اولیای دم مقتول خواستار قصاص هر سه متهم پرونده شدند

جنایت؛ پایان ازدواج موقت

مینا هیچ‌وقت سعی نکرد مشکلاتش را با شوهرش حل کند، او هیچ‌وقت نخواست سوالات ذهن محمود را جواب دهد و او را از سوء‌ظنی که دچارش بود رها کند. شاید اگر آن روز تلفن همراه مینا را میلاد، مرد جوانی که با او رابطه داشت، جواب نمی‌داد درگیری اتفاق نمی‌افتاد و محمود حالا زنده ‌بود.
کد خبر: ۵۹۰۳۱۳

مینا، میلاد و احمد سه متهمی هستند که حالا به اتهام قتل و معاونت در قتل محمود در زندان هستند. آنها که دو هفته قبل در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده‌اند، همگی مدعی‌اند قرار نبود قتلی اتفاق بیفتد.

نماینده دادستان تهران که در جلسه دادگاه حضور داشت و از کیفرخواست دفاع کرد، می‌گوید این قتل کاملا عمدی بوده؛ اما هر سه متهم حالا جرمشان را انکار می‌کنند: مینا مدتی قبل از حادثه به صورت صیغه‌ای با مقتول ازدواج کرده بود و در این میان اختلافاتی بین آنها به وجود آمد.

آن طور که تحقیقات پلیس نشان داده‌ است مینا روز حادثه برای این‌که محمود (مقتول) را تحریک کند وقتی محمود با او تماس گرفت گوشی تلفن را به پسر جوانی به نام میلاد داد که در خانه او حضور داشت و همین محمود را بیشتر عصبانی کرد. متهمان، مقتول را تهدید کردند و یک بار برای به قتل رساندن او به خانه مقتول در کرج رفتند، اما وقتی مقتول در را باز نکرد آنها شیشه خودرویی را که در حیاط خانه بود، شکستند. همین کار باعث تحریک مقتول ‌شد. متهمان آن روز بلافاصله به خانه مینا در تهران بازگشتند، در حالی که می‌دانستند محمود به آنجا می‌آید. ساعتی بعد محمود از راه رسید و با مینا درگیر ‌شد. احمد، میلاد و مینا دست‌وپای محمود را بستند و برای ساکت کردن این مرد او را به اتاق ‌بردند، احمد بالشی برای خفه‌کردن او در اختیار میلاد گذاشت و میلاد هم با فشار دادن سر مقتول روی بالش او را به قتل رساند.

دادسرا با توجه به آنچه اتفاق افتاده و بازجویی‌هایی که از متهمان انجام شده ‌است معتقد به مباشرت در جرم برای میلاد است، چرا که او سر مقتول را روی بالش فشار داده و او را به قتل رسانده ‌است.

دادسرا برای دو متهم دیگر هم اتهام معاونت در قتل در نظر گرفته ‌است، چرا که اولا آنها مقتول را تحریک کردند و به قتلگاه کشاندند. دوم این‌که دست و پای مقتول را بستند تا میلاد او را راحت‌تر به قتل برساند. حتی احمد بالش را برای این‌که مقتول را خفه کنند به میلاد داد. آنها بعد از قتل برای تطهیر خود با اورژانس تماس گرفتند، اما مدارکی که ما از متهمان داریم کامل است و آن را برای بررسی به دادگاه ارائه کرده‌ایم و انکارهای متهمان چندان نمی‌تواند تاثیرگذار باشد؛ البته تصمیم‌گیرنده نهایی هیات قضات هستند.

عروس سابقم مجرم است

پدر مقتول، مینا را عامل قتل می‌داند، چرا که او پسرش را به قتلگاه کشاند. او می‌گوید: من از رابطه پسرم با مینا خبر نداشتم و فکر نمی‌کنم آنچه مینا می‌گوید درست باشد، چرا که اگر پسرم با زنی حتی به صورت صیغه‌ای ازدواج می‌کرد من باخبر می‌شدم. پسرم جوانی رعنا با موقعیت بسیار خوب بود، دلیلی نداشت با زنی با دو فرزند بزرگ ازدواج کند و می‌توانست با دخترانی باموقعیت بهتر تشکیل خانواده بدهد.

دوم این‌که اگر مینا همسر پسرم بود چه دلیلی داشت جایی دیگر زندگی کند و چرا نقشه قتل پسرم را کشید؟ کدام زنی به این شکل شوهرش را می‌کشد؟ اگر او روز حادثه وقتی پسرم تماس گرفت گوشی را به میلاد که جوانی غریبه بود، نمی‌داد و اگر او را به خانه‌اش نمی‌کشید، این اتفاق نمی‌افتاد و پسرم حالا زنده ‌بود. مینا پسرم را به خانه‌اش کشاند تا او را به قتل برساند و من برایش درخواست قصاص کرده‌ام، البته برای هرسه نفر درخواست قصاص کرده‌ام.

از نظر من هرسه آنها در قتل پسرم دخیل هستند و باید مجازات شوند. من و همسرم دو فرزند بیشتر نداشتیم و آنها یکی از پسران​مان را از ما گرفتند. محمود فرزند بزرگ من بود و مینا و همدستانش برای کاری که کردند باید مجازات شوند.

او در مورد تخریب خودرو نیز می‌گوید: ماشینی که متهمان تخریب کردند متعلق به فرزند کوچکم بود. مسعود، پسر کوچکم آن روز ماشینش را به برادرش داده ‌بود تا کارهایش را انجام بدهد. آنها بعد از این‌که به خانه محمود رفتند و نتوانستند او را راضی به بیرون آمدن و کشتن کنند، ماشین مسعود را تخریب کردند تا پسرم را تحریک کنند. آنها بالاخره موفق شدند. او را از خانه بیرون کشیدند و به قتل رساندند.

مینا عامل این جنایت است. تا مجازات کامل او من از پا نمی‌نشینم. اگر او پسرم را این طور که مدعی است دوست داشت، اجازه نمی‌داد جلوی چشمش سرش را روی بالش فشار دهند و او را بکشند. اجازه نمی‌داد دست و پایش را ببندند و کتکش بزنند، حتی خودش با آنها همکاری کرده ‌است، پس باید تاوان کارش را پس دهد.

آنها هرسه باید مجازات شوند. خسارتی که آنها به خانواده من وارد کردند آن قدر سنگین است که با هیچ‌چیز جبران نمی‌شود. اگر فرزندم را به من بازگردانند از قصاص گذشت می‌کنم، در غیر این صورت باید مجازات شوند.

شوهرم را دوست داشتم

مینا که همه انگشت اتهام را به سوی او می‌گیرند و او را عامل اصلی قتل می‌دانند، می‌گوید محمود را دوست داشت و هرگز راضی به مرگش نبود.

او می‌گوید: من و محمود مدت‌ها بود با هم آشنا بودیم. او از من خواستگاری کرد و من هم قبول کردم به عنوان همسر صیغه‌ای‌اش باشم. ما شش ماه صیغه داشتیم و در این مدت هم من با محمود زندگی می‌کردم، اما مدت زمان زیادی نگذشت که متوجه شدم خیلی بدرفتار است.

او من را خیلی اذیت می‌کرد. کتکم می‌زد. وقتی عصبانی می‌شد آن قدر من را کتک می‌زد که اصلا نمی‌توانستم در برابرش مقاومت کنم و چندبار هم به بیمارستان رفتم. البته او هر بار وقتی آرام می‌شد عذرخواهی می‌کرد و خیلی منطقی می‌شد و کارهایی می‌کرد که فکر می‌کردم واقعا دوستم دارد.

او مرد خوبی بود و اگر عصبانیتش را کنترل می‌کرد برای هر زنی ایده‌آل بود؛ اما وقتی عصبی می‌شد با تمام قدرتش کتک می‌زد. همین باعث شد تصمیم بگیرم از او جدا شوم. یک ماه از صیغه مانده بود که گفتم دیگر نمی‌خواهم به زندگی مشترک ادامه بدهم و خواستم از هم  جدا شویم.

اول قبول کرد، اما بعد پشیمان شد، می‌خواست هرطور شده من را برگرداند و به همین علت هم عکس‌های خصوصی من و دخترانم را برداشته بود و مدام تماس می‌گرفت و تهدید می‌کرد اگر برنگردی آنها را پخش می‌کنم.

روز حادثه هم میلاد که خواستگار قبلی دخترم بود در خانه ما بود. وقتی دید محمود مرتب با من تماس می‌گیرد و فحاشی می‌کند گفت بگذار من جواب بدهم؛ همین کار را بدتر کرد.

محمود گفت حالا می‌آیم و تو را می‌کشم. من از احمد که دوست مشترک من و محمود بود، خواستم با ما بیاید و مقابل خانه محمود برویم شاید بتواند او را راضی کند و فیلم‌ها را بگیرد و همه چیز تمام شود. با هم به سمت خانه محمود رفتیم. هرچه در زدیم او نیامد. میلاد که کمی هم مست بود چوبی را پرت کرد که باعث شکسته شدن شیشه ماشین شد.

ما نمی‌دانستیم ماشین متعلق به برادر محمود است. بعد راه افتادیم و به خانه برگشتیم. وقتی رسیدیم می‌خواستم وسایلم را بردارم و همه با هم برویم که یکدفعه محمود در را شکست و وارد خانه شد. او من را کتک زد، خیلی بد کتک می‌زد.

این زن ادامه می‌دهد: میلاد و احمد خواستند به من کمک کنند از دست او رها شوم. فریاد می‌زد و آبرویم را برده ‌بود. همسایه‌ها آمده ‌بودند. من گفتم دست‌هایش را ببندید که داد نزند تا پلیس را خبر کنیم، محمود حالش خوب نبود، دستم را زخمی کرد.

رفتم که دستم را تمیز کنم، وقتی برگشتم متوجه شدم میلاد سر او را محکم روی بالش فشار داده و او مرده‌ است. بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم، اما کار از کار گذشته‌ بود. من نمی‌خواستم محمود بمیرد. او را خیلی دوست داشتم، مهربان بود، هرچند رفتار خشنی داشت اما خیلی دوستش داشتم.

اگر می‌خواستم محمود بمیرد با اورژانس تماس نمی‌گرفتم. من به پدر و مادر او حق می‌دهم ناراحت باشند، اما وقتی او مرا کتک می‌زد به حدی خشن رفتار می‌کرد که بیهوش می‌شدم والدین مقتول نبودند که ببینند چه برسرم آمده و چقدر بدحال هستم. با این حال از آنها عذرخواهی می‌کنم و درخواست بخشش دارم. میلاد پسرجوانی است که خواست به من کمک کند، خواهش می‌کنم او را قصاص نکنید.

میلاد نیز اتهام قتل را می‌پذیرد، اما می‌گوید عمدی در کار نبود و محمود ناخواسته فوت شد. متهم ردیف سوم پرونده اما خودش را بی‌گناه می‌داند.

مرجان لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها