وقتی فرمانده اردوگاه از این جریان مطلع شد، دستور داد همه را بازجویی و شکنجه کنند. نوبت من که رسید پس از بازجویی، یکی از افسران عراقی کلتش را به طرفم نشانه گرفت و گفت: بگو دینار عراقی از کجا آمده وگرنه میکشمت؟
من در کمال خونسردی ناخودآگاه خندیدم. با مشاهده خنده من افسر عراقی کاملا متعجب شد و با عصبانیت گفت: به چه میخندی؟
گفتم: اگر بدانی ناراحت میشوی.
گفت: باید بگویی.
لبخند زدم و پاسخ دادم: ضامن کلت را نکشیدهای آن وقت تهدید به کشتن میکنی؟ افسر عراقی به کلت خود نگاه کرد و دید راست میگویم. عصبانیتر شد و گفت: در عراقالعظیم کلتهای ما، هم با ضامن و هم بیضامن شلیک میکند!
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد