گناهی نابخشودنی

آمار نشان می دهد که سال 1383 ، دولت بیش از 3 هزار میلیارد تومان بابت یارانه بنزین پرداخت کرده است. این بدان معنی است که سرانه پرداخت یارانه بنزین برای هر ایرانی ، 45 هزار تومان بوده و
کد خبر: ۵۹۶۳۳
یک خانواده 5 نفره باید معادل 225 هزار تومان از یارانه بنزین بهره مند شده باشد ؛ اما آیا واقعا همه خانواده ها و شهروندان ایرانی چه در شهر و چه در روستا از این پرداخت ها نصیبی برده اند؛
سهم یک خانواده شهری که احیانا 2 یا حداقل یک خودرو در اختیار دارد با سهم یک خانوار روستایی یا یک خانوار شهری که از تمکن مالی لازم برای خرید خودرو برخوردار نیست ، چه نسبتی دارد؛ شکاف بزرگی بین 2 سر این طیف وجود دارد، به گونه ای که سرانه برخورداری ثروتمندان و طبقه متوسط بالا از این ثروت ملی به چندین برابر سرانه میانگین فوق الذکر می رسد و چه بسا خانوارهای متمکن به میزان 10 میلیون ریال در سال از یارانه بنزین برخوردار می شوند، حال آن که خانوارهای فاقد خودرو که 70 تا 80 درصد خانواده های ایرانی را شامل می شود ، به طور مستقیم تقریبا صفر درصد و به طور غیرمستقیم هم حداکثر چند درصد انگشت شمار از یارانه های دولتی بنزین را در زندگی خود موثر یافته اند.
برای نگاه جامع به این مساله باید سایر یارانه هایی را هم که در عمل به جیب طبقه مرفه و برخوردار جامعه می رود نظیر یارانه های بخش خدمات از جمله در حمل و نقل هوایی به حساب آورد. باید اضافه کرد دولت ، خود نیز سهم عمده ای از این یارانه ها را به خویش اختصاص می دهد ، زیرا در کشوری که دولت ، بسیار بزرگ و حجم قابل ملاحظه ای از اقتصاد در اختیار شرکتهای دولتی است ، تقاضای دولت برای خرید کالا و استفاده از خدمات ، تقاضایی بزرگ است.
به عبارت دیگر ، دولت خود در راس مصرف کننده های یارانه هاست و شاید از همین نظر ، در برابر نظرات کارشناسی برای اصلاح نظام تخصیص و توزیع یارانه ها در مجموعه دولت (به معنای اعم آن) همچنان مقاومت وجود دارد و کشور پس از یک دهه یا بیشتر بحث درخصوص این ضرورت ، همچنان سر در گم است. واقعیت این است که مخالفت در برابر تغییر نظام پرداخت یارانه ها بیشتر از جانب کسانی ابراز می شود که بهره مندی بیشتری از این یارانه ها دارند ، برخلاف آنچه معمولا مطرح می شود و اقشار آسیب پذیر و کم درآمد را از تغییر وضع موجود نگران نشان می دهند.

  • خانوارهای فاقد خودرو به طور مستقیم صفر درصد از یارانه های دولتی بنزین را در زندگی خود موثر یافته اند

  • البته بدیهی است ، اگر قرار باشد هر تغییری ، وضع را برای کم درآمدها بدتر کند ، آن تغییر نامطلوب خواهد بود، ولی فرض بنیادی اصلاحات در این خصوص آن است که کاهش شکاف بهره مندی از یارانه های مستقیم و غیرمستقیم و بهبود عایدی کم درآمدها، هدف است.
    افزون بر تعمیق و گسترش شکاف درآمد و رفاه در جامعه ، پرداخت یارانه ها به شیوه کنونی بخصوص یارانه سوخت ، مشکلات و پیامدهای نامیمون دیگری را برای کشور به همراه داشته است.
    ترافیک و آلودگی هوا بخصوص در شهرهای بزرگ که به گونه ای روزافزون ابعادی دهشتناک می یابد ، بیش از هرچیز حاصل پرداخت یارانه به مصرف کنندگان سوخت است.
    اگرچه قصد نداریم سایر عوامل موثر در استفاده شهروندان از خودروهای شخصی را نادیده بگیریم و از علل دیگر موجه این بحران ها غفلت ورزیم ، اما در مقایسه ای ساده با کشورهایی همچون آلمان ، فرانسه و انگلستان که از نظر تعداد جمعیت تقریبا همتای کشور ما به حساب می آیند و در عین حال ، از نظر مساحت کوچکتر هستند، مشاهده می شود که مسائلی نظیر ترافیک و آلودگی هوا که بیشتر ناشی از تردد خودروهای شخصی است ، در کشور ما بسیار حادتر از آن کشورهاست.
    با وجود آن که تعداد خودروها در این 3 کشور نمونه ، به طور متوسط 10 برابر تعداد خودروها در کشور ماست ، اما قیمت سوخت در این کشورها حدود 7برابر قیمت آن در ایران است.
    البته برای قیاس بهتر، باید بهای سوخت را با قیمت خودروها سنجید. در این صورت ، مشاهده می شود نسبت قیمت یک لیتر سوخت به قیمت یک خودروی معمولی در بازار اروپا چیزی حدود یک به 10 هزار در بازار ایران با وجود پرداخت یارانه بر مصرف سوخت به جای اخذ مالیات بر مصرف سوخت یک به 100 هزاراست.
    با این وصف تعجبی ندارد که هر صاحب خودرو در کشور ما بدون توجه به کیفیت حمل ونقل عمومی ، مایل باشد از خودروی شخصی استفاده کند ؛ درست برخلاف آنچه در کشورهای پیشرفته رایج است.در واقع ، هم اروپایی ها و هم ایرانی ها هر دو از یک منطق استفاده می کنند ؛ یعنی هر دو به باصرفه بودن و راحتی در سفرهای درون شهری توجه دارند ، این در اروپا ، به معنی گرایش به سیستم حمل ونقل عمومی و در ایران به معنی استفاده از خودروی شخصی است.
    رشد بی رویه مصرف برق در کشور که به رغم افزایش چشمگیر و بی سابقه تولید برق در سالهای اخیر ، به چالشی جدی تبدیل شده است ، از دیگر نمودهای فقدان الگوی مصرف صحیح در جامعه ماست که اگر به همین منوال ادامه یابد ، در آینده نزدیک نفت و گازی برای صادرات باقی نمی گذارد ؛ چرا که میزان تولید و مصرف کشور بتدریج برابر می شود.
    البته کشورهای توسعه یافته بیشترین میزان مصرف برق را دارند. ولی واقعیت این است که بخش عمده ای از مصرف برق در این کشورها صرف تولید می شود و در بخشهای گوناگون صنعت ، کشاورزی و خدمات ، ارزش افزوده ایجاد می کند. در کشور ما اما وضع به گونه ای دیگر است.
    در ایران که امروزه ظرفیت اسمی تولید برق به 36000 مگاوات رسیده و از این نظر در جایگاه نوزدهم جهانی قرار دارد، متاسفانه بخش عمده گرانترین نوع انرژی تلف می شود. فرهنگ نادرست مصرف ، مصرف بی رویه در ادارات دولتی ، فقدان نظارت بر ساخت و سازها و طراحی سیستم های روشنایی و تهویه ساختمان ها، چراغانی های بی رویه و خارج از کنترل در مناسبت های مختلف و... از جمله علل رشد بی رویه مصرف انرژی گرانقیمت برق در کشور ما به شمار می آید و چنانچه توجه کافی به آن مبذول نشود و مجموعه ای از راه حل های کوتاه مدت ، میان مدت و درازمدت پیش بینی نگردد ، می تواند در روند توسعه کشور مشکل جدی ایجاد کند. حال که در آستانه گام نهادن در مسیری هستیم که چشم انداز 20 ساله توسعه کشور پیش روی ملت ما گشوده است و در حالی که برنامه چهارم توسعه را در سال 84 آغاز می کنیم ، جا دارد که مسوولان ، رسانه ها و مردم همه و همه بیشتر درباره این واقعیت ها بیندیشیم و به دلایل موردی و مقطعی و خاص ، منافع کلان و عام و دراز مدت کشور را از دست ندهیم.



    علیرضا سلیمانی زاده
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها