و رعایت حقوق اعضا، رعایت حرمت همدیگر و احترام به امر بزرگتر در این خانه بشدت و حدت جلوهگر بود که میتواند سرمشق عالی و نمونهای بینظیر برای مسلمانان باشد.
در خانه علی(ع) امور بیرون منزل و درون آن تقسیم شده بود و هر یک از اعضا وظیفه خویش را بجد و بدون مداخله در امر دیگری به انجام میرسانید، حرمت بزرگتر جای خویش را محفوظ داشت و حضرت محمد(ص) علاوه بر این که مقام پیامبری بر ایشان داشت، از جنبه پدری نیز افاضاتی میفرمودند که بجد تمام توسط ایشان اعمال میشد و علی(ع) و فاطمه زهرا(س) در بسیاری از امور تقدم بر پیغمبر نمیگرفتند تا حضرت ایشان دستور بر اقدام یا تصمیم بر انجام آن کار دهند.
تربیت فرزندان نیز از مهمترین و بزرگترین وظایف یک خانواده است که میبینیم نسل ولایت با تربیت علوی و فاطمی در زیر سایه نبوت چنان بال و پر میگشاید و از خانه کوچک علی(ع) یازده سلاله که سریر ولایت تمامی عالم را یکی پس از دیگری جالس بودند، به ظهور میرسند؛ در تربیت ایشان احترام به کودک و نیز تنبیه در جای خویش و به حد آن مرعی میشد چه اگر امری خلاف شأن از ایشان سر میزند، مورد عتاب علوی بودند و در مواقع بسیاری نیز به علت حسن رفتار مورد لطف و نوازش پدری و مادری قرار میگرفتند و نیز حب و بغض دنیایی نیز در این تعلیم و تربیت مداخله نداشت؛ یعنی به تعبیر امروزین پدر و مادر عقدههای شخصی و نظرات خصوصی خویش را در امر تعلیم مداخله نمیدادند و نظر مستقیم بر تربیت صحیح میکردند [این امر در روانشناسی بسیار مورد توجه دانشمندان قرار دارد که والدین باید توجه به استعداد ذاتی کودک در انتخاب امور دقت نمایند و علایق شخصی خویش یا آرزوهای محقق نشده خود را بر فرزندان تحمیل نکنند].
این تعالیم و تربیت در خانه علی(ع) منحصر به گفتار نبود، بلکه بیشتر جنبههای آموزشی و شیوه عملی داشت؛ یعنی فرزندان با دیدن رفتار والدین گرامی خویش معنویت و اخلاق حسنه عینی را مشاهده میکردند و ناخودآگاه از این تعاملات درس میگرفتند، چنان که عبادتها، معاملات، معاشرات اعضای خانوده چه بیرون و چه درون خانه همه از منظر چشم فرزندان در صفحه دل و جان ایشان نقش میبست و شاکله روحی و معنوی ایشان را تشکیل میداد. در این باره روایتی از امام حسن(ع) در باره عبادت مادر مکرمه ایشان نقل است که فرمودند: «مادرم شبهای جمعه را تا بامداد در محراب عبادت میایستاد و چون دست به دعا برمیداشت مردان و زنان با ایمان را دعا میکرد، اما درباره خود چیزی نمیگفت.
روزی بدو گفتم: مادر چرا برای خود نیز مانند دیگران دعای خیر نمیکنی، گفت: فرزندم همسایه مقدم است»4. آری به این شکل است که فرزندان ایثار علمی و عملی را از والدین میآموزند و چنان میشود که در ادوار بعدی خود صاحب اثر در جامعه میشوند و ایثار و شهامت را به عینه متجلی میکنند.
توجه به زندگی علی بن ابیطالب(ع) و فاطمه زهرا(س) امری نیست که گذر زمان تاثیری در اهمیت آن بگذارد چه امور معنوی و حقیقی هیچ گاه از تازگی و تراوت نمیافتند و جنبه علمی و عملی آن با تغییر آداب و رسوم جوامع کارایی خود را از دست نمیدهد، چه بنیانهای معنوی و الهیگون که مبتنی بر توجه به مبدأ خیر و حق الحقایق عالم شکل میگیرد، رشحاتی از انوار معنوی و الهی را مشعشع میدارد که همواره این انوار ساطع و لامع است و بر جهانیان پرتوافشانی میکند که میتوان از آن بهره برد و برای تشبه به آن کوشید.
پانوشتها:
1 ـ زندگانی فاطمه زهرا(س)، سیدجعفر شهیدی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1383. 2 ـ تاریخ تمدن اسلام جرجی زیدان، ترجمه و نگارش علی جواهرکلام؛ انتشارات امیرکبیر، 1386. 3 ـ امام علی بن ابیطالب، عبدالفتاح عبدالمقصود، ترجمه سیدمحمدمهدی جعفری، چاپخانه مروی، 1353. 4 ـ زندگانی فاطمه زهرا(س) ، سیدجعفر شهیدی ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1383.
امیر هاشمپور / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: