
البته این بدان معنا نیست که همه تواناییهای این هوش مصنوعی با کودک برابر است. در واقع توانایی این هوش مصنوعی از نظر دایره واژگان بیشتر از یک کودک چهار ساله است، اما از نظر آگاهی ناخودآگاه نسبت به دنیای اطراف ضعیفتر از یک کودک عمل میکند.
سرمایهگذاریهای گسترده و مطالعات زیادی که در دهههای اخیر روی هوش مصنوعی به انجام رسیده سبب شده این حوزه از دانش بشری رشد چشمگیری را تجربه کند.
برخی دانشمندان بر این باورند هوش مصنوعی در حال نزدیک شدن به نقطه تکینگی(singularity) است. نقطه تکینگی به وضعی گفته میشود که از آن پس، هوش مصنوعی از هوش انسانی پیشی میگیرد. برخی از موفقیتهای چشمگیر پروژههای هوش مصنوعی همچون برد در برابر گری کاسپارف (شطرنجباز معروف روس) نشانگر پیشرفت چشمگیر این بخش از فناوری بشری است.
اما با وجود این دستاوردها، هنوز هوش مصنوعی نمیتواند برخی ویژگیهای انسانی را شبیهسازی کند. برای نمونه هوش مصنوعی همیشه نیاز به اطلاعات و محاسبات زیاد در مورد موقعیتهای مختلف دارد و بر خلاف انسان نمیتواند حدسهایی قوی بر مبنای حس درونی خود داشته باشد.
بسیاری از نوآوریهای مختلف بشر تنها به خاطر همین حس و ندای درونی شکل گرفتهاست. همین حس و آگاهی درونی است که در نهایت به خلاقیت و در نوردیدن مرزها و محدودیتهای موجود میانجامد. انسانها از طریق تجربیات مختلف و گستردهای که در زندگی خود به دست میآورند به نوعی آگاهی ناخودآگاه میرسند. از آنجا که شناخت ما نسبت به ماهیت این نوع آگاهی محدود است، شاید نتوان به همین سادگی آن را به هوش مصنوعی آموزش داد.
livescience / مترجم: صالح سپهریفر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم