مژده آزادی

رضا مرادی / آزاده: 28 ماه از اسارتم گذشته بود که یک روز بعد از نماز صبح خواب عجیبی دیدم. آن روز وقتی برای نماز صبح بیدار شدم، حال و هوای دیگری داشتم و مانند کسی که مدت‌ها انتظار صحبت با معبود خود را کشیده است به نماز ایستادم.
کد خبر: ۵۸۸۸۹۸

بعد از نماز گرچه تمایل داشتم ‌بیدار بمانم و باز هم عبادت کنم، ولی شدت خستگی این اجازه را به من نداد و بی‌اختیار خوابم برد. در خواب امام‌خمینی(ره) را زیارت کردم. ایشان به من فرمودند: «دیگر ناراحت نباشید، شما تا چند روز دیگر آزاد خواهید شد و به وطنتان باز خواهید گشت.» صبح وقتی از خواب بیدار شدم تمام صحبت‌های امام(ره) را به خاطر آوردم. شنیدن این جملات زیبا از زبان ایشان برایم قوت‌قلبی بزرگ بود. دوستانم را جمع ‌و خوابم را برایشان تعریف کردم. همگی از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدیم، چراکه به فرموده‌های ایشان اعتقاد راسخ داشتیم و مطمئن بودیم ‌عملی خواهد شد. سه روز گذشت و هیچ اتفاقی نیفتاد. روز چهارم از رادیوی عراق اعلام شد ‌تا چند روز دیگر اسرای ایرانی و عراقی مبادله خواهند شد. با شنیدن این خبر جا خوردم و خیلی سریع به یاد صحبت‌های حضرت امام(ره) افتادم. دوستانم نیز به کنارم آمدند و تأویل خواب امام را به همدیگر تبریک گفتند. همه می‌دانستیم که این خبر مانند خبرهای آزادی قبل نیست که اسرا را تا لب چشمه می‌بردند و تشنه بازمی‌گرداندند، چون این بار حضرت امام(ره) مژده آزادی را به گوش اسرا رسانده بودند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها