در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

آنقدر اصرار کردند که بعد از آمادهشدن سه پُک پشتسرهم زدم. سنگین شده بودم، شاید هم سبک. حسابی گیج میزدم و کنترل حرکاتم از دستم خارج شده بود. همانجا روی کاناپه دراز کشیدم. روی هیچ چیز حتی جسمم تمرکز نداشتم. روانپزشک میگوید مثل سیگار است که بار اول مصرف، حالت تهوع و سردرد به فرد دست میدهد، تا زمانی که بدن تحمل کند. میگوید اگر دو، سه بار دیگر مصرف میکردی، آن وقت حشیشی میشدی!
دکتر علی مهدوی، متخصص اعصاب و روان میگوید از لحاظ تقسیمبندی روانپزشکی برای وابستگی به حشیش تعریف خاصی نشده، اما در تقسیمبندیهای جدید جزو مواد اعتیادآور محسوب میشود. در برخی ایالات آمریکا مصرف آن تا دو گرم آزاد شده، اما خیلیها با این هم مخالفند. مصرف حشیش علائم اعتیادآور دارد، اما این علائم نسبت به موادی مثل شیشه خفیفتر است.
***
چند بار که مصرف کنی میگیردت! شاید بار اول این طور بوده. جوانها بیشتر از افراد مسن مصرف میکنند و پسرها معمولا بیشتر از دخترها، شاید به دلیل افزایش تحرک و بالا و پایین پریدن باشد. مصرف زیاد به دلیل تبلیغاتی نیست که در فیلمهای هالیوودی دیده میشود، بلکه به دلیل تاثیراتی است که خود مصرفکننده بعد از مصرف در بدنش میبیند.
مصرف آن بالاست شاید به این دلیل که در آن اعتیاد معنا ندارد یا مثل مواد مخدر دیگر تاثیری در ظاهر فرد نمیگذارد؛ مثل تریاک چشمها قرمز یا دندانها زرد نمیشود و...
در ایران، مساله گیر افتادن و جای امن برای مصرف، محدودیتهایی ایجاد میکند.
هر کسی پس از مصرف فاز خودش را میگیرد؛ گوشدادن به موزیک، نقاشیکشیدن، حرفزدن، دویدن، نوشتن، خواندن و رانندگی، گاهی هم افراد دوست دارند فاز منفی بگیرند و به چیزهای منفی فکر کنند و احساساتشان تشدید میشود. حالت ناراحتی و گریه هم وجود دارد.
مصرف زیاد باعث تشدید میل جنسی هم میشود. گاه بحرانهای روحی فرد را به سمت مصرف پیش میبرد.
سعید صفاتیان، مدیرعامل موسسه دانش اعتیاد میگوید: میزان اثر این ماده در افراد مختلف به عوامل متفاوتی بستگی دارد؛ میزان ماده اثرگذار آن یا همان THC به انتظاری که فرد از ماده مصرفی پس از مصرف دارد، تجربه قبلی فرد از مصرف، محل مصرف و این که به تنهایی مصرف شده یا به طور مثال همراه با الکل بوده فرق دارد، البته شخصیت فرد و حال روحی او پیش از مصرف را در واکنش به مصرف این ماده نباید از نظر دور داشت.
وی نظرات درباره تاریخچه مصرف این مواد را متفاوت میداند؛ به مصرف حشیش در کتاب اوستا اشاره شده است. خوانندههای رَپ که از آمفتامینها برای ایجاد هیجان بیشتر استفاده میکردند، خیلی زود و در جوانی مُردند. تبلیغ مصرف حشیش به فیلمهای هالیوودی هم مربوط میشود.
او علت مصرف را در سه حوزه فردی، خانوادگی و اجتماعی بررسی میکند؛ علل فردی میتواند به مشکلات روانی افراد ربط داشته باشد. افرادی که ضعیف هستند و قدرت مقابله با مشکلات را ندارند، فکر میکنند بهترین درمان برای از بینبردن فشارهای روانی یا هیجانات روانی مصرف مواد است. افراد افسردهای که اختلال شخصیت دارند و مضطرب هستند نیز میتوانند جزو این دسته قرار بگیرند.
***
اصرار میکردند تو هم باید مصرف کنی. میگفتند بعد از مصرف میفهمی چقدر فرق میکنی! میگفتند داروهایی را که روانپزشکت تجویز کرده کنار بگذار. آنها شیمیایی هستند. این ماده مصرفی طبیعی است. حالت را خوب میکند و مدام اصرار میکردند.
دکتر مهدوی میگوید، این که حشیش یا گِرَس (علف) و... بتواند جای داروهای روانپزشکی را بگیرد، اشتباه محض است. حشیش هیچ چیز را درمان نمیکند. ممکن است نشئگی، علائم افسردگی را به صورت کوتاه مدت رفع و فرد را کمی سرحالتر کند، اما درمان نیست. در سیستم عصبی نوسان به وجود میآید، علائم افسردگی به طور موقت کاهش پیدا میکند و ترک آن دوباره افسردگی را به سراغ آدم میآورد.
او میگوید؛ درست است که مادهای طبیعی است، تریاک هم طبیعی است! اینها توجیهاتی است که مصرفکنندهها برای مصرف خود میآورند. ضمن این که کسانی که مصرف میکنند، دوست دارند چند نفر دیگر هم با آنها همراه باشند تا راحتتر استفاده کنند.
دکتر صفاتیان فراتر میرود و میگوید؛ افراد تحصیلکردهای هستند که مصرف حشیش و مواد مخدر دارند. در کشورهای پیشرفته میزان مصرف با این که سطح آگاهی زیاد است، بالاست. هرچند اطلاعات شخص بالا است، اما باور به مضرات آن برای برخی افراد سخت است و نوعی وابستگی براثر تغییرات هورمونی در این افراد به وجود میآید.
او میگوید آنچه روانپزشک تجویز میکند، قابل کنترل است، سالم است و هزینه کمتری دارد. در ضمن عوارض آن هم کمتر است، ترک کردن آن نیز راحتتر.
از نظر او خردهفرهنگهایی در مصرف مواد مخدر وجود دارد که فرد همیشه ادعا و افتخار میکند که بیشتر از طرف مقابل مصرف کرده برخلاف تریاک.
***
دکتر روانپزشک از او پرسید دراگ مصرف میکنی؟ او گفت؛ تفریحی گاهی اوقات بله. میگوید دکتر خیلی صریح نگفت مصرف نکن شاید چون میدانست تاثیری ندارد، اما گفت یادت باشد از واقعیت دورت میکند.
گذر زمان را یک جور دیگر احساس میکند. با مصرف به یک سرخوشی میرسد؛ حالت سرخوشی، حس شوخی و خنده و تمرکزی عجیب. برای این تمرکز، اصطلاح قفل کردن را به کار میبرد. این که روی هر چیزی ممکن است تمرکز کنی و تمام حس و فکرت معطوف به آن شود؛ پرنده، ماه، سنگ، حرفهای یک آدم دیگر و... قفل کردن، چیز خوبی نیست بهتر است فازت را عوض کنی مثلا یک موزیک خوب گوش کنی یا در تحرک باشی، مثلا بدوی.
چرا آنها که به مصرف اصرار دارند، همیشه هنرمندان و بازیگران را مثال میزنند؟ چرا دوست جوان ما پیش از اجرای کنسرتش مصرف میکند؟
دکتر مهدوی میگوید: نویسندگان و هنرمندان عاشق نوسان هستند. خیلی از نقاشها بهترین اثرشان را موقع افسردگی کشیدهاند. نوسان خلق باعث ایجاد حالاتی میشود که افراد به سمت خلق اثر هنری میروند. گاه برای ایجاد این نوسان، مواد مصرف میشود و با افزایش مصرف دیگر نمیتوان آن را قطع کرد. وی میافزاید: حشیش فعالیت مغزی را بیشتر میکند. گاه گفته میشود یک نفر سالهای زیادی است که مصرف میکند. عدهای یکی دو هفته مصرف میکنند، مدتی نشئگی را تجربه میکنند و مصرف دوباره لذت بیشتری به آنها میدهد. مصرف حشیش اعتماد به نفس را بالا میبرد، انرژی را زیاد میکند و خستگی را از بدن دور میکند. وابسته که بشوی کمکم راه هم که بروی باید مصرف کنی.
***
ذهنش را باز میکند، به آنچه در حالت عادی با فکرکردن به آن به نتیجه نمیرسد، وقتی بعد از مصرف فکر میکند، خلاقیتش بیشتر میشود و بهتر میتواند فکر کند و به اصطلاح مُخش باز میشود و یک جور دیگر میشود، اما این فکرکردنها گاهی مواقع کاذب هم میشود.
توهم دیداری و شنیداری با هر مخدری میتواند ایجاد شود بستگی به جنس ماده مصرفی، زمان و مقدار مصرف دارد برخی با مصرف مقدار کم هم دچار توهم شدهاند، اما این حالت عمومی نبوده است. احتمال دارد به شُش و کبدش آسیب وارد کند به این دلیل که مدت زمان زیادی دود و آتش را در ریه نگه میدارد.
دکتر صفاتیان، عوارض مصرف را در افراد مختلف متفاوت میداند به این دلیل که هورمونها به یک اندازه در افراد بالا نمیروند. برخی عوارض کوتاهمدت است؛ مثل اختلال در حافظه و یادگیری؛ با مصرف این ماده مشکلی که چند ساعت پیش وجود داشته فراموش میشود. در حواس بینایی، شنوایی و لامسه اختلال ایجاد میشود. فرد در درک زمان و مکان دچار اختلال میشود؛ ممکن است هنگام رانندگی فاصلهها را درست تشخیص ندهد یا چند متر را یک قدم ببیند!
بیخیال و نترس شدن یکی دیگر از عوارض کوتاه مدت مصرف است. فردی که از اجرای زنده یک برنامه برای صدها نفر ترس دارد با مصرف این ماده به اعتماد به نفسی کاذب دست پیدا میکند. مصرف که ادامه پیدا کند، فرد به مرور قدرت تجزیه و تحلیل خود را از دست میدهد. تغییرات هورمونی، حیرانی، اختلالات اضطرابی و به هم ریختن هورمونهای جنسی از دیگر عوامل بلندمدت مصرف است. مصرف به مدت طولانی باعث میشود نوعی اختلال در عملکرد رفتاری فرد در جامعه ایجاد شود. به اطرافیان حالت بیانگیزگی پیدا کند، بیتفاوت شود و برنامهریزی بلندمدتی برای زندگی خود نداشته باشد به طوری که معادلات مهم زندگی برایش جدی نباشد.
دکتر مهدوی میگوید: مصرف این مواد میتواند عوارض جسمی و کبدی به جای بگذارد. روی مسائل جنسی هم اثر میگذارد. این که میگویند میل جنسی را افزایش میدهد به این دلیل است که محرک است و باعث تحریک میل جنسی میشود. همه مواد، چند روز اول خوب هستند، اما وقتی وابسته میشوی، فقط مصرف میکنی که سرپا باشی.
مصرف طولانیمدت نوعی بیتفاوتی و هیجانات ساختگی به وجود میآورد که به مرور فرد در خودش فرو میرود؛ در جمع است، اما منفک از جمع.
آنچه فرد از مصرف این مواد عایدش میشود یکسره بد نیست. حتما چیزی به فرد میدهد که چهار، پنج هزار سال است آدمها درگیر آن هستند. باید ببینی چه چیزی از دست میدهی؛ عوارض جسمی، اجتماعی، قاچاق آن، درگیریهای قانونی و... آیا میارزد؟ اگر همه چیز آن بد بود مگر آدمها دیوانه بودند زمان و پولی را برای آن هزینه کنند! مثل این که پولی را بدهی و فقط کتک بخوری! آیا این عاقلانه است؟ اما آیا نشئگی یک ساعته به صدمهخوردن اعتبار فرد در خانواده و جامعه و آسیبهای جسمی او میارزد؟
کسانی که از الکل به میزان زیادی استفاده میکنند بعد از مدتی کبدشان دچار مشکل میشود یا از کار میافتد یا در خانه زن و بچهشان را کتک میزنند. در واقع، اعتیاد مساوی از دست دادن کنترل است.
***
جنگل را سکوت فرا گرفته بود. وسط درختهای بلند، گیاهی تنها و غریبه به زحمت دیده میشد. گیاه در مه بود. اطراف گیاه با چند تکه چوب و سنگ علامتگذاری شده بود. علامتهایی که با اولین باد پراکنده میشدند و گیاه باز گم میشد. از دور شبیه سنگ قبر بود. بچهها رفته بودند... .
کنجکاوها آسیبپذیرترند
در حوزه فردی، کنجکاوی هم میتواند از عوامل مصرف باشد. فرد مشتاق است بداند چطور میشود حالات خاصی به افراد پس از مصرف دست میدهد و این حالات در او چگونه است؟ تحریک میشود، مصرف میکند و پس از آن به ارزیابی مصرف خود در جمع مصرفکننده میپردازد و مورد تائید آنها هم واقع میشود. ضعف اراده در افراد و نیاموختن مهارت نهگفتن، سردرگمی و خستگی روح نیز از دیگر علل مصرف است.
شخصیتهای متزلزل و ناتوان در برخورد با ناکامیهای زندگی که ثبات عاطفی ندارند به این معنا که براحتی میخندند و به همان راحتی گریه میکنند در مصرف مواد تحریکپذیرتر هستند. و نقطه مقابل آن شخصیتهای ضداجتماعی که در محیط خانواده و جامعه خود درگیریهایی با دیگران دارند نیز جزو این دسته هستند.
حوزه خانوادگی را با این مثال میتوان توضیح داد که بزهکاری بیشتر در افرادی مشاهده میشود که در خانوادههای پرهرج و مرج و بیسامان رشد کردهاند، خانوادههایی که به لحاظ مالی وضع بسیار خوب یا بسیار بدی دارند و خانوادههایی که افراد در آن حریم یکدیگر را شکستهاند. سوای استثناهایی که در این زمینه وجود دارد، افرادی که خود را فاقد استقلال در محیط خانواده میبینند نیز تزلزلپذیرتر هستند. افرادی که در این خانوادهها رشد کردهاند، مستعد و آماده پذیرش مصرف مواد در جامعه میشوند.یکی از مهمترین علل مصرف مواد در حوزه اجتماعی در دسترس بودن آن است که البته به شرایط جغرافیایی و محل زندگی فرد هم بستگی دارد. عامل دیگر، بیکاری است. گرایشهای متفاوت گروه همسالان نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.
آساره کیانی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: