زندگی سالم

سوگواری برای عزیزان

در انواع حوادث از تصادف تا حتی قتل، وقتی فردی از بین می‌رود، خانواده او با بحران مواجه می‌شود.به تجربه از دست دادن هر عزیزی داغدیدگی می‌گوییم و نسبت به آن واکنش سوگ نشان می‌دهیم که منظور از آن، پریشانی شدید جسمانی و روانی است. کسی که سوگوار است کل وجودش تحت تاثیر این تجربه قرار دارد.
کد خبر: ۶۰۲۹۲۲

فرهنگ‌های مختلف شیوه‌های مختلفی را برای رویارویی با این بحران ابداع کرده‌اند تا افراد بتوانند با توسل به آن شیوه‌ها سوگ را پشت سر بگذارند و به تغییراتی که درگذشت فرد عزیز ایجاد کرده است، بپردازند و با آن کنار بیایند. سوگواری نحوه ابراز افکار واحساسات فرد داغدیده است. آداب و رسوم مانند دور هم جمع شدن اعضای خانواده، پوشیدن لباس سیاه و اجرای مراسم خاص در جوامع مختلف متفاوت اما هدفشان مشترک است و آن یعنی پشت سر گذاشتن دوران سوگ و کنار آمدن با زندگی بدون فرد از دست رفته.

سوگ چند مرحله دارد:

1ـ اجتناب: شوک‌زدگی اولیه و به‌دنبال آن ناباوری می‌تواند هفته‌ها به طول انجامد، فرد داغدیده دچار نوعی بی‌حسی هیجانی و کرختی می‌شود، اما بتدریج از فقدان دردناک عزیز خود آگاهی می‌یابد.

2ـ مواجهه: فرد سوگوار مواجهه با واقعیت را آغاز می‌کند، در نتیجه سوگ خیلی شدیدتر تجربه می‌شود. فرد داغدیده ممکن است انواع واکنش‌های هیجانی از جمله اضطراب، غم، اعتراض و خشم و درماندگی و ناکامی، حسرت کشیدن برای فرد را نشان ‌دهد. بی‌خوابی و بی‌اشتهایی در این افراد شایع است و اغلب این واکنش‌ها، نشانه افسردگی و بخش ثابت سوگ هستند، گرچه مواجهه از مراحل سخت سوگ است، ولی فشار اندوه ناشی از نبود امکان پیوستن دوباره به فرد از دست رفته، فرد سوگوار را به واقعیت نزدیک‌تر می‌کند و بعد از تجربه روزهای دردناک فرد درک می‌کند که باید از این رابطه دست بردارد.

3ـ سازگاری: وقتی سوگ فروکش می‌کند توجه به دنیای پیرامون بازمی​گردد، فرد بازمانده باید رابطه با متوفی را از حضور فیزیکی به بازنمایی درونی تغییر دهد. با این‌که فرد از دست رفته فراموش نمی‌شود، اما انرژی هیجانی از انجام مسئولیت‌های روزمره آزاد و صرف فعالیت‌ها و اهداف تازه‌ای می‌شود و فرد درصدد همنشینی با دیگران و کسب مهر‌و‌‌محبت از آنان برمی‌آید. سوگ و مراحل و مدت آن در افراد مختلف، متفاوت و منحصربه‌فرد است، شخصیت و شیوه کنار آمدن با سوگ به پیشینه مذهبی، فرهنگی و عوامل دیگری بستگی دارد، تفاوت‌های جنسی در این امر دخیل هستند، زنان به‌دلیل ابراز احساسات، برخورد راحت‌تری با مرگ می‌کنند، علاوه بر این کیفیت رابطه فرد سوگوار با متوفی اهمیت دارد، مثلا خاتمه یافتن یک رابطه دوستی و ارضاکننده به سوگواری عذاب‌آوری می‌انجامد. مساله دیگر در سوگ این است که آیا مرگ ناگهانی بوده یا به‌دنبال بیماری طولانی رخ داده است، این موضوع در واکنش‌های فرد سوگوار تاثیر دارد، ماهیت رابطه از دست رفته و زمانی که مرگ در دوره زندگی روی داده است نیز اهمیت دارد. در هر حال شش ماه برای گذراندن ایمن مراحل لازم و در بیشتر موارد کافی است، اگر فردی نتواند بعد از گذشت یک سال به زندگی و برنامه‌ریزی جدید دست یابد به مداخله و درمان نیاز دارد و باید وارد پروسه سوگ درمانی شود، در حالی که تفکر عامیانه در مورد طولانی‌تر شدن دوره سوگ، دلالت بر وفاداری دارد. در واقع چنین نیست و این اتفاق حاکی از بدکارکردی مکانیسم‌های روانی وناتوانی در سازش با موقعیت جدید و مستقل است.

رابعه موحد

روان‌شناس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها