در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
متاسفانه به نظر میرسد در انتخاب موضوعیت این دوره از برنامه کمی تا قسمتی خطا صورت گرفته باشد... نمیدانم این شیوه جدید به وسیله گروه سازنده پیاده شده یا سفارشی است، اما هرچه باشد، به نظر میرسد در این سری از برنامه، ایده اولیه به بیراهه میرود.
اما مشکل از کجاست و علت چیست؟ یکی از عوامل محکم موفقیت این برنامه، نوع چینش و انتخاب دورههای مسابقه بود که با هوشمندی و روانشناسی خاصی انتخاب و دستهبندی میشد. مثلا در ایام نوروز مجموعههای نوروز در طول این سالها مورد ارزیابی قرار میگرفت یا در هفته دفاع مقدس مجموعههای جنگی به مسابقه وارد میشدند و به این شکل برنامه دارای جایگاه خاصی شده بود، اما حالا که قرار است این برنامه بدون مناسبت و روتین روی آنتن برود، باید فکری برای دستهبندی مسابقهها و نظرسنجیها میشد. چیزی که بظاهر دوستان به این نتیجه رسیدهاند که از طریق بررسی کارنامه سریالسازان وارد عمل شوند، اما به نظر میرسد در این میان به یک نکته توجه نشده است و آن این که مردم عادی و مخاطبان تلویزیون بیشتر تحت تاثیر فضا و زمان و تاریخ هستند تا اسم و شخص. چیزی که دقیقا یکی از تفاوتهای عمده تلویزیون و سینما محسوب میشود و باید به آن دقت خاصی کرد. برای همین است که این برنامه در زمان تقسیمبندی مجموعهها براساس ژانر یا زمان بشدت موفقتر از دوره کنونی بوده و مخاطبانی چند برابر داشته است.
شاید گروه سازنده این برنامه بر این باور بودهاند که سطح دانش و فکر مخاطب امروز تلویزیون آنقدر تغییر کرده است که براساس نام کارگردان و کارنامه آنها میتوان یک برنامه و نظرسنجی ترتیب داد و این مدل هم بشود شیوه پیش روی سین مثل سریال. از این دیدگاه، فکر دوستان کاملا درست بوده و باید قبول کرد سطح دانش و آگاهی مخاطب کاملا بالا رفته و خیلی از تماشاگران کاملا حرفهای شدهاند، اما موضوع بر سر این سطح از دانش یا نبود آن نیست. موضوع به ماهیت و اساس ذات خود تلویزیون برمیگردد که رسانهای مقطعمحور است تا اسممحور.
اجازه بدهید در این زمینه مثالی بزنم. شما خواننده این مطلب با شنیدن نام سریال «میوه ممنوعه» بیشتر یاد ماه مبارک رمضان میافتید یا حسن فتحی؟ با شنیدن نام سریال «پایتخت» چطور؟ ایام عید به ذهن شما بیشتر خطور میکند یا چهره سیروس مقدم؟ این مثال را میتوانید بگیرید و تا انتها پیش بروید تا به منظور حرف من برسید.
اما اکنون که چنین شیوهای را نقد میکنیم راهکار و پیشنهاد شما چیست؟ آیا باید مانندگذشته با هر مناسبتی این برنامه را روانه آنتن کرد؟ آیا چنین شیوهای قابلیت تبدیل شدن به یک برنامه غیرمناسبتی ندارد؟
بیشک پاسخ این دو پرسش بالا منفی است، اما برای ادامه این برنامه و حفظ ارتباط مخاطب و سازنده اثر باید از همان شیوه مقطع گزینی استفاده کرد، نه آن که مرور آثار یک کارگردان را مورد ارزیابی قرار داد. در این راه میتوان یا با تفکیک گونههای مختلف مانند مجموعههای پلیسی، اجتماعی، کودک و... آن را به شکلی دایم ادامه داد یا با تفکیک بهترینهای هر پنج سال به نتایج خوبی دست پیدا کرد. این دو روش، تنها راه برای حفظ موفقیت «سین مثل سریال» است، چراکه رسانه تلویزیون در همه جای دنیا قوانینی دارد که باید از آن تبعیت کرد و با آن جلو رفت.
محمدرضا لطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: