روسیه و سیاست ابهام

ولادیمیر پوتین ، رئیس جمهور روسیه در پایان سفر اخیر حسن روحانی ، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان به مسکو مواضعی درباره فعالیت های هسته ای ایران اتخاذ کرد که می توان از آن به عنوان نقطه مثبت و روشنی در کارنامه دیپلماسی روسیه در برابر ایران یاد کرد.
کد خبر: ۵۹۶۷۳

وی با تاکید بر این که روسیه به صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران متقاعد شده است ، تایید کرد که ایران در پی ساخت سلاح هسته ای نیست و به همین دلیل روسیه به همکاری خود با ایران در این زمینه ادامه خواهد داد. این که روسیه به عنوان کشور بزرگ هسته ای و یکی از اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل و بزرگترین همسایه ایران به این صراحت و شفافیت به صلح آمیز بودن برنامه های هسته ای ایران اعتراف و بر نیات صلح آمیز ایران تاکید می کند ، فی نفسه امری مثبت و موفقیتی قابل توجه برای سیاست هسته ای ایران به شمار می آید. اما آیا می توان این موضع گیری پوتین را نقطه مثبتی در کارنامه دیپلماسی روسیه در برابر ایران به شمار آورد؛ پاسخ این پرسش چندان روشن نیست ، چرا؛ از مدتها پیش افکار عمومی ایران نسبت به سیاست های دولت روسیه با دیده تردید و بی اعتمادی می نگرد. لازم نیست خیلی به گذشته های دور برگردیم و از حافظه تاریخی ملت ایران کمک بگیریم . در واقع نگاهی به تحولات دو دهه گذشته در مناسبات ایران و روسیه توجیهات کافی برای این ادعا فراهم می آورد. مردم ایران از سالها پیش یعنی بسی پیش از آن که پرونده هسته ای ایران در شورای حکام آژانس به مساله ای سیاسی و امنیتی توسط امریکا مبدل شود ، در انتظار بوده اند تا ببینند روسها سرانجام چه زمانی به وعده های خود در تکمیل نیروگاهی که ابتدا قول انجام آنرا در عرض 2سال داده بودند ، عمل خواهند کرد. روسها از ابتدا این طرح را که بهتر از همه می دانستند و می دانند ماهیتی مطلقا اقتصادی و فنی و مآلا ماهیت صلح آمیز دارد وسیله امتیازخواهی از ایران ، امریکا و اروپا قرار دادند و بارها و بارها به موازات دادن وعده های پایان ناپذیر به ایران درباره اتمام آن ، با امریکایی ها و متحدان آنها بر سر آن چانه می زدند و هر بار انجام کار را به بهانه ای به تاخیر می انداختند. اینک پس از کش و قوسهای بسیار طولانی که خسارات مالی و فنی فراوانی به طرف ایرانی وارد کرده است ، آقای پوتین به موضوعی که شاید همواره بهتر از همگان بر آن وقوف داشته است (صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران) اعتراف می کند و وعده ادامه همکاری با ایران را (باز هم بعنوان یک امتیاز سیاسی) مطرح می کند. مشکل این است که نمی دانیم این نظر آقای پوتین تا کی اعتبار خواهد داشت . آیا این موضعگیری تا زمانی که روسیه از امضاء قرارداد سودآور بازگشت سوخت نیروگاهی مطمئن باشد اعتبار خواهد داشت یا تاکتیکی پیش از دیدار پوتین و بوش در براتیسلاوا بوده و یا این که این موضع از این پس سیاست ثابت روسیه خواهد ماند. برای دیپلماسی یک کشور بزرگ این نکته مثبتی نیست که مواضع و جهت گیری های آن تا بدان حد تحت الشعاع منافع گذرا و کوتاه مدت و نگرشهای تاکتیکی قرار گیرد که نه دوستان و نه دشمنان آن نتوانند جهت گیری های آن کشور را درک و راهبردهای خود را در قبال آن تعریف نمایند. نمونه ای از این امر موضعگیری های روسیه در نشستهای گذشته شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره پرونده هسته ای ایران بوده است که هرگز نمی شد انطباق دقیقی میان آن مواضع با اظهارات غالبا دوپهلویی که روسها در خارج از آژانس به حمایت از ایران اتخاذ می کردند ، پیدا کرد. به هر حال دستاوردهای مذاکرات اخیر ایران و روسیه را از دیدگاهی ایستا باید مثبت ارزیابی کرد ولی از منظری پویا نباید جانب حزم و احتیاط را فرو گذاشت. یک ضرب المثل قدیمی هست که می گوید برای این که دیگری را بشناسیم بهتر است بیشتر به دستهایش نگاه کنیم تا به دهانش.

محمد میناوند
دکتری علوم سیاسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها