در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تلویزیون ما مدتهاست قابلیت عبور از مرزها را دارد و جغرافیای تماشاگرانش را میتواند گسترش دهد؛ هرچند تعداد زیادی از سریالهای تولید شده در سیما از شبکههای مختلف کشورهای همسایه پخش شده، اما این نهتنها کافی نیست که حتی اعتبار لازم را هم به همراه ندارد.
اجازه بدهید از مدیوم سینما مثال بزنم. هنر صنعت هفتم در کشور ما با هوشیاری و دقت توانسته چند محصول مشترک را با کشورهای خارجی به سرانجام برساند و خوب یا بد، محصولی را تولید کند. این اتفاق دیر یا زود باید در تلویزیون کشور ما نیز رخ دهد و مدیران صداوسیما به فکر تولید سریالهایی مشترک با تلویزیونهای دیگر کشورها باشند.
باور کنیم چنین اقدامی چندان سخت و پیچیده نیست و در نهایت هم دستاوردهای بسیار مثبتی به همراه میآورد. بخصوص در شرایطی که محصول مشترک و تقسیم شدن دستمزدها و هزینههای تولید، فشار اقتصادی را هم از دوش رسانه ملی کم میکند.
در این میان شاید عدهای معتقد باشند خیلی از کشورها نوع فرهنگ و اعتقاداتشان با ما فرق میکند و چنین چیزی هرگز میسر نخواهد شد، اما این موضوع چندان سخت و پیچیده نیست، چراکه اگر از یک سو این حرف درست باشد، از سوی دیگر هستند کشورهای مسلمانی که اعتقادها و تفکراتشان به ما نزدیک است و با آنها مشکلی نداریم.
اما بحث بر سر چگونه شکلگیری این اتفاق است که نباید ما به انتظار بنشینیم کشوری برای ما دعوتنامه بفرستد و ما به آنها پاسخ مثبت بدهیم. اگر قصد داریم تلویزیونمان پیشرفت کند و جهانی شود باید آستینها را بالا بزنیم و خودمان گامهای ابتدایی را برداریم. به این صورت که یک معاونت بینالمللی برای تولید سریالهای مشترک تشکیل بدهیم و در مرحله بعدی با تهیه فهرستی از بهترین کارگردانهای تلویزیون و افراد موفق در این عرصه به یک زبان مشترک برسیم و سپس به موازات این کارها درباره شرایط و چگونگی تولید تلویزیون کشورهای دیگر تحقیق بکنیم و با آنها وارد مکاتبه و مذاکره شویم.
یقین دارم در چنین اقدامی اگر همه چیز منسجم و درست باشد در کمتر از یک سال به نتیجه مطلوب میرسد و وارد مرحله تولید میشود. به یاد بیاوریم سخنان علیرضا شجاع نوری را که سهم بزرگی در بینالمللی شدن سینمای ایران در جشنوارههای دنیا داشت و در خاطرات خود میگوید: در سالهای ابتدایی اصلا کسی نمیدانست ایران صاحب سینمایی منسجم است و بر این باور بودند که مانند خیلی از کشورهای دیگر دنیا فقط تولیداتی پراکنده داریم؛ اما ما با آنها نامهنگاری کردیم و از آنها خواستیم ما هم فیلمهای خود را برایشان بفرستیم و فهرست دقیقی از جشنوارههای معتبر جهانی تهیه کردیم و به این شکل در مدت اندکی کار به جایی رسید که حضور فیلمی ایرانی در یک جشنواره مصادف بود با بالا رفتن چند پلهای آن جشنواره، حال که تلویزیون و صداوسیما به مراتب جلوتر و بالاتر از این وضع قرار دارد و با محصولات بزرگی مثل «در چشم باد» یا «مختارنامه» براحتی میتواند در محافل بینالمللی ادعای حرفهای بودن کند و نشان دهد میتواند در دنیا صاحب سبک باشد. به راستی حیف است ما وقتی، هم توان و هم امکانات و دانش کافی برای حضور در محافل بزرگتر داریم تنها به فکر مخاطب داخلی باشیم. ساخت تولیدات مشترک با دیگر کشورهای دنیا کار سختی نیست، فقط باید بخواهیم و آستین همت بالا بزنیم.
محمدرضا لطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: