اصلاح ساختاری؛ تنها درمان دردهای پیرمرد 70 ساله

با پایان جنگ جهانی دوم، آن گاه که ناکارآمدی تئوری‌های خوشبینانه آرمانگرایی متکی بر صلح و همکاری جهانی در ساحت نظریات روابط بین‌الملل نشان داد که بدون ضمانت اجرایی موثر نمی‌تواند جایگزین مناسبی باشد برای نظریه‌های واقعگرایانه مبتنی بر خودبسندگی قدرت دولت‌ها، سازمان ملل متحد با مشارکت 51 کشور تأسیس شد تا جایگزین جامعه بین‌الملل شده و با قدرت بیشتری حافظ صلح و ثبات جهانی باشد.
کد خبر: ۵۹۹۸۱۴
اصلاح ساختاری؛ تنها درمان دردهای پیرمرد 70 ساله

سازمانی برای حفاظت از دستاوردهای کشورهای پیروز

اصطلاح ملل متحد را نخستین بار فرانکلین روزولت، رئیس‌جمهور آمریکا در جریان جنگ جهانی دوم برای اشاره به متفقین به کار برد و سال ۱۹۴۵ میلادی آن گاه که کشورهای پیروز جنگ جهانی دوم، سازمانی بین‌المللی برای مراقبت از دستاوردهایشان تشکیل دادند، این عنوان در قالب سازمان ملل متحد مورد استفاده قرار گرفت. ایده تشکیل سازمانی که اکنون 142عضو بیش از تعداد اعضای اولیه خود دارد، در کنفرانس‌های مسکو، قاهره و تهران در سال ۱۹۴۳ مورد بررسی دقیق قرار گرفته و در نهایت در بیست و چهارم اکتبر 1945 در قالب منشوری به امضای تقریبا همه کشورهای جهان رسید تا روزنه‌ای به‌سوی نظریه صلح جهانی باشد.

40 سال تلاش برای اصلاح

با این همه، اکنون با گذشت 70 سال از طرح ایده تشکیل سازمان ملل و با سپری شدن 68 سال از عمر این سازمان بین‌المللی، اکنون کم نیستند کسانی که نگاهی انتقادی به عملکرد این سازمان دارند و به عقیده آنها​ سازمان ملل به‌ جای ایجاد ثبات جهانی، حافظ منافع کشورهای پیروز جنگ جهانی دوم بوده و در مقاطع مختلف، فقط حکم به نفع خواسته‌های این کشورها صادر کرده است.

با این همه، طی سال‌های اخیر ایالات متحده که سودای نظام تک‌قطبی جهانی را در سر می‌پروراند، تلاش کرده با بی‌اثرسازی تلاش‌های هرچند محدود صورت گرفته از سوی جامعه بین‌الملل برای مهار آتش ناشی از جنگ‌افروزی‌های دولتمردان این کشور، به جایگاه خود در قالب پنج عضو شورای امنیت بسنده نکرده و با تکیه بر قدرت نظامی خود، حیثیت سازمان 70 ساله‌ای که نام ملل متحد را همچنان بر تارک خود دارد به بازی گرفته و گویی تیر خلاص را بر پیکره این سازمان می‌زند.

چنین رفتارهایی که در دهه اخیر به اوج خود رسیده باعث شده در سالیان اخیر تقاضای اصلاحات در سازمان ملل شدت گیرد. البته این تقاضاها گاهی چندان واضح و مشخص نبود​ و اجماع نظری درباره نحوه اصلاحات وجود نداشته ‌است. عده‌ای خواستار ایفای نقش جدی و موثرتر سازمان ملل در امور جهانی شده‌اند. عده‌ای معتقدند کار سازمان باید به کمک‌های بشردوستانه محدود شود و عده زیادی خواستار عضویت در شورای امنیت و تغییر موقعیت ژئوپلتیک آن شده‌اند (یعنی اضافه شدن اعضایی از آفریقا، آمریکای جنوبی و آسیا).

در همین خصوص یک برنامه اصلاحی رسمی از سوی کوفی عنان، دبیرکل وقت سازمان ملل اندکی پس از صدارت وی بر سازمان در ۱۹۷۷ به اجرا گذاشته شد. این اصلاحات شامل تغییر عضویت دائمی در شورای امنیت (که همچنان نماد روابط قدرت در سال ۱۹۴۵ است)، شفاف‌تر​کردن بروکراسی و ایجاد حس مسئولیت‌پذیری بیشتر میان اعضا، دموکراتیک‌تر کردن سازمان ملل و اعمال تعرفه‌های مناسب به شرکت‌های مهمات و جنگ‌افزارسازی در سراسر دنیاست. در سپتامبر​ ۲۰۰۵ سازمان ملل یک جلسه جهانی برگزار کرد که طی آن سران بیشتر کشورهای عضو در شصتمین جلسه مجمع عمومی گرد آمدند. با وجود این توافقات این جلسه هیچ‌گاه نتوانست مهر پایانی بر تقاضاهای اصلاح ساختار سازمان ملل بزند.

به این ترتیب، سازمان ملل که برای نجات نسل‌ها از موج جنگ و خشونت تأسیس شد و اقداماتی نظیر اعمال تحریم تسلیحاتی علیه آفریقای جنوبی در سال 1963، اعزام نیروی صلح بان به قبرس در سال 1964، اعطای مجوز استفاده از زور برای عقب راندن نیروهای عراقی از کویت در سال 1990، اعمال تحریم علیه لیبی بعد از انفجار لاکربی در سال 1992، تصمیم به ایجاد دادگاه جنایات جنگی در لاهه در سال 1993، اعزام نیروی صلح بان به تی​مورشرقی در سال 1999، مداخله در بحران کوزوو در سال 1999 و بالاخره حمایت از دولت موقت عراق که با دخالت آمریکا تشکیل شده بود درسال 2003 را در کارنامه خود دارد، طی این مدت در زمینه رساندن جهان به سطحی پایدار از ثبات سیاسی توفیقی به دست نیاورده است. کشورها بارها علیه یکدیگر دست به اسلحه برده‌اند و تنها در بین سال‌های 1945 تا 1989، 680 بار وارد جنگ علیه یکدیگر شده‌اند و استمرار جنگ‌های داخلی در گوشه و کنار جهان، یکجانبه‌گرایی بعضی قدرت‌های بزرگ و بخصوص آمریکا، توسعه اقتصادی ـ اجتماعی نامتوازن شمال و جنوب، افزایش جمعیت، مسائل زیست‌محیطی، نقض فاحش و نظام‌مند حقوق بشر، گسترش تروریسم، ایدز، قاچاق موادمخدر و... همه و همه نشان می‌دهد سازمان ملل متحد با ساختار کنونی خود کارآمدی لازم را در مواجهه با مسائل امروز جهان ندارد.

پیشنهادهای اصلاحی تهران برای گذار از بحران ناکارآمدی

یکی از کشورهایی که محورهای انتقادی خود نسبت به بحران سازمان ملل را همواره ارائه و پیگیری کرده، ایران است.ایران با عنایت به ترکیب ساختاری سازمان ملل شامل مجمع عمومی، شورای امنیت، شورای اقتصادی و اجتماعی، دبیرخانه و دیوان بین‌المللی دادگستری برای هر یک از این بخش‌ها پیشنهادهای اصلاحی خود را به کشورهای عضو سازمان ملل متحد ارائه کرده است.

از دید جمهوری اسلامی ایران موضوع ترکیب و تعداد اعضای شورای امنیت مهم‌ترین محور اصلاحی است. از آنجا که شورای امنیت براساس ماده 24 منشور سازمان ملل متحد، مهم‌ترین ارگان مسئول حفظ صلح و امنیت بین‌المللی است، تهران معتقد است هر نوع تغییر و اصلاح در ساختار شورای امنیت سازمان ملل متحد باید با در نظر گرفتن سهم کشورهای جهان سوم همراه باشد. به گمان دیپلمات‌های کشورمان، مساله دیگری که احساس می‌شود به اصلاح و تجدیدنظر نیاز دارد، روش تصمیم‌گیری در شورای امنیت است. حق وتو امتیاز ناعادلانه‌ای است که کشورهای فاتح جنگ جهانی دوم اوایل کار سازمان ملل برای خود قائل شدند و ایران با حق وتو مخالف است. مقوله بعدی، مجمع عمومی است که قطعا از مهم‌ترین و جامع‌ترین ارکان سازمان ملل متحد محسوب می‌شود، در نتیجه جایگاه و نقش مجمع عمومی باید در همه زمینه‌ها و حتی در مواردی که به نحوی با صلح و امنیت بین‌المللی ارتباط پیدا می‌کند، تقویت شود. تقویت نقش مجمع عمومی، زمانی امکان‌پذیر است که مسائل مهم بین‌المللی چون مسائل مربوط به خلع‌سلاح و امنیت، توسعه و رشد اقتصادی، حقوق بشر و عملیات حفظ صلح​ در این مجمع مطرح و راهکارهای لازم برای مصوبات آن در نظر گرفته شود. ایران بر این اعتقاد است​ برای تقویت نقش مجمع لازم است کار نظارت توسط مجمع بر سایر ارگان‌های سازمان ملل تحقق یابد و این مجمع بتواند نسبت به گزارش‌های شورای امنیت یا دبیرکل، نظری تحلیلی و نقادانه داشته باشد تا به این ترتیب برخی ارکان سازمان به حیاط خلوت بعضی کشورها تبدیل نشود.

مقوله بعدی، اصلاح کار دبیرخانه است. از دید تهران، ایجاد نظم و انضباط در دبیرخانه و پرهیز از دوباره‌کاری‌ها و بروکراسی بی‌مورد و کاهش هزینه‌های اداری، لازمه ایجاد یا داشتن یک دبیرخانه کارآمد و موثر است و اصلاحات مدیریتی و پرسنلی باید به تحقق اصل توزیع عادلانه جغرافیایی و افزایش نمایندگی کشورهای در حال توسعه در دبیرخانه کمک کند. مورد دیگر این که در طرح‌ها و پیشنهادهایی که برای اصلاح کار سازمان ملل مطرح می‌شود، بر ادغام برخی بخش‌های این سازمان بخصوص بخش‌های اقتصادی و اجتماعی تاکید شود. از نظر ایران اتخاذ رهیافتی متوازن در زمینه توسعه اقتصادی، توسعه اجتماعی و حفاظت از محیط زیست می‌تواند منافع همه کشورها اعم از شمال و جنوب را تامین کند.

مقوله بعدی که به بازنگری نیاز دارد، روش محاسبه تعهدات مالی کشورهای مختلف به سازمان ملل متحد است، بودجه عادی سازمان ملل باید بهبود یابد و با ظرفیت پرداخت کشورها مطابقت کند تا این که همه دولت‌ها بتوانند به وظایف مالی خود پایبند باشند.

چه کسانی مقابل اصلاحات مقاومت می کنند؟

با این همه به نظر می‌رسد جایگاه برتر سازمان ملل متحد در نظام بین‌الملل از آنجا که می‌تواند نقش موثری در جلوگیری از نقش برخی کشورها به عنوان کلانتر جهانی داشته باشد، باید به رسمیت شناخته شود و شرط رسیدن به این جایگاه برتر، اعمال اصلاحات ساختاری در این سازمان 70ساله است.با رصد مقاومت‌ها در برابر این اصلاحات می‌توان دریافت کشورهایی با اصلاحات پیشنهادی مخالفند که در رفتار خود به تعهدات بین‌المللی پایبند نبوده و نشان داده‌اند اصولا به سازمان ملل متحد به چشم یک عنصر مزاحم می‌نگرند. رفتار ایالات متحده در قبال بحران سوریه در هفته‌های اخیر، بخوبی نشان داد آمریکا به نظام چندقطبی بین‌الملل قائل نبوده و خود را ابرقدرتی یکه‌تاز در نظامی می‌داند که تنها قطب قدرت در آن آمریکاست.

به عبارت دیگر باید گفت 70 سال پس از طرح ایده اولیه تشکیل سازمان ملل متحد، اکنون برخی مرگ این پیرمرد را انتظار می‌کشند تا آزادانه در راستای منافع سیاسی خود دست به تجاوز و زیرپاگذاشتن توافقات و قوانین بین‌المللی بزنند. چنین است که یا باید از طریق اصلاحات موثر و مورد اجماع بین‌المللی به یاری این ریش‌سفید سیاسی در نظام بین‌الملل آمد یا آن که مرگ و پیوستن این سازمان به بایگانی تاریخ را به انتظار نشست.

اکنون در آستانه برگزاری شصت و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل باید منتظر ماند و دید که قریب به 200 کشور عضو این سازمان بر سر دوراهی تاریخی حذف یا اصلاح سازمان ملل، کدام راه را برمی‌گزینند و آیندگان در برابر این تصمیم چه موضعی خواهند گرفت.

مصطفی انتظاری هروی / گروه سیاسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها