در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

انبوه جمعیت به جلوی در ورودی اتوبوس هجوم میآورند و اینجاست که رد و نشانی از صف نمیماند. قویترها سریعتر سوار میشوند و هر طور شده خود را داخل اتوبوس جا میدهند. در کمتر از چند ثانیه حتی برای آویزانشدن از میلههای اتوبوس هم جایی نمیماند. مسافرانی که سوار نشدهاند، با داد و فریاد از بقیه میخواهند فشردهتر بایستند تا آنها نیز بتوانند خود را به نحوی در اتوبوس جا دهند.
مشقتهای اتوبوسسواری
داخل اتوبوس جای سوزنانداختن نیست، همه صندلیها پر شده و چند برابر آن جمعیت، سرپا ایستادهاند و با حسرت آنها را که نشستهاند، تماشا میکنند و در دل خدا خدا میکنند که در ایستگاه بعدی مسافری که روی صندلی نشسته پیاده شود تا شاید شانس بیاورند و از فشار جمعیت خلاص شوند.
اتوبوس آنقدر شلوغ است که اگر کسی بخواهد پیاده شود باید از یک ایستگاه قبل خودش را آماده کند. در این میان خیلی وقتها پیش میآید که به دلیل ازدحام جمعیت، مسافری نتواند در ایستگاه مورد نظر پیاده شود و آن وقت است که گاهی کار به بحث و درگیری لفظی بین مسافر و راننده میانجامد.
آن پایین وضع به مراتب بدتر است. آنها که به هیچ قیمتی حاضر نیستند تا رسیدن اتوبوس بعدی انتظار بکشند، خود را به درهای اتوبوس در حال حرکت چسباندهاند، که شاید دل مسافران به رحم بیاید و کمی مهربانتر بایستند تا آنها بتوانند خودشان را به داخل بکشند.
راننده با دیدن این وضع فریاد میزند: «هل ندهید تا چند دقیقه دیگر اتوبوس میآید»، اما مسافران بیاعتنا به گفته راننده همچنان در تلاشند حتی به قیمت ماندن بین درها و به جان خریدن خطر سقوط از اتوبوس در حال حرکت خود را به مقصد برسانند. تجربه به آنها که مسافر اتوبوسهای شهرمان هستند ثابت کرده، اتوبوس خلوت و صندلی خالی رویایی است که شاید با ساعتها انتظار در ایستگاه اتوبوس هم رنگ واقعیت به خود نگیرد.
رغبت یا ناچاری؛ مساله این است
برای پی بردن به این واقعیت لازم نیست روزها، هفتهها یا حتی ماهها وقت بگذارید. فقط کافی است یک روز سوار یکی از همین اتوبوسهای خوش آب و رنگ (بیآرتی) در یکی از مسیرهای شلوغ و پرمسافر مانند راهآهن ـ تجریش یا آزادی ـ تهرانپارس شوید، آن وقت خیلی مسائل برایتان روشن خواهد شد. اولین نتیجهای که از این اتوبوسسواری تحقیقی عایدتان خواهد شد این است که اگر یک روز سوار خودروی شخصی بودید و در مقابلتان اتوبوسی را دیدید که از شدت فشار جمعیت در آستانه انفجار است و مسافرها حتی تا کنار دست راننده هم پیشروی کردهاند، دیگر فکر نخواهید کرد آنها از سر دلخوشی و کمک به حمل و نقل عمومی این اتوبوسسواری پر مشقت را انتخاب کردهاند. واقعیت این است که اگر پای درددل مسافران اتوبوس بنشینیم، متوجه میشویم بیشتر آنها از روی ناچاری این وسیله را برای سفرهای درون شهری خود انتخاب کردهاند؛ یا خودروی شخصی ندارند یا دارند و محل کار و تحصیلشان داخل طرح است و...
در این میان هستند شهروندانی که میخواهند سهمشان را در کاهش بار ترافیک و آلودگی هوا ادا کنند و اتوبوس را انتخاب میکنند، اما هیچ کدام از آنها از شرایط موجود راضی نیستند.
آنها میگویند این حمل و نقل عمومی چیزی نیست که مسئولان شهری به واسطه آن شهروندان را ترغیب به استفاده از حمل و نقل عمومی به جای خودروی شخصی کنند. صف طولانی در ایستگاه ها، اتوبوسهایی که از همان سر خط تا سقف پر شدهاند، درهایی که از شدت فشار جمعیت بسته نمیشوند، دست و پاهایی که لای درها میماند و... تصاویر ایدهآلی نیست که بتوان شهروندان را با آن به استفاده از حمل و نقل عمومی تشویق کرد.
وضع فعلی نشان میدهد هنوز تا تحقق شعار حمل و نقل عمومی «ایمن، آسان و ارزان» فاصله وجود دارد.
از درگیری لفظی تا جیببری
انگار بعضیها هنوز به راه و رسم اتوبوسسواری عادت نکردهاند؛ همانهایی که اتوبوس را با خودروی شخصیشان اشتباه گرفتهاند، مسافرانی که از قضا آستانه تحملشان آنقدر پایین است که از وقتی سوار اتوبوس میشوند تا لحظه پیادهشدن از کوچکترین حرکتی به این راحتیها نمیگذرند. آنها همیشه و هر لحظه منتظر بهانهای هستند تا یک دعوای اتوبوسی راه بیندازند. البته مسافران با این مشاجرهها و درگیریهای لفظی که گاه و بیگاه در اتوبوسها دیده میشود ناآشنا نیستند و با این سوژهای که برای بقیه مسیر راهانداخته شده چند دقیقهای حواسشان از شلوغی اتوبوس به تماشای این نمایش تکراری پرت میشود، اما همین مشاجرههای هرچند جزئی کافی است تا اوقات آنها را برای تمام روز خراب کند. در این میان متاسفانه موضوع فقط به صورتهای چسبیده به در اتوبوس، نفسهای تنگشده مردم و سرانجام درگیریهای لفظی ایجادشده میان مسافران خلاصه نمیشود، چرا که این فضای پر ازدحام بستری مناسب برای ارتکاب درگیریهای فیزیکی و حتی جرائمی همچون سرقت و جیببری است.
حالا مدتهاست رد جیببرها را در اتوبوسهای بیآرتی براحتی میتوان زد و نتیجه کارشان را هم در فریادهایی که نشان از خالیشدن جیب مسافران دارد، شنید.
اگرچه مسئولان پلیس هرازگاهی خبر از دستگیری باندهای جیببری در خطوط اتوبوسهای بیآرتی میدهند، اما گزارشها و گلایههای شهروندان از فراوانی سرقت در اتوبوسها، گویای این است که هنوز جیببرها بدون نگرانی جیب مسافران را خالی میکنند.
حمل و نقل عمومی کارآمد، حق شهروندان
انگار خلاصی از شر ترافیک و آلودگی هوا برای ساکنان کلانشهرهایی مانند تهران به این زودیها ممکن نیست. در این شرایط کارشناسان و مسئولان شهری برای خارجشدن از این بحران نسخهای جز حمل و نقل عمومی نپیچیدهاند، اما همین نسخه در شرایطی میتواند از تاثیرگذاری لازم برخوردار باشد که خود تمام ویژگیهای یک نسخه موثر و کارآمد را داشته باشد. واقعیت این است زمانی میتوان شهروندان را به استفاده از حمل و نقل عمومی ترغیب کرد که این سامانه هم برای شهروندان کم نگذارد.
تا وقتی صفهای طولانی برای سوارشدن به اتوبوس به راه باشد، تا وقتی مسافرها از فراوانی جمعیت فشار قبر را تجربه میکنند و... نمیتوان از شهروندان توقع داشت این اتوبوسسواری با اعمال شاقه را به سوار خودروی شخصیشدن ترجیح دهند.
نکته مهمی که نباید بی تفاوت از کنار آن گذشت توجه به این واقعیت است که بخش قابل توجهی از مسافران اتوبوسها از قشر متوسط، کارمند، دانشجو و افراد سالمند و بازنشستهای هستند که به دلیل شرایط مالی ترجیح دادهاند هزار و یک سختی سوارشدن به اتوبوس را به جان بخرند، اما خود را با این وسیله به مقصد برسانند تا بلکه در هزینههایشان صرفهجویی شود.
در این شرایط توسعه ناوگان اتوبوسرانی کارآمد، مطلوب و ارزان، ابتداییترین حق شهروندانی است که استفاده از حمل و نقل عمومی برای سفرهای درون شهری را به هر وسیله نقلیه دیگری ترجیح دادهاند.
اتوبوس، موضوع اختلاف دولت و شهرداری
داستان اختلاف دولت و شهرداری بر سر حمل و نقل عمومی، موضوع تازهای نیست. سالهاست این اختلاف دامنهدار شده و تمامی ندارد. شهرداری، دولت را متهم میکند که حتی یک اتوبوس هم در اختیار پایتخت قرار نداده و در مقابل دولت نیز اصرار دارد شهرداری سهم اتوبوسهای خود را دریافت کرده است. در این میان شهروندان هم از خط و نشان کشیدنهای دولت و شهرداری بینصیب نماندهاند. افزایش نرخ کرایهها و تهدید به اینکه اگر اتوبوسها به موقع نرسد مسافران روی زمین خواهند ماند، تهدید شهرداری جهت مجابکردن دولت به پرداخت سهم 50 درصدی خود در خرید اتوبوس برای تهران بوده است.
حالا تمام امیدها برای حل این اختلاف چند ساله به دولت یازدهم دوخته شده است. امکان حضور شهردار تهران در جلسات دولت، اولین گام برای امید داشتن به بهبود روابط دولت و شهرداری و حل اختلافات ریشهدار گذشته بر سر حمل و نقل عمومی است. قطعا خارجشدن روابط دولت و شهرداری از تیرگی، به همکاری نزدیک تر این دو مجموعه برای توسعه حمل و نقل عمومی در شهر منجر خواهد شد. اگر این روابط در مسیر توسعه حمل و نقل عمومی و بهبود خدماترسانی در این سامانه هدایت شود در مدت زمان کوتاهی شرایط را به گونهای تغییر خواهد داد که شهروندان در استفاده از حمل و نقل عمومی آثار مثبت آن را بوضوح احساس کنند. البته در این میان چند روزی تلاش کردیم با مسئولان شرکت اتوبوسرانی تهران گفتوگوی کوتاهی داشته باشیم، اما متاسفانه با وجود پیگیریهای مکرر از سوی روابط عمومی این مجموعه، هماهنگیهای لازم برای مصاحبه با پیمان سنندجی، مدیرعامل شرکت اتوبوسرانی انجام نشد.
پوران محمدی / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: