در انتخابات دوم خرداد 1376 رای اولی ها نقش تاثیرگذاری در انتخابات ایفا کردند. بین 2 تا 3 میلیون رای دهنده در برخی شرایط می توانند نتیجه انتخابات را متحول کنند. این پدیده در انتخابات مجلس ششم نیز تکرار شد و رهیافتگان این دوره خانه ملت ، بخش قابل توجهی از قدرت خود را مدیون آنانند. در مورد این انتخابات گفته می شد نقش رای اولی ها تنها به رایی بسنده نمی شد ، که آنها در صندوق های رای می ریختند ؛ بلکه آنها واسطه هایی بودند که اولا پدران و مادرانشان را به آمدن پای صندوق های رای ترغیب کنند و ثانیا برگ رای آنها را به نفع لیست جریان دوم خردادی پر کنند.
این ادعا، کاملا درست و برای همگان قابل تشخیص و درک است ؛ اما باز هم این اتفاق خواهد افتاد؛ رای اولی ها، به اقتضای سن و موقعیت اجتماعی خود معمولا بیشتر از احساساتشان پیروی می کنند. (همین ویژگی باعث شده برخی صاحب نظران به افزایش سن رای دهندگان معتقد گردند.) آیا برای تهییج و برانگیختن این احساسات ، هنوز هم انگیزه های جدی وجود دارد؛ به نظر می رسد جناح دوم خرداد، بیش از جناح رقیب ، در پی تحریک این احساسات است ، اما آیا توش و توان این کار را دارد؛ باید تا خرداد و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نهم ، صبر کرد.
انگیزه های 2 جناح
آیا شهروندان ، از عملکرد 2 ساله شوراهای شهر و شهرداری ها و نیز رفتار چندماهه مجلس شورای اسلامی توانسته اند به یک ارزیابی دقیق از جریان اصولگرا برسند و آیا حاصل این ارزیابی آن است که قدرت را در قوه مجریه به دست همان هایی بسپارند که در 8 سال گذشته سپرده اند؛ جناح دوم خرداد، با دفاع از عملکرد 8 ساله و به گردن دیگران انداختن ناکارآمدی هایش ، همه تلاش خود را به کار می برد تا خودش را یک بار دیگر اثبات کند.
این جناح به دلیل از دست دادن پایگاه شوراها و مجلس ، حفظ قدرت را تنها راه ماندگاری می داند. جناح اصولگرایان نیز با اعتقاد به این که هر چه مجلس و نهادهای مدنی قوی باشند ، دولت ضعیف ، برآیند کارشان را نابود می کند، به دنبال نوعی هماهنگی و یگانگی بین قوه مقننه و قوه مجریه هستند. انگیزه های هر دو جناح ، به اندازه کافی جذابند که بتوانند افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهند و آنها را پای صندوق های رای بکشاند. میزان حضور مردم در انتخابات ، در واقع معیار محاسبه توان 2 جناح سیاسی کشور برای طلب مشارکت شهروندان است .