«سیندرلا» آخرین ساخته جلال تهرانی با بازی بهنوش طباطبایی، گلاب آدینه و ... در سالن اصلی تئاتر‌شهر روی صحنه رفته است

نمایشی که مخاطب را سردرگم می‌کند

«سیندرلا» نمایشی درباره شایعه است. جامعه‌ای فرضی و خیالی که ضد آرمانگراست، می‌خواهد بر اساس شایعات بودن یا نبودن آدم‌ها را بنا بر سلیقه و خواست خود تغییر دهد. انگار با ایجاد یک شایعه، یک نفر سوار بر پلکان ترقی و پیشرفت خواهد شد یا این‌که مسیر معکوسی را خواهد پیمود. این افول و ترقی میزان و خواستش را نیروی میلیتاریستی (نیروی نظامی سلطه‌گر) حاکم بر این جامعه فرضی تعیین خواهد کرد.
کد خبر: ۶۰۰۶۷۱

چنانچه در رمان «1984» چنین روندی در نقد حکومت کمونیستی شوروی سابق تصویرپردازی شده است یا در «کرگدن» اوژن یونسکو دو فضای فاشیستی اروپای غربی (هیتلر، فرانکو و موسولینی) و نظام بسته بلوک شرق ـ که تابعیت قدرت برتر شوروی کمونیست را دارند ـ چنین جلوه‌گری می‌کند.

یک موقعیت زبانی

جلال تهرانی بر آن است اول یک موقعیت طراحی کند و بعد در این موقعیت موضوعی را بنا بر خواست زبانی و کلامی به تصویر بکشد، زیرا در این موقعیت آدم‌ها بیشتر حرف می‌زنند و تهدید می‌کنند. شاید به همین دلیل است که برخی به اشتباه آن را نمایش رادیویی تلقی می‌کنند، چون در آن یا حرکت وجود ندارد یا اگر هم وجود دارد اندک است و حضور بارز، برجسته و تکان‌دهنده‌ای ندارد. اما آنچه مقصد جلال تهرانی است، امری شهودی است و به جای آن‌که بخواهد عقل و احساس تماشاگرش را هدف قرار دهد، بیشتر هدفش پرداختن به ناخودآگاهی است که مسیر ورود یا چالش با روح و روان آدمی تلقی می‌شود. نوعی هیپنوتیزم حاکم بر اجراست.

فضا به گونه‌ای از واژگان اشباع می‌شود که محل درک، دریافت، تسلط و اشراف بر آنان همانا ناخودآگاه است. آنجا که قرار است ما را به روشنای جان آدمی گره بزند. همان تئاتری که یرژی گروتفسکی و یوجینو بارابا - البته به سیاق خود - در پی آن بوده‌اند، حتی پیتر بروک هم در یک فضای خالی که تداعی‌گر ناخوداگاه است، چنین رویکردی را سمت و سوی عینی و تئاتری داده است. در شرق دور نیز چنین سلوکی در تئاترشان نمود می‌یابد. حالا جلال تهرانی هم به سیاق خود این مسیر را یافته است. او هم سعی کرده با انحصار شیوه‌ای خلاقه بتواند تماشاگرش را در شناسایی تاریک و روشن وجودش هدایت کند. البته قصد ندارد پیامبرنمایی کند، بلکه اول و آخر به دنبال خلق اثر هنری است و خواه ناخواه در این شیوه چنین تاثیری هم جزو ارکان اساسی اثرش شده است.

دگرگونی و تحول

جلال تهرانی، محتوا و مضمون سیندرلای کلاسیک را دگرگون و متحول کرده و به نوعی با رویکرد متفاوت، آن را دراماتورژی کرده است، زیرا هدف این بوده داستان در گذر از طول زمان بتواند در فضایی معاصر مفهوم و کارکرد محتوایی خود را آشکار کند. بنابراین این بار خواسته سیندرلا را در ساخت و ساز خاستگاه ذهنی و اجتماعی تعریف کند؛ یک زن که همسر ژنرال (مجید آقاکریمی) است به دنبال ناجی هر بار لنگه کفش‌ را خود را در خانه‌ای جا می‌گذارد و این بار قصه به سوی سروان (بهزاد عبدی) سمت و سو یافته است. مردم به دنبال کشف این رابطه‌اند و داستان طوری پیش می‌رود که از منظر آنان سروان از سر حسادت رقیب خود ژنرال را به قتل می‌رساند و حالا باید قصاص شود و اعدام بهترین شیوه برای قصاص است. در این داستان وقتی سیندرلا (طناز طباطبایی) در مسیر ترقی قرار می‌گیرد، نوبت به زن گروهبان می‌رسد.

او زنی است که با ژنرال رفت و آمد می‌کند و همه بی‌خبرند از این‌که این زن خواهر ژنرال است و به همین دلیل با برادرش رفت و آمد دارد. گروهبان در گفت و گو با سرهنگ (گلاب آدینه) این شایعه را می‌خشکاند وگرنه این داستان به جاهای باریک کشانده می‌شد و در آن قتل و قصاصی موج می‌زد.

بنابراین در اینجا هیچ آرمانی برای زیستن نیست و همه از سر بیکاری و ناچاری فقط به هم دروغ می‌گویند و به جای تفکر والا برای پردازش شکوه و عظمت انسانی، مدام درگیر توهم و تصور اشتباهند که در آن جز قهقهرا و ویرانی هیچ چیز دیگری وجود نخواهد نداشت.

در این مسیر مدام آدم‌ها بازجویی و تهدید می‌شوند و مدام پشت سر هم حرف می‌زنند و رجز می‌خوانند، بی‌آن‌که بستر حقیقی و واقعی این کلمات وجود داشته باشد. حرف‌هایی که از هر خطری خطرناک‌تر است و هر آن امکان دارد زندگی یکی از آنان را ویران کند. انگار این جماعت کار و زندگی ندارند و مدام به دنبال این‌ هستند که سر دربیاورند کی به کجا می‌رود و با چه کسی کار دارد تا برایش داستان سرهم کنند؛ داستان‌هایی که ریشه در فساد روح و ذهن دارد و سرانجامی تلخ و ویرانگر خواهد داشت.

هنرمند فیلسوف

تهرانی نمی‌خواهد رسالت خود را مستقیم گویی کند. او هنرمند فیلسوف است و برخلاف فلسفه که باید نظریه‌پردازی و تعامل اندیشه در آن به واسطه حضور واژگان انجام شود، در اینجا قالب تئاتر را انتخاب می‌کند تا همه چیز در لفافه منتقل شود. او برخلاف ژان پل سارتر و آلبر کامو ـ که تفکر اگزیستانسیالیستی خود را در دل متن ابراز می‌کردند ـ بر آن است چیدمان و فضای کار را معرف و شناساننده تفکرش قرار دهد. بنابراین تخیل و داستان‌پردازی مبنای ورود به اثرش خواهد شد و چه بسیار سنجیده و دقیق این رمزآمیزی متن را تدارک می‌بیند. نحوه ارائه کلمات حالت تیک‌تاک ساعت است. مقطع مقطع کلمات و جملات و پاراگراف‌ها ادا خواهد شد. بازیگران انگار درگلو دستگاهی را گذاشته‌اند تا خیلی غیرطبیعی این واژگان را از دهان به بیرون پرتاب کنند. این ادای کلمات نوعی حرکت پاندولی را در ذهن متصور می‌کند و عاملی کاربردی برای چرخاندن ذهن به دو سوی راست و چپ می‌شود و این‌که سرانجام از ذهن آگاه به سوی ناخودآگاه ارتباطی مکاشفه‌گر ایجاد کند.

نمایشی متفاوت

جلال تهرانی این بار هم بر آن است نمایشی متفاوت و متقارن با واقعیت‌های روز را تدارک ببیند. برای همین بسیار توانمند این مسیر را پیش می‌برد. او نمی‌خواهد در جا بزند و هر بار یک شکل متفاوت و نو را ارائه می‌کند. هر چند بستر و ته‌مایه اندیشه از یک نفر است و این اساس اندیشگانی هنرمند است که از او تصویری مرتبط و پیوسته در میان آثارش ارائه خواهد کرد. جلال تهرانی خلق می‌کند و از شکست و نقد شدن هم نمی‌هراسد و در سیندرلا هم هر ضعفی باشد، می‌پذیرد و می‌داند با این بضاعت نمی‌توان بی‌ضعف بود، چون نه گروهی هست و نه سالن تمرین و نه حمایتی که بتوان فقط و فقط تئاتر کار کرد.

اما او هر بار بر خلاقیت تئاتری‌اش صحه گذاشته و هر بار بیان کرده فراتر از تئاتر ایران حرکت می‌کند. داده‌پردازی‌هایش بیانگر خلاقیت صرف است و همیشه بلندنظرانه اندیشه‌اش را در لفافه شکل هنری مستقر کرده است و ذهن تماشاگر را به استنتاج و دریافت آنان سوق داده است.

شاید بهتر باشد فالش شدن صداها و کم‌آوردن بازیگران در انجام حرکات و ادای کلمات برای دقایقی را به عنوان ضعف عمده در کار یادآوری کنیم و این‌که ضرباهنگ نمایش دقایقی از حالت معمولش خارج شده و ذهن تماشاگر نسبت به موضوع و بازنمایی جریانات خسته و پراکنده می‌شود، اما بیش از این نمی‌توان ایراد گرفت و اگر کسی این کار را کاملا رد کرده باشد حتما بنا بر ذوق و سلیقه شخصی است که چنین خوراک ذهنی را مناسب با ذوق درونی‌اش ارزیابی نمی‌کند وگرنه سیندرلا حرف‌هایی برای گفتن و نکته‌های برجسته و قابل دفاعی دارد و در آن خلاقیت هنری موج می‌زند.

رضا آشفته‌ /‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها