در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بدون شک جایگاه مناسب و نفوذ سرمربی پرتغالی تیم ملی ایران در سلسله مراتب فوتبال کشورش سهم اول را در جور شدن برپایی اینگونه اردوها دارد، اما همسو با آن در این نکته نیز تردیدی وجود ندارد که بخشی تازه از چالشهای کارلوس کرش با تیمهای باشگاهی ایران بر سر تعدد اردوهای ملی و تاثیر منفی آن روی باشگاهها و مسابقات لیگ در راه است، بویژه که کرش طول مدت اردوها و مسابقات تیم ملی را تا زمان برپایی جام جهانی حدود چهار ماه قید کرده و آنطور که از ظواهر امر برمیآید، این اردوها تا زمان پایان برپایی لیگ (اردیبهشت 93) شش تا هفت تعطیلی دیگر در روند لیگ ایجاد خواهد کرد.
شاید یکی دو تای آنها با تعطیلات طبیعی و رایج در ایران (مثل نوروز) همزمان شود، اما دیگر اردوهای موردنظر سرمربی تیم ملی ایران به برنامههای باشگاهها برای کسب بهترین نتایج در لیگ لطمه خواهد زد.
با پذیرش این اصل حتمی و به قصد کاستن از میزان این ضرر تا به حال جلسات متعددی میان سران سازمان لیگ و کرش برگزار شده و با این که مهدی تاج مدعی است در این جلسات محکم پای منافع تیمهای باشگاهی ایستاده و کرش را مجبور به تغییر در رویههای کاریاش کرده، اما به نظر میرسد که کرش هر موقع خواسته این اردوها را برگزار کرده و به هر میزان که خود خواسته، لیگ را به تعطیلی کشانده است.
کرش عموما نگاهی منفی به لیگ ما دارد و بدون این که به زبان آورد و بروشنی بگوید معتقد است که این مسابقات کیفیت لازم را ندارد و بیشتر با تدابیر منفی همراه است و برگزاریاش بهره فنی بزرگی را به تیم ملی نمیرساند.
اظهارات روشن او درباره این که در هر مسابقه لیگ میزان زمانی که به گونههای مختلف به هدر میرود و سیستمهای کند و بدون شادابی تیمها بازیها را بیکیفیت ساخته، نشانههای وجود این باور در اوست.
بهزعم او برگزاری این لیگ باعث پیشرفت فنی تیم ملی نمیشود و به همین علت بود و نبود آن یکی است و به تعطیلی کشیدن مکرر آن به قصد برپایی اردوهای ملی نیز کاری نادرست نیست و برعکس اقدامی مفید است، کرش در عین حال از محصولات همین لیگ به زعم او منفی و متوسط، بیشترین بهره را میگیرد.
از یاد نبردهایم که کرش وقتی عقب افتادن ایران از رقبای اصلیاش را در مرحله نهایی انتخابی جامجهانی به چشم دید، برای سه بازی آخر به ترکیب استقلال که فاتح لیگ شده بود، روی آورد و شش بازیکن از این تیم را در ترکیب اصلی تیم ملی قرار داد و چون آن ترکیب کاملا هماهنگ بود، از سه مسابقه که دو تایش خارج از تهران بود، حداکثر امتیاز را گرفت و موجب صعود ایران شد.
درست است که امیر قلعهنویی بهصراحت به این مساله اشاره کرد و گفت که کرش با روش او و بازیکنان وی کلید گمشده صعود به جامجهانی بیستم را یافته است، اما سرمربی شصت ساله تیم ملی ایران تااین لحظه هیچ سخن شفافی در زمینه روشهای استقلال و مربیان آن نگفته است. به کلام صریحتر او از روشها و سیستم و آدمهای موفق یک لیگ پل صعود را روی دریاچه مواج ناکامی استوار کرد، ولی در عین حال بارها از کیفیات بد لیگ انتقاد کرده و هرگاه دلش خواسته در برگزاری آن تاخیر انداخته است.
آیا راهی برای رسیدن دوطرف ماجرا به یک نقطه معقول و حد وسط که توسط آن هر دو طرف بهرهمند شوند و ضررها به حداقل برسد، وجود دارد؟ پاسخ متاسفانه خیر است و اردوی قریبالوقوع احتمالی در پرتغال در دل شهریورماه سند آن است.
زمانی که موضع کرش ضعیف بود و او به سبب شکست تیم ملی برابر لبنان و ازبکستان از هر سو تحت فشار و تهاجم قرار داشت و حتی طرح برکناری او و رویکرد به یک مربی وطنی (طبعا قلعهنویی!) بارها توسط مقامهای بالادست بررسی شده بود، کمک مربی پیشین منچستر یونایتد حرفش را به کرسی مینشاند و اردوهای دو، سه هفتهای خود را در ایران و خارج دایر میکرد، چه برسد به حالا که پس از صعود تیم ملی در موضع قدرت قرار دارد و هر کار بخواهد، میکند و تعداد تیمهای لیگ را کم میکند و طرح اردوها و مسابقات تدارکاتی 120 روزه طی 9 ماه باقیمانده تا جامجهانی را رو میکند و جام حذفی ایران را زاید و حتی لیگ قهرمانان آسیا را مسابقه میکی ماوس(!) توصیف میکند.
راستی بین خودمان بماند: آیا 31 کشور دیگر صعودکننده به جامجهانی 2014 هم تا زمان برپایی این مسابقات 120 روز اردو و مسابقه برای تیمهای ملی خود ترتیب خواهند داد و اگر مربیان تیمهای ملی آنان بخواهند، با این درخواست موافقت خواهند کرد؟ پاسخ این پرسش را شما قطعا بهتر از ما میدانید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: