امریکا ؛ براندازی خاموش

اگرچه جریان افراطی داخلی می کوشد با بزرگنمایی خطر حمله امریکا به ایران و ارائه تصویری از جنگ طلب بودن جریان مقابل ، بهره برداری های مورد نظر خود را بنماید اما تحلیلگران بر این اعتقادند که واشنگتن اصولا نمی تواند راهبرد جنگی را ، شبیه آنچه در افغانستان و عراق آزمود ، در قبال ایران به کار گیرد زیرا:
کد خبر: ۵۹۳۷۳

اولا) امریکا در 2 کشور یادشده و بویژه در عراق بشدت زمین گیر شده است. مقاومت های داخلی عراق با همه تفاوت های ساختاری و حتی مبنایی خود ، در ضرورت خروج یا اخراج اشغالگر به وحدت می رسد و راهبردی که شیعیان بویژه با پیروزی قاطع در انتخابات اخیر تعقیب می کنند ، موید این نظر است. از این رو امریکا نمی تواند در شرایطی که 2پرونده سابق را با موفقیت نبسته است ، گشودن فایل جدیدی را در دستور کار خود قرار دهد.
ثانیا) ساختار حکومتی ، میزان مشارکت عمومی ، پشتیبانی ملت از حکومت ، روحیه عمومی و سایر مولفه های موثر در انسجام ملی ایرانیان با آنچه در افغانستان و عراق می گذشت ، متفاوت است.
ثالثا) حجم مناسبات و تعلقات تهران با سایر کشورهای دنیا که برخی از آنها بازیگران مطرح عرصه روابط بین الملل هستند ، با رژیم طالبان یا رژیم در آستانه سقوط بعث در سال 2003 تفاوت ماهوی دارد. تهران با درک درست از مفهوم ژئوپلتیک ، وابستگی سایر بازیگران را به خود افزایش داده و از این رو امنیت خود را تقویت کرده است.
رابعا) اگر چه جمهوریخواهان افراطی توانستند در ماجرای عراق سازه های بین المللی (نظیر سازمان ملل متحد) را دور بزنند اما نسبتا در برقراری نوعی ائتلاف موفق بودند. این موفقیت برای ایجاد اجماع در حمله به ایران قابل تکرار نیست ، چرا که اروپای در اندیشه نقش آفرینی از همراهی سر باز خواهد زد و قدرتهای جدید اقتصادی که از آینده حاکمیت یک کشور بر منابع انرژی جهان بیمناک هستند موضع خواهند گرفت.
خامسا) جریان افراطی کاخ سفید بتدریج از صحنه سیاستگذاری دور می شود. می دانیم که در بین نومحافظه کاران حاکم بر کاخ سفید اصولا 2 جریان وجود دارد. هر دو جریان که بر ضرورت تغییر رژیم در ایران اتفاق نظر دارند ، بسته به تفاوت فهم خود از شرایط داخلی و بین المللی ، دو رهیافت را تعقیب می کنند. گروهی افراطی به دنبال تکرار سناریوی عراق هستند و گروهی دیگر به شیوه های ظاهرا دمکراتیک علاقه نشان می دهند. جالب آن که رفته رفته نگره دوم در حال تثبیت است و حتی افرادی چون مایکل لدین که بیشتر در گروه اول جای می گیرد ، در مقاله اخیر خود ضمن تاکید بر ضرورت تعقیب «استراتژی انقلابی» از «آتشبار سیاسی» نیز یاد می کند و صریحا می گوید که «روشهای از میان برداشتن جمهوری اسلامی ایران ، جنگ نیست بلکه روشهای دمکراتیک و رفراندوم به عنوان اولین گام آن است». وقتی این دیدگاه در کنار مقالات و گزارش هایی که اخیرا گروه دوم تهیه کرده اند ، قرار می گیرد زوایای پنهان جنگ نرم وضوح بیشتری می یابد. به عنوان مثال در گزارش «کمیته بررسی خطرات موجود» ضمن اشاره به نقش موثر سفارت امریکا در ورشو در هدایت مخالفت های مردمی با رژیم کمونیستی و تصریح ضرورت راه اندازی سف روش در خدمت بیگانگان استفاده نمایند. امریکا در تهران به احیای جنبش دانشجویی در ایران و استفاده از ظرفیت سایر اصناف اشاره می کند. در این گزارش از جوانان و زنان به عنوان عوامل اصلی تغییر یاد شده و بر مبادلات آکادمیک ، فرهنگی و حرفه ای تاکید شده است . این گزارش ضمن اشاره تلویحی به تجربه های موفق خود در گرجستان و اکراین می گوید: «فعالان جوان از کشورهای دمکرات می توانند به عنوان توریست برای ملاقات با همتایان ایرانی خود بروند و به تظاهرات بپیوندند.» فعال کردن موسسات غیردولتی امریکایی در ایران ، فشار در حوزه فعالیت های هسته ای و مبارزه جهانی با موادمخدر ، استفاده از دادگاه های بین المللی یا محلی نظیر آنچه در میکونوس اتفاق افتاد، صدور حکم بازداشت مقامات عالیرتبه ایران توسط پلیس بین الملل (شبیه آنچه در مورد رئیس جمهور لیبریا انجام شد) ، تداوم تحریم های سخت ، راه اندازی و کمک مالی به رسانه های دیداری و شنیداری و تقویت موج سکولار برای انزوای روحانیت از دیگر شیوه هایی است که در براندازی خاموش پیشنهاد شده است . جین شارپ یکی دیگر از تئوریسین های امریکایی نیز در کتابی که چندی پیش منتشر کرده است ، 198 روش برای اقدام بدون خشونت در تغییر حکومت ها پیشنهاد می دهد. این روشها طیف وسیعی را شامل می شود از بیانیه نویسی و برگزاری انتخابات نمادین و سوگواره و تحصن و روزه سیاسی تا آشوبهای صنفی ، اعتصاب از طریق استعفا ، خروج اعتراضی ، تحریم انتخابات و نافرمانی مدنی . هرچند متاسفانه مرور این شیوه ها نشان می دهد طیف افراطی داخلی در سالهای گذشته تا چه حد متاثر از چنین نسخه هایی بوده اند و ممکن است در سیاستهای آتی خود از همین 198 روش در خدمت بیگانگان استفاده نمایند. اطلاع از راهبرد غالب نومحافظه کاران و همچنین آشنایی با شیوه های براندازی که عمدتا در سایر کشورها تجربه شده اند و بازخوانی انقلاب های رنگارنگی که مشخصا در کشورهای رهایافته از تسلط مسکو اجرا شد ، هم برای مسوولان و هم برای مردم ضروری است . در شرایطی که حمله مستقیم امریکا به ایران و به عبارتی جنگ سخت کاملا منتفی دانسته می شود باید هوشیارانه ، روشهای خزنده جایگزین را شناسایی کرده ، خود را در مقابل آن تجهیز کنیم .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها